فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Sunday, May 29, 2016

عصای دست ما

انتشار دو مرجع سترگ و باارزش

به طرزی کاملاً تصادفی، حاصل کار پژوهش دو همکار عزیز و دقیق و سختکوش‌مان، هر دو در زمستان 94 منتشر و به نوعی خیال‌مان از دو بابت راحت شد. یکی جلد چهارم فیلمشناخت ایران، کار سترگ و باورنکردنی عباس بهارلوی سابقاً متخلص به غلام حیدری، که در آغاز راه غیرممکن می‌نمود و هرچه زمان می‌گذشت، با توجه به افزایش تولید فیلم در دهه گذشته، کار سخت‌تر می‌شد. هرچند که به نظر می‌رسد چون فیلم‌ها نزدیک به سال‌های زمان حاضر ساخته شده‌اند، فراهم کردن مواد و اطلاعات مربوط به آن‌ها آسان‌تر است اما خود بهارلو در مقدمه دردمندانه‌اش توضیح داده است که اصلاً این جوری نبوده و کار دشوارتر از تدارک جلدهای قبلی این مجموعه بوده است. البته توضیح‌های شفاهی مکرر بهارلو، وضعیت وخیم‌تری را توصیف می‌کند که او در روایت کتبی‌اش قدری تخفیف داده است و به هر حال امیدواریم اوضاع موجود باعث انصراف او از ادامه این کار بزرگش نشود.
دومین اثر مورد بحث هم کتاب‌شناسی کامل و به‌روزشده سینما در ایران است که اصغر یوسفی‌نژاد در ادامه دغدغه قابل‌احترام چندساله‌اش که علاوه بر معرفی و نقد برخی از کتاب‌های سینمایی در ماهنامه فیلم و جمع‌آوری فهرست و مشخصات همه کتاب‌های هر سال برای «کتاب سال سینمای ایران» ماهنامه فیلم، اینک همه آن‌ها را با قالب و ساختاری دیگر، در یک جلد گردآوری کرده است.
جلد چهارم فیلمشناخت ایران حاوی مشخصات و خلاصه داستان نزدیک به ششصد فیلم از هشت سال است. تیتراژ فیلم‌ها در این سال‌ها مفصل‌تر شده‌اند و بنابراین جلد چهارم هم نسبت به جلد سوم که حاوی مشخصات و داستان حدود 540 فیلم از محصولات ده سال سینمای ایران بود، حدود 320 صفحه قطورتر است. به همین نسبت، به دلیل طولانی‌تر شدن مشخصات فیلم‌ها، جلد چهارم فهرست نام‌هایش هم طولانی‌تر است. از حدود 650 صفحه جلد سوم تقریباً 160 صفحه‌اش فهرست نام‌هاست، و جلد چهارم که حدود 860 صفحه است، تقریباً 230 صفحه فهرست دارد. اصرار بهارلو در ثبت عنوان‌بندی کامل انتهای فیلم‌ها، از جمله فهرست همه کسانی که در انتهای فیلم‌ها از آن‌ها تشکر می‌شود یکی از دلایل حجیم شدن دو جلد اخیر است، در حالی که این نام‌ها عموماً به کار کسی نمی‌آید، حتی اغلب صاحبان این نام‌ها که به‌ندرت ممکن است حتی بدانند که نام‌شان در چنین کتابی آمده است؛ برای پژوهشگران سینمای ایران هم بعید است این قسمت از فهرست نام‌ها کاربردی داشته باشد. اگر در فهرست‌های انتهای کتاب دقت کنید، نام‌های بسیاری را می‌بینید که در برابرشان فقط شماره یک مدخل نوشته شده و اغلب این‌ها همان کسانی هستند که در عنوان‌بندی فیلمی از آن‌ها تشکر شده است. با این حال کمال‌گرایی بهارلو باعث شده که از این بخش از عنوان‌بندی فیلم‌ها چشم‌پوشی نکند، شاید نام آشنا یا مشهوری در میان آن‌ها باشد که پژوهشگری بابت آن تشکر کنجکاو دلیل و نقش آن فرد در آن فیلم شود، یا کسی از این میان در آینده به شهرت و اهمیت و اعتبار دست یابد و این هم بشود جزو کارنامه او. به هر حال چنین دقت و کمال‌گرایی و وسواسی بجز افزایش حجم کتاب و بالا بردن قیمتش هیچ ضرر دیگری ندارد و حتی می‌شود چنین نتیجه گرفت که هرچه