فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Tuesday, May 31, 2016

همه چیز برای فروش

ستون هفتگی گرکدن (اعتماد) / 34


همراه تصویرهایی از حضور اصغر فرهادی و گروهش که برای شرکت در نمایش‌های فیلم فروشنده به کن رفته بودند، یک ویدئوی تقریباً پنج دقیقه‌ای هم در فضای مجازی منتشر شده بود از پایان نمایش رسمی فیلم در سالن اصلی کاخ جشنواره و تشویق و ابراز احساسات تماشاگران به طور ایستاده. در خبرها و گزارش ها از حضور فیلمی در جشنواره‌ای و تحسین و تشویقی که نثار آن فیلم شده، کلمات و توصیف‌هایی به کار می‌رود که گاهی ممکن است به نظر اغراق‌آمیز بیاید. این جمله که «جماعت ده دقیقه ایستاده بودند و کف و سوت می‌زدند» شاید نهایت معنای واقعی‌اش این باشد که عده‌ای یکی‌دو دقیقه ایستادند و تشویق کردند. اما این‌جا، در این ویدئوی منتشرشده اغراقی در کار نیست. خود ویدئو چهارونیم دقیقه است و البته از ابتدای تشویق‌ها در آن نیست. این‌جور وقت‌ها معمولاً تشویق‌ها با شروع عنوان‌بندی پایانی فیلم آغاز می‌شود و نمی‌دانم طول تیتراژ پایانی فروشنده چقدر است (تیتراژهای پایانی، اغلب طولانی‌اند) و به هر حال ما در این ویدئو، صحنه را از جایی می‌بینیم که نمایش تیتراژ هم به آخر رسیده، چراغ‌های سالن روشن شده، تماشاگران ایستاده‌اند و تک‌وتوکی هم در حال برخاستنند. در انتها هم پیداست که فرهادی برای پایان دادن به این «وضعیت» گروهش را به‌سوی بیرون از سالن هدایت می‌کند و همراه با حرکت آن‌ها در میان ردیف صندلی‌ها به‌سوی خروجی، موج تشویق‌ها فروکش می‌کند. بنده البته فقط یک بار به کن رفته‌ام و در جشنواره‌های دیگر هم چنین تشویقی را به یاد ندارم.
تا این‌جا بیش از دویست کلمه توضیح داده‌ام که به کجا برسم؟ به این که با یک دودوتا چهارتای ساده، خبر «ده دقیقه تشویق ایستاده تماشاگران کاخ جشنواره کن پس از نمایش فیلم فروشنده» نه‌تنها اغراق نیست، بلکه کم هم حساب شده. در واقعیت، بیش از این‌ها بوده و آخرش هم خود کارگردان کات داده. حالا این سؤال هم ممکن است پیش بیاید که خب، منظور؟ البته منظور که تا حدی روشن است. یعنی فیلمی از سینمای ایران در مهم‌ترین جشنواره سینمایی دنیا چنین توسط انبوه تماشاگران که اغلب‌شان فیلم‌بین حرفه‌ای و برخی سینماگر حرفه‌ای هستند تحسین شده. برندگان یک جشنواره را تعدادی انگشت‌شمار به عنوان داور انتخاب می‌کنند، اما این‌جور تشویق، با این کمیت و کیفیت، کار یکی‌دو نفر نیست. هیچ‌جوری نمی‌شود آن را برنامه‌ریزی کرد. نه وزارت امور خارجه فرانسه، نه اتحادیه اروپا، نه لابی صهیونیسم بین‌المللی و نه کل استکبار جهانی نمی‌توانند چنین رویداد و منظره‌ای را برنامه‌ریزی و مدیریت کنند. این اتفاقی خودجوش است.
حالا آقای بهروز افخمی ادعا کرده جشنواره کن جشنواره دگرباشان است. زمانی آدم توی یک گپ دوستانه و در گرماگرم شوخی‌های «بی‌منظور» حرفی می‌زند و می‌گذرد و کسی هم دنباله‌اش را نمی‌گیرد که چی گفتی؟ منظورت چی بود؟ و زمانی در یک رسانه عمومی که هر کلمه گوینده و حتی لحنش معنا دارد و حساب‌وکتاب دارد. آقای افخمی که فیلم‌سازی مورد توجه و نظرکرده و «متعهد» است و خودش ده سال پیش در همین جشنواره مورد بحث فیلم داشته و در آن شرکت کرده و روی فرش قرمزش رفته، آیا واقعاً معتقد است که جشنواره کن جشنواره دگرباشان است یا همین‌جوری یک چیزی گفته؟ بعید است همین‌جوری گفته باشد. آقای افخمی می‌داند چنین حرفی چه معنایی دارد و به سود و زیانش فکر کرده. بنده وکیل مدافع جشنواره کن نیستم. بحثم سر همین نگاه و گفتنش است و ترکش‌های آن. معنی چنین حرفی در فرهنگ عمومی همه جوامع این است که شرکت‌کنندگان در چنین جشنواره‌ای، چه به عنوان سینماگری که فیلمش در این جشنواره است و چه کسی که به هر عنوانی در آن حضور پیدا می‌کند، این‌کاره است. هیچ توجیه و معنای دیگری ندارد. حالا فارغ از آن جماعت بسیار اندکی که در کل دنیا و از جمله در سرزمین خودمان دگرباش هستند، با آن تعداد باز هم اندکی که دگرباش نیستند اما حقوق آن‌ها را به رسمیت می‌شناسند، اکثریت مردم دنیا در برابر چنین انگ و نشانی گارد دارند و درست یا غلط، آن را توهین به خودشان تلقی می‌کنند، به‌خصوص در کشور ما که چنین انگی، چه در عرف اخلاقی جامعه و چه در قوانین جاری، مذموم است و پیامدهای اجتماعی و قانونی دارد. آن وقت گوینده، ادعا و اتهام یا فرضیه‌ای را مطرح می‌کند که نه تنها شامل همه گردانندگان و سیاست‌گذاران آن رویداد بلکه همه کسانی می‌شود که در آن شرکت می‌کنند، از جمله همکاران خود گوینده و خود شخص گوینده که یک بار در آن شرکت کرده است. البته آقای افخمی این هنر را دارد که به کمک جلوه‌های ویژه و سایر ترفندهایی که بلد است، فرضیه‌اش را محدود کند به ده سال اخیر که خودش به کن نرفته. واقعاً این چه استدلالی است؟ به صرف وجود چند فیلم و چند نفر با ویژگی مورد نظر آقای افخمی، آیا می‌توان این امر را به کل جشنواره‌ای تعمیم داد و آن وقت از آن بهره‌برداری سیاسی کرد؟ خوب دقت کنید که صرفاً به دلیل وجود عده‌ای سینماگر با ویژگی مشخص معلومی، یکی بگوید که مثلاً سینما حرفه آدم‌های فلان‌کاره است. آن وقت به خود آقای افخمی به عنوان یک سینماگر برنمی‌خورد؟
البته افخمی در برنامه اخیر «هفت» تلاش کرد با توضیح درباره این نظرش، موضوع را به مدیران و گردانندگان جشنواره کن محدود و از سینماگران و شرکت‌کنندگان اعلام برائت کند! اما پیدا بود که این نوعی دست و پا زدن است. نامبرده در این میان پاسخ گفتن به اظهار نظر و اعلام تعجب یک‌جمله‌ای نگارنده در اینستاگرام را هم از یاد نبرد. (که نوشته بودم: «ای بابا... این که از فراستی هم جلو زد.») البته شخصاً آن قسمت از برنامه را ندیدم اما پاسخ گفتن به یک جمله حداکثر ده‌هزار تیراژی در یک رسانه میلیونی، آن هم با لحنی گویا شبیه سایر موارد منکوب‌کننده در این برنامه، ادامه همان سیاست آشنای «هفت» در دوره تازه‌اش است. حالا با دو جایزه‌ای که فروشنده در جشنواره کن گرفته، قاعدتاً باید افخمی معتقد باشد که همان مدیران و سیاست‌گذاران دگرباش جشنواره به داوران خود (که یک سینماگر ایرانی هم در میانشان هست) دیکته کرده‌اند که جایزه بازیگری و فیلم‌نامه را به شهاب حسینی و اصغر فرهادی بدهند و نخل طلایشان را به فیلم تند و چپ‌روانه کن لوچ همیشه چپ، چون برخلاف ظاهرشان حتماً آن‌ها یک چیزشان می‌شود.
کلاً سیاست داشتن فقط برای ما خوب است و دیگران هم اگر سیاستی دارند، در صورتی خوب است که مطابق سلیقه ما باشد، وگرنه مذموم و امپریالیستی و صهیونیستی و دگرباشی است. تقلیل دادن هر رویداد فرهنگی به سطح تحلیل‌های سیاسی (به قصد بهره‌برداری سیاسی) کار اهل سیاست است، در حالی که ما افخمی را به عنوان یک سینماگر می شناختیم. اما با شروع دوره تازه برنامه «هفت» هر چه می‌گذرد بیش‌تر دچار این تردید می‌شوم که حسن‌نیتی در پس آن برای پیشرفت یا حل مشکلات سینمای ایران وجود دارد. سهل است که می‌توان به سوءنیت هم فکر کرد.

هفته‌نامه کرگدن، شماره 6 (شماره مسلسل: 58)، سه‌شنبه 11 خرداد 1395

Labels: , ,



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©