فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Monday, April 11, 2016

آرزوی سعه‌صدر سینمای بدنه شعار است
هنروتجربه نباید توهم ته‌تغاری و سوگلی بودن ایجاد کند

مناظره هوشنگ گلمکانی و ابوالحسن داودی درباره مزایا و آسیب‌های «هنروتجربه» - بخش اول

هنر و تجربه؛ شاهین امین: راه‌اندازی گروه هنروتجربه با بحث‌ها، مخالفت‌ها و تردیدهای فراوانی همراه بود اما هرچه از عمر این گروه می‌گذشت از تردیدها و مخالفت‌‌ها کاسته و بر امیدها و حمایت‌ها افزوده شد. فارغ از مخالفت‌هایی که هم‌چنان وجود دارد - و البته شاید به دلیل استقبال از هنروتجربه کم‌تر مطرح می‌شود – و نقدهایی که به نحوه اکران فیلم‌هایی می‌شود، هم‌چنان نگرانی‌هایی درباره آینده و عملکرد آن و تاثیرش بر سینمای بدنه در بین برخی از سینماگران و منتقدان حس می‌شود. نگرانی‌هایی که هم منشأ عینی دارد و هم ذهنی. در همین ارتباط در ادامه گفت‌وگوها، مناظره‌هایی و یادداشت‌هایی که درباره گروه هنروتجربه در ماه‌های گذشته داشتیم فکر کردیم بعد از ۱۸ ماه که از آغاز اکران‌های این گروه می‌گذرد مناظره‌ای دیگر را برگزار کنیم تا آرا و نظرات هر دو گروه از منظری دیگر منعکس شود. هوشنگ گلمکانی از اعضاء شورای سیاست‌گذاری هنروتجربه و سردبیر ماهنامه فیلم در یک‌سو و ابوالحسن داودی فیلم‌سازی که اتفاقاً در سینمای بدنه هم دست به تجربه‌گرایی زده است و مخالف ماهیت هنروتجربه نیست، اما به نحوه راه‌اندازی و عملکرد گروه انتقادهای جدی دارد و نگران تاثیراتش بر بخش صنعتی نصفه‌ونیمه سینمای ایران است در سوی دیگر. و البته من به عنوان پرسش‌گر که نمی‌توانستم بی‌نظر باشم.

* نظرات آقای گلمکانی را درباره هنروتجربه تقریباً همه می‌دانیم، برای همین ابتدا می‌خواهم از آقای داودی شروع کنم و امیدوارم که توافق نداشته باشید و بحث و جدل خوبی را شاهد باشیم!
ابوالحسن داودی: اتفاقاً فکرمی‌کنم باید با بحث را برمبنای صحبت‌های آقای گلمکانی پیش ببریم. چون ایشان جزو متولیان اصلی هنر و تجربه است و به نظرم باید اول حرف‌های ایشان را بشنویم.
* راستش می‌خواستم از محل اختلاف شروع کنم. اما حالا آقای گلمکانی شما با صحبت درباره هنر و تجربه بحث را شروع کنید تا در ادامه برسیم به واکنش‌های سینمای بدنه که بخشی از آن یا از ابتدا با هنر و تجربه مخالفت کردند و یا اساساً واکنش ویژه مثبتی به آن نداشتند و بی‌توجه بودند و یا این که منتظر منتفی شدن این جریان هستند.
هوشنگ گلمکانی: من در اين باره چند بار حرف زده‌ام و علاقه‌ای به حرف‌های تکراری ندارم، اما ممکن است طی بحث ناچار به تکرار برخی مباحث شویم. البته این را هم بگویم که هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم درباره هنر و تجربه، با آقای داودی به عنوان موافق و مخالف صحبت کنم. اتفاقاً موردی که برای آقای داودی و فيلمش رخ ديوانه در ارتباط با گروه هنر و تجربه پیش آمد، برای بحث کردن موضوع مناسبی است.
