فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Tuesday, October 04, 2016

ما را باور کنید؛ ما دچار تعارضیم

«تئاتر مستند» اصطلاحی‌ست که در سال‌های اخیر، میان اهل تئاتر رایج شده اما این اصطلاح با ذات تئاتر که در لحظه بر صحنه جریان می‌یابد تناقض یا دست‌کم مغایرت دارد (برخلاف سینما که می‌توان واقعه‌ای را در لحظه ثبت و بعد با پردازشی هنرمندانه به‌عنوان یک «اثر» نمایش داد). منظور از کاربران این اصطلاح، البته بازسازی نمایشی یک واقعه اغلب آشنا (و طبعاً آمیخته با تفسیر سازنده آن) است که شاید «بازسازی نمایشی واقعه‌ای مستند» توصیف دقیق‌تری از این سبک نمایشی باشد. از نمونه‌های نزدیک و آشنای یکی‌دو سال اخیر هم می‌شود به عاشقانه، عامدانه، قاتلانه (ساناز بیان) و هم‌هوایی (افسانه ماهیان) اشاره کرد. اما «ماکیومنتری» یا واقعی‌نمایی (در برابر داکیومنتری) اصطلاح و توصیف دقیق‌تری برای این سبک نمایشی است. در نوع اول، گفته یا ناگفته، معمولاً تماشاگر با نمایشی روبه‌روست که پیشینه‌ای ذهنی درباره‌اش دارد و خواه‌ناخواه، مدام نمایش را با اصل واقعه، و تفسیر خود را با تفسیر خالق نمایش مقایسه می‌کند. اما نوع دوم، معمولاً بدون سابقه ذهنی اتفاق می‌افتد و معمولاً حاوی غافلگیری‌هایی در طول نمایش و اغلب در پایان آن است. در سینما، پروژه بلرویچ (دانیل مایریک و ادواردو سانچز، ١٩٩٩) و من هنوز این‌جا هستم (کیسی افلک، ٢٠١٠) از نمونه‌های معروف ماکیومنتری هستند. نمایش درباره تصویرت از من تجدیدنظر کن، کار آروند دشت‌آرای که آخرین روزهای اجرایش در تالار چارسوی تئاتر شهر است، یک «نمایش ماکیومنتری» دیدنی و کم‌سابقه در تئاتر ما است که شباهت‌هایی با «ریلیتی شو»های تلویزیونی غرب دارد و البته در آن نمونه‌ها هم واقعاً نمی‌توان تشخیص داد که چه‌قدر از آن‌چه می‌بینند واقعیت است، چه‌قدر بداهه و چه‌قدر فکرشده و ازقبل‌چیده‌شده است. آن‌چه این نمایش را از اندک نمونه‌های مشابه تئاتر ما متمایز می‌کند، حضور و دخالت تماشاگران در آن است که هرچند خود دشت‌آرای به‌عنوان یکی از بازیگران حاضر در صحنه تلاش می‌کند آن را به مسیر مورد نظر هدایت کند، اما طبعاً با دخالت تماشاگران اجرای هر شب با شب‌های دیگر تفاوت‌هایی دارد.
نمایش در قالب یک بررسی بینافرهنگی (با هدایت پشت‌پرده نغمه ثمینی!) طراحی شده که سه زوج (مردان اروپایی و زنان ایران) گویی در یک جلسه ارزیابی توانایی‌های نمایشی‌شان شرکت دارند تا به پرسش‌های کارگردان و همسرش (و تماشاگران) درباره زندگی شخصی‌شان، نحوه آشنایی و کیفیت فعلی زندگی مشترک‌شان (از زاویه تفاوت‌ها و تعارض‌های فرهنگی) پاسخ بدهند و در مواردی لحظه‌هایی از زندگی گذشته‌شان را بازی کنند تا تماشاگران در نهایت، زوجی را که به نظرشان برای یک پروژه اصلی نمایشی درباره همین موضوع بررسی‌های بینافرهنگی مناسب تشخیص می‌دهند انتخاب کنند. ظاهراً لحظه‌هایی از بخش‌های غیرنمایشی این «تست بازیگری»، از مدار خویشتن‌داری حاضران صحنه خارج می‌شود و آن‌ها انگار برخلاف خواسته‌شان و روال نمایش، مقداری از مکنونات قلبی و جنبه‌هایی خصوصی از زندگی‌شان را هم در برابر تماشاگران لو می‌دهند. آن‌ها حتی برخی از جنبه‌های بداهه‌نمایی و نابلدی را هم خوب از کار درمی‌آورند؛ مثل زوج ایرانی/ هلندی که در جایی از نمایش، به درخواست کارگردان، اولین دیدارشان را به صورت نمایشی بازسازی می‌کنند و مثل یک نمایش تمرین‌نشده و هماهنگ‌نشده، آن لحظه‌ها را با ناشیگری و پُراشتباه بازی می‌کنند.
برای آن‌که اگر قصد تماشای نمایش را دارید، جذابیت آن را زایل نکنم، از توضیح و حتی تفسیر بیش‌تر صرف‌نظر می‌کنم، زیرا حتی تفسیر آن هم می‌تواند برخی از غافلگیری‌های نمایش را از بین ببرد. اتفاقاً یکی از مشکلات ماکیومنتری این است که فقط یک‌بار می‌توان با آن غافلگیر شد، اما نمایش درباره تصویرت از من تجدیدنظر کن از این زاویه دیدنی می‌شود که ببیند بازی تماشاگران در این نمایش چه‌گونه می‌شود و احیاناً چه تغییرمسیری به نمایش روی صحنه می‌دهد.

روزنامه شرق، شماره 2697، سه‌شنبه 13 مهر 1395

Labels:



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©