فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Monday, August 29, 2016

رهاورد يک آوانگارد تئاتر

آن‌چه داود رشيدی برای سينمای ايران آورد

اولين بازيگران سينمای ايران، فعالان تئاتر و راديو بودند؛ در آن سال‌ها نگاه تئاتری‌های ايران به مقوله نمايش يک نگاه سنتی بود و حتی چپ‌های تئاتر ايران هم نگاه‌شان به تئاتر كلاسيک بود. هنوز تئاتر مدرن به ايران نيامده بود. مدرنی هم كه می‌گويم چخوف و ايبسن منظورم نيست كه برخی از فرنگ‌برگشته‌ها كم‌وبيش بارقه‌هايی از تئاتر مدرن را با خود به صحنه‌های تئاتر كشور آوردند؛ بيش‌تر منظور تئاتر آوانگارد است كه هنوز به ايران نيامده بود. در اواخر دهه 30 و در اوایل دهه 40 غلبه چيزی كه زنده‌ياد دكتر هوشنگ كاوسی نامش را فيلمفارسی گذاشت باعث شد تئاتری‌ها كه نگاه جدی‌تری به هنر داشتند، از سينمای فارسی رويگردان شوند و سينمای ايران بازيگرهای خودش را توليد كرد. در سال 1348 با فيلم گاو و با شروع سينمای موج نو، تئاتری‌ها با سينما دوباره آشتی كردند اما وقتی داود رشيدی فيلم فرار از تله را بازی كرد به تعبيری يک نقطه عطف در سینمای ايران و مقوله بازیگری‌اش پدید آمد كه البته اين موضوع ارتباطي به كيفيت بازيگری او ندارد و بيش‌تر متكی به نوع حضور اوست. رشيدی تئاتر را در خارج از كشور آموخته بود و وقتی وارد سينما شد، نامش به طور مشخص با در انتظار گودوی ساموئل بكت گره خورده بود و بكت هم البته يكی از مظاهر تئاتر آوانگارد است. رشيدی در نمايش‌های ديگری هم بازی يا كارگردانی كرده بود، اما بيش از همه نامش با همين نمايش‌نامه می‌آمد. من آن زمان نوجوانی بودم كه سينمای ايران را به طور جدی در مطبوعات دنبال می‌كردم. وقتی عكس‌ها و خبرهای حضور داود رشيدی با آن سابقة تئاتری در مطبوعات چاپ شد به نظرم آمد كه يک اتفاق در سينمای ايران و بازيگری در حال شکل‌گیری است؛ اتفاقی که به سينمای آن روز ايران اعتبار می‌بخشد.
موج نو البته سينمای ايران را دگرگون كرد، اما تئاتری‌هايی كه با اين موج به سينمای ايران آمدند يا به آن بازگشتند از جنس همان تئاتری‌هايی بودند كه پيش‌تر هم در آغاز دوره دوم سينماي ايران در آن فعاليت داشتند. اما رشيدی از جنس ديگری و متعلق به دنيای ديگری از تئاتر بود كه جنبه‌ای روشنفكرانه داشت.
آوانگارديسمی كه داود رشيدی وابسته به آن بود، به وزن بازيگری سينماي ايران افزود و اعتبار سينمای ايران را در آن روزگار نزد روشنفكران سخت‌گير ارتقا داد. در بررسی‌های تاريخی پيرامون سينمای ايران به قائل شدن چنين نقشی در مورد داود رشيدی و تأثيرش در سينمای موج نو برخورد نكرده‌ام، اما به نظرم او عيار و اعتبار بازيگری (نه كيفيت آن را) در سينمای ايران را ارتقا داد و با آن پيشينه، وزن و وجاهت بيش‌تری به سينمايی آورد كه تا پيش از موج نو نزد روشنفكران نداشت.

Labels: , , , ,



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©