* چه موردی؟
گلمکانی: اکران فیلم رخ دیوانه مصادف با پیوستن سالن ‌شماره دو سینما فرهنگ به گروه هنروتجربه شد. آقای داودی می‌دانند که من چقدر این فیلم را دوست دارم و معتقدم که اين يک فیلم هنروتجربه از سینمای بدنه است. زمان ساخت فیلم تقاطع هم خیلی خوشحال شدم که یک فیلم‌ساز از نسل ما خودش را به‌روز می‌کند. اما در مورد هنروتجربه این نکته را اول بگویم که از همان ابتدا مطمئن بودم، علت ناکامی طرح‌های قبلی اکران فیلم به‌اصطلاح "مخاطب خاص"، این بود که این گونه فیلم‌ها، باب طبع سینمای بدنه و بخش سنتی سینمای ایران نیست. این فیلم‌ها در اکران سالن‌های اندکی داشتند اما کلاً زیاده‌خواهی طبع بشر او را به اين نتيجه می‌رساند که چرا همین یک تکه هم باید از سهم من کنده شود. به همین دلیل وقتی طرح سینمای هنروتجربه هم به اجرا نزدیک می‌شد، نکته‌ای که روی آن اصرار داشتم این بود که هنروتجربه اصلاً نباید کاری به امکانات نمايشی سینمای بدنه داشته باشد. در واقع باید برود سراغ امکانات مُرده‌ای که فراوان در كشور وجود دارد و آن‌ها را احیا کند تا سینمای بدنه هم احساس نکند، لقمه‌ای از کنار سفره‌اش کنده می‌شود. منتهی به نظر می‌آمد که اراده جمعی بر اجرای سريع‌تر این طرح است. در حالی که گمان می‌کردم ابتدا باید یک‌جایی، ساختمانی اختصاصی برای گروه هنروتجربه تعیین شود، که سه‌چهار سالن کوچک داشته باشد، بعد هنروتجربه کارش را شروع کند.اما جمع می‌خواست كار زودتر شروع شود و به‌ناچار به سراغ یکی‌دو سالن سینمای بدنه رفتند. به نظرم واكنش‌های کل سینما و نه فقط آقای داودی از همین‌جا شروع شد. یعنی همه حساب می‌کنند این یک یا چهار سانسی که از این یک سالن گرفته شده، چقدر می‌شود و بعد که در تعداد روزها ضرب می‌کنند می‌گویند این‌قدر از درآمد ما کم شده است. این مسأله هم کاملاً طبیعی است. هنوز هم در جلسه‌های شورای سیاست‌گذاری وقتی بحثی در این ارتباط پیش می‌آید من می‌گویم مشکل اصلی هنروتجربه اجاره‌نشینی آن است و هر بار که آقای ایوبی را می‌بینم می‌گویم یک فکری برای اين مشكل اساسی هنروتجربه بکنید. این همه خرج مسائل مختلف می‌شود كه برخی از آن‌ها به تعبيری بر باد می‌رود، اما هزینه كردن جهت ساختن بنايی برای گروه هنروتجربه، جزو سرمایه‌های فرهنگی مملکت می‌ماند، حتی اگر ۲۰ میلیارد تومان خرج کنید و یک ساختمانی درست شود مثل خانه هنرمندان و تئاتر شهر، سرمایه فرهنگی است و به نام شما هم ثبت می‌شود و ماندگار خواهد بود. به‌خصوص که تغییر مدیریت‌ها هم نقشی در تداوم یا توقف آن نخواهند داشت. اما الان با وضعیتی که هست مدیر يا وزير يا دولت كه عوض شود هنروتجربه هم منتفی خواهد شد. پس مشکلی که وجود دارد، اجاره‌نشینی هنروتجربه است که با سینمای بدنه تداخل پیدا می‌کند. واكنش سینمای بدنه برايم قابل پيش‌بيني بود و کاملاً برای من قابل درک است. البته آرزو می‌کنم سینمای بدنه مقداری سعه صدر داشته باشد و گذشت کند اما خودم هم می‌دانم این حرف‌ها شعار است. باید اتفاقی بیفتد که سینمای هنروتجربه بدون تقاطعی با سینمای بدنه به زندگی‌اش ادامه دهد و اگر قرار است نقشی در سینمای ایران و آینده فرهنگی مملکت ایفاکند، بدون جنگ و دعوا باشد.