کامل‌تر بهتر! فقط نگرانیم این تورم حجم کتاب و پیامدهایش باعث توقف در این مجموعه ماندگار و تحسین‌برانگیز شود. به جرأت می‌توانم ادعا کنم که عباس بهارلو سختکوش‌ترین و دقیق‌ترین مورخ و پژوهشگر سینمای ایران است که همین چهار جلد فیلمشناخت حتی برای کارنامه یک عمر پژوهشگری مایه اعتبارات فراوان است (و فقدانش می‌توانست کمبودی عظیم برای مطالعات سینمایی ایران باشد) اما می‌دانیم که بهارلو چند کتاب باارزش تحلیل و پژوهشی دیگر هم دارد که جای تحسین و تشکر دارد.
البته متأسفانه دسترنج او آن گونه که شایسته است بازتابی در جامعه فرهنگی (و حتی در جامعه سینمایی) ندارد. جلد چهارم در هشتصد نسخه منتشر شده و تیراژ جلد سوم حتی 550 نسخه بود (که در برابر 2200 نسخه جلدهای اول و دوم رقم‌های اندکی هستند). هرچند که با معیارهای جامعه ما قیمت این کتاب‌ها ظاهراً گران است، اما نباید تولید و قیمت‌گذاری چنین کتاب‌هایی را کیلویی با کتاب‌های دیگر مقایسه کرد؛ به‌خصوص که در همه جای دنیا چنین کتاب‌هایی را نهادهای دولتی منتشر می‌کنند، در حالی که فیلم‌شناخت‌ها را ناشری خصوصی منتشر کرده است که به طور طبیعی باید حساب دخل‌وخرج را داشته باشد. درست به خاطر همین اوضاع است که به دلیل افزایش هزینه تولید کتاب و کاهش میل به کتابخوانی در جامعه، اغلب ناشران با استفاده از امکانات فنی جدید که امکان چاپ کتاب در تیراژهای پایین را می‌دهد (در حالی که در گذشته، چون چاپخانه‌ها حداقل قیمت پنج هزار نسخه چاپ را از ناشران می‌گرفتند، تیراژهای پایین‌تر از دوسه هزار نسخه برای ناشران صرف نمی‌کرد)، کتاب‌ها را در تیراژهای خیلی پایین چاپ می‌کنند که همین تعداد هم در مدتی طولانی به فروش می‌رسد و با توجه به این که دستمزد مؤلفان بر اساس تیراژ محاسبه می‌شود، انگیزه مالی کافی برای چنین کارهای پرزحمتی نزد آن‌ها نمی‌ماند. کتاب‌شناسی سینما در ایران هم چنین وضعیتی دارد و ناشری خصوصی آن را در ششصد نسخه چاپ کرده و امیدواریم دست‌کم تعداد قابل‌توجهی از این گونه کتاب‌ها برای کتابخانه های کشور خریده شوند.
اصغر یوسفی‌نژاد که هم‌چنان پس از سال‌ها پشتکارش برای گردآوری همه کتاب‌های سینمایی و ثبت مشخصات آن‌ها را از دست نداده است، طبق توافق با مسعود مهرابی، محتویات کتاب‌شناسی او را که مشخصات کتاب‌ها تا سال 1379 را در بر می‌گرفت (منهای کاتالوگ جشنواره‌ها، جزوه‌ها، گاهنامه‌ها، سالنامه‌ها و تقویم‌های سینمایی) مبنای کارش قرار داده و با به‌روز کردن آن، تا امسال به رقم 2870 کتاب رسیده است؛ با همان تقسیم‌بندی و همان قالب کتاب‌شناسی مهرابی. در واقع حالا صاحب یک جلد کتاب‌شناسی هستیم که همه آن‌چه می‌شود نامش را «کتاب سینمایی» گذاشت در آن گرد آمده است. خسرو دهقان هم مقدمه کوتاهی به سبک آشنایش بر این کتاب نوشته است. هم یوسفی‌نژاد و هم بهارلو در مقدمه‌های‌شان فروتنانه به این موضوع اشاره کرده‌اند که ادعا ندارند نتیجه کارشان کامل است و هیچ نقصی ندارد. ولی ما در مورد این دو موضوع، هیچ منبع کامل‌تر دیگری سراغ نداریم و این‌ها به‌واقع عصای دست ما در مسیر کارمان هستند. بنابراین دست این دو مؤلف بی‌ادعا و زحمتکش را می‌بوسیم و قدرشناس و سپاسگزارشان هستیم.

Labels: ,



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©