* هزینه حداکثر ۲۰ میلیارد تومانی یا حتی تجهیز یک سالن متروک که کسی با آن کاری ندارد، نباید خیلی ناممکن باشد. در هر صورت هنروتجربه به این طریق شکل گرفته است. حال سوال من این است در وضعیت کنونی با در نظر گرفتن ضریب اشغال پنج درصدی سینمای بدنه، جدا شدن یک سالن مانند سینما فرهنگ از چرخه اکران این سینما واقعاً چه ضرری برای سینمای اکران دارد؟ البته این را هم باید در نظر داشت که به هرحال سینمای ما باید جایی برای عرضه فیلم‌های نسل جدیدتر داشته باشد.
داودی: آقای گلمکانی حرف‌هايش را از قلب ماجرا و نقطه اصلی شروع کرد. واقعیت این است که در این شرایط اگر بخواهیم تحلیلی‌تر و آماری‌تر با این مسأله برخورد کنیم، این شرایط را باید ناشی ازعدم شناخت اتفاقی بدانیم که در سینمای ایران در حال رخ دادن است. این عدم شناخت هم با عرض معذرت، به شخص آقای ایوبی برمی‌گردد. ایشان در زمانی پشت این جریان را گرفت که نه به اندازه کافی از روان‌شناسی سینمای ایران آگاه بود و نه مناسبات را کاملاً می‌شناخت. به این معنا که در پَس آمارِ آحاد و ابزار سینما، یک روان‌شناسی خیلی خاص هم هست که تمام روابط و تعاریف مرتبط با آن روابط، از آن ناشی می‌شود. این واکنش‌ها بعضاً از طرف سینماگرانی عنوان شد که شاید برای دست‌اندرکاران و فیلم‌سازانی که متعلق به جمع هنروتجربه هستند، شگفت‌آور بود. یک افرادی شروع به مخالف کردند که قبلاً فکر می‌کردند مدافع تجربه، هنر و پیشرفت و نوآوری هستند. اما عملاً آن‌ها در موقعیت و گاردی قرار گرفتند که برای بسیاری همانند آقای گلمکانی یا خود آقای ایوبی تعجب‌آور بود. سینمای ما از بعد از انقلاب که ساختار آن در کل تغییر کرد، تبدیل به یک سینمای تک‌محصولی و ترسیده شده است. این ترس هم به دلیل مسائل مختلف بود نظیر تفاوت ذات سینما با فرهنگ غالبی که در جامعه ما شکل پیدا کرد و همچنین تفاوتی که بعد از انقلاب به وجود آمد. سینما اصولاً یک ابزار فرهنگی پرده‌در است که از طریق آشکار کردن...
گلمکانی: افشاگری
داودی: بله با افشاگری و وارد شدن در همه شئون، اخلاقیات، مسائل و مشکلات جامعه و… کارش را انجام می‌دهد. حتی وجه سرگرم‌کننده آن هم مثلاً خشونت است که با مناسبات جامعه بعد از انقلاب ما هم‌خوانی نداشت. بنابراین سینما سال‌های اولیه بعد از انقلاب به شکل یک عنصر ترسیده و با احتیاط و یواشکی کارش را شروع کرد. در این میان خودش را هم توجیه می‌کرد که دارم یک شکل نویی از سینما ارائه می‌دهم. این شکل نو در خیلی از کلیات با ساختار هماهنگی نداشت.این وجه ترسیده در سیستم تولید ما هم در طول این سال‌ها همواره ادامه پیدا کرد. یعنی در سینمای ما به‌جز این که ابزار صنعتی شدن نبوده، اراده‌ای هم برای صنعتی شدن وجود نداشته است. بنابراین همواره سینماگران این نگرانی را داشتند که اگر سینما از یک ظرفیت و حدودی خارج شود، شاید اراده‌های سیاسی و اجتماعی نخواهند دیگر سینمایی وجود داشته باشد؛ پس باید سینما را در همان شرایط محتاط خودش و ترسیده‌اش نگه داریم. در واقع غیر از این که حکومت پذیرفت که سینما باید یک سقف و محدودیتی داشته باشد که قابل کنترل باشد، اهل سینما هم پذیرفتند که پای‌شان را از گلیمشان درازتر نکنند.
گلمکانی: و زیادی جلب توجه نکنند.
* اما از یک جایی به بعد سینماگران با سروصداهای‌شان خلاف این قاعده عمل کردند.
داودی: بله، سینما از یک جایی به بعد و به دلیل شکل اولیه و بحثی که صدها بار شده و کاری که بهشتی و انوار کردند و ماجرای سینمای گلخانه‌ای، رشد پیدا کرد و از جایی به بعد این حس که سینما می‌تواند فراتر برود، به وجود آمد.
گلمکانی: و سینما باید از مخفی‌گاه بیرون بیاید.
داودی: در واقع سینما در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد آمادگی تبدیل شدن به یک نیمچه صنعت را داشت. اما شرایط آن زمان همانند پس از دوم خرداد، مسائل پیش آمده در سینمای نقد اجتماعی و… موانعی را ایجاد کرد که سینما پا را از گلیمش درازتر نکند. یعنی اگرنیمچه اراده‌ای برای بهبود ساختار و زیرساخت‌های سینمای ایران وجود داشت، به ضرر سینما از بین رفت. در واقع دیالوگ پنهانی بر سینما غالب شد که نگذارید سینما صاحب استقلال شوند. این نگاه شاید در کلیت نظام وجود نداشت اما در بخش‌هایی وجود داشت که توانستند حاکم شوند و در مجموع شکل دولتی سینما توسعه پیدا کرد. الان نصف بیشتر سالن‌ها متعلق به حوزه است. از آن طرف هیچ‌گونه رابطه‌ای بین سینماگر بخش خصوصی با دولت وجود ندارد. هرچند این هم که ما در سینما بخش خصوصی داریم بیش‌تر توهم است.
گلمکانی: دفترش بخش خصوصی است اما عمده سرمایه‌اش از دولت می‌آید.
داودی: بنابراین همه ارکان سینما از ابتدا تا انتها به دولت ختم می‌شود. پس این جنس سینما، یعنی سینمای ترسیده و یواشکی از سایه خودش هم نگران است. یعنی هر اتفاقی که در این سینما بیفتد همواره برای سینماگر به قول شاملو یک پَسِ پُشتی دارد و بر مبنای توطئه به آن نگاه می‌کند و بر اساس توهم توطئه به آن واکنش نشان می‎دهد. حالا در مورد هنروتجربه هم مناسبات این گونه رقم خورد که آقای ایوبی به عنوان رایزن فرهنگی ایران در فرانسه که آدم خوب و فرهنگی هم هست در سِمت رییس سازمان سینمایی گروه هنروتجربه را تشکیل داد. در این میان یک شیر پاک‌خورده‌ای هم مطرح کرد که می‌خواهند سناریوی سینمای دولتی فرانسه را این‌‎جا پیاده کنند و یواش‌یواش جنس سینمای بدنه را تغییر دهند و سینمای ایران بشود یک سینمای تجربی و آوانگارد و خوش‌ساخت که دولت هم پولش را می‌دهد و هم مکان عرضه‌اش را و از آن تعریف هم می‌کند.
* و این تصور یا توهم باعث واکنش بخش خصوصی شد!
داودی: بله... در جامعه ما این جنس تفسیر خیلی خریدار دارد و متأسفانه بعضی از اتفاق‌هايی که افتاد به این جریان دامن زد…
* مثل…؟
داودی: ابتدا این توضیح را بدهم که بخشی از داستان هنروتجربه از مباحث شورای صنفی نمایش بیرن آمد و خود من خیلی اصرار به تشکیل گروه داشتم. مبنا هم این بود که همانند این گروه بارها در سینمای ایران به شکل کاملا تجربی، تجربه شده است. یعنی حتی در ساختار شکل‌گیری هم به جای به‌کارگیری برنامه مشخص و مدیریت همه تجربه کرده‌اند. هر کدام از این برنامه‌ها هم در یک جایی لطمه خوردند که اصلاً توقع نداشتند. پيشنهاد من این بود که ابتدا دلایل شکست تجربه‌های متعدد پیشین بررسی شود و سپس این گروه جدید کار خود را شروع کند. یکی از دلایل این پیشنهاد هم همان نکته‌ای بود که آقای گلمکانی در ابتدای بحث به آن اشاره کردند. یعنی اصطکاک مستقیم منافع بسیار محدود و ترسیده سینمای بدنه با آن‌چه دارد رخ می‌دهد. حالا شاید خروجی این جریان به لحاظ آماری رقم بالایی نباشد اما تأثیر روانی آن خیلی زیاد است و این تأثیر روانی وقتی بیش‌تر می‌شود که از جانب دولت به شکل یک جریان سوگلی و ته‌تغاری با آن برخورد شود. در هر حال این دو عامل روانی و اقتصادی که باز هم تأکید می‌کنم، وجه روانی آن بسیار تأثیرگذارتر از وجه اقتصادی و یا کاربردیش است، باعث شکل‌گیری یک نیروی دافعه از ابتدا شد. یادم می‌آید در این مورد با آقای علم‌الهدی چند بار جلسه داشتیم. حتی پیش از عید هم در دفتر هنروتجربه جلسه‌ای گذاشتیم و من این موارد را تحلیل کردم. اما زمانی احساس خطر کردم که دوستان دست روی سینما فرهنگ گذاشتند. سینمای ایران اصولاً دارای ساختار سنتی متکی بر فرضیات است که وجه روانی آن تأثیرگذارتر است، مثل همین سیستم سرگروهی سینما و تقسیم سالن‌های سینما. تعداد سالن‌های سینمای ما به نسبت تولید، خیلی کم است. درواقع اگر بخواهیم به تعدادی که در انواع سینما تولید داریم، سالن سینما داشته باشیم، باید آمار سالن‌های سینما به ۳ تا ۵ هزار سالن برسد. در حال حاضر و خوش‌بینانه، حدود ۴۰۰ سالن داریم اما به شکل واقعی و استاندارد ما بیش از هفت پردیس در سراسر کشور نداریم که استاندارد سینمای جهانی را دارا باشند.
گلمکانی: یعنی ما فقط هفت پردیس در كل كشور داریم؟
داودی: پردیس که بیش‌تر داریم، اما من اشاره‌ام به پردیس‌هايی با استانداردها و معیارهای جهانی است. این را بر اساس تجربه‌ام طی این مدت در شورای صنفی نمایش می‌گویم.
گلمکانی: به‌طور کلی یکی از دلایل دعوا، کم بودن امکانات نمایشی است.
داودی: در این شرایط آقای ایوبی در جلسه‌ای یک سالن سینما فرهنگ را هم به هنروتجربه داد. در حالی که از سال پیش تلاش کرده‌ بودیم این سینما وارد چرخه سرگروهی شود و از طریق سینما فرهنگ توانستیم توازنی را در شمال و جنوب تهران و هم‌عرض و اندازه کردن سرگروه‌ها به وجود آوریم. این ماجرا کم‌کم جا افتاده بود که ناگهان این داستان، کلاً ساختار اکران را به هم ریخت. در همان جلسه در دفتر هنروتجربه گفتم که بخش عمده‌ای از سینمای خودم را متعلق به این جریان می‌دانم، چرا که من از تلویزیون و با مستند شروع کردم و بعد به سینمای تجربی رسیدم و اساساً خیلی از فیلم‌هایم هنوز ساختار تجربی دارند. پس به عنوانِ کننده این کار صحبت می‌کنم و می‌خواهم از دو مسأله به‌شدت پرهیز کنید. یکی دامن زدن به این توهم که هنروتجربه سوگلی و ته‌تغاری است و قرار است سفره ویژه‌ای برایش پهن شود. وقتی چنین توهمی به وجود آید آن‌گاه این‌که این سفره چقدر حقیرانه و مختصر است، اهمیتی ندارد. از طرفی این توهم می‌تواند به‌جز مخدوش کردن رابطه، به فعالیت هنرو‌تجربه هم خلل وارد کند. دوم این که به محدوده مختصر و کوچک سینمای بدنه دست‌اندازی نکنید. اتفاقی که در مورد سینما فرهنگ افتاد اگر چه در ظاهر محدود به یک سالن بود اما واکنشی را به وجود آورد و باعث شد ساختار و ترکیب سرگروه‌ها در کل به هم بخورد و این مسأله مناسباتی را هم که تقریباً جاافتاده و همه با سازوکار آن آشنا بودند، دچار اشکال و سردرگمی کرد و به نوعی بسیاری از آدم‌های جنس سینمای بدنه مسببش را هنروتجربه می‌دانند.
* با بحث سینمای ترسیده و تئوری توطئه و دامن نزدن به این توهم موافقم، اما این واقعیت هم وجود دارد که هر دولتی که می‌آید می‌خواهد بگوید من حرکت ویژه‌ای کرده‌ام. شاید هم این حمایت از هنر‌وتجربه به ضرر آن تمام شود. این که هنروتجربه نباید با سینمای بدنه اصطکاک داشته باشد، کاملاً درست است اما سینمای ما به یک ویترین برای هنروتجربه نیاز دارد، در کنار ویترین‌های دیگرش .کل بودجه هنر‌و‌تجربه به اندازه یک فیلم سینمایی معمولی است. اما به هرحال برای این جوان‌ها که شاید بسیاری از فیلم‌هایشان آثار خوبی هم نباشد، تعدادی هم فیلم خوب داشته باشند، باید یک اتفاقی بیفتد. اگر قرار باشد نگران آن ناراحتی ذهن‌های متوهم باشیم خب هیچ حرکتی نباید کرد.
داودی: البته بحث من اصلاً این نبود که این روش به این دلایل نباید باشد فقط تحلیل رفتاری بود از آنچه پیش آمد.
* شما برای عبور از این اصطکاک پیشنهادی هم دادید.
داودی: بله. عین همان پیشنهادی که در صحبت‌های گلمكانی به آن اشاره شد. این که جنس سینمای هنر و تجربه به گونه‌ای است که به شما اجازه به وجود آوردن محفل را می‌دهد. درواقع شما قبل از این که سینما به وجود بیاورید، باید یک محفل فرهنگی داشته باشید و این محفل با سیستم اجاره‌ای، هم‌خوانی ندارد. شما باید یک موقعیت داشته باشد و از کوچکی آن نترسید و آن را تبدیل به محفل بکنید. این هم اتفاقی نیست که تجربه نشده باشد. زمانی مرحوم هوشنگ کاوه سینما عصرجدید را تبدیل به قطب این جریان کرده بود و این سالن برای خود هویت داشت. یکی ازعمده ترین مشکلات سالن سینمای بعد از انقلاب ما عدم هویت است. به طوری که یک سالن هم شهر موش‌ها را اکران می‌کند، هم جدایی نادر از سیمین را و هم سراغ فیلم محمد رسول الله (ص) می‌رود.
گلمکانی: خب چون تصمیم از جای دیگری گرفته مي‌شود.
داودی: بنابراین هنروتجربه این ویژگی و امکان را دارد که مکانی را تبدیل به محفل و محلی صاحب هویت کند. نه این که روی جایی مانند سینما فرهنگ که یک نیمچه هویتی از گذشته برایش باقی مانده، دست بگذارید. این روش به‌نظرم در درازمدت به ضرر هنروتجربه خواهد شد. در حالی که هنروتجربه در هر جایی می‌تواند یک محفل درست کند.
* هر جایی به‌جز سالن سینما؟
گلمکانی: بله، هر جایی که بشود در آن فیلم نمایش داد.
داودی: الان با این سیستم‌های جدید با هزینه ۵۰ میلیون تومانی می‌شود یک مکان موقت برای نمایش فیلم راه انداخت.
* و اگر در این میان هنروتجربه سالنی مثل عصرجدید یا سینما بولوار را می‌خرید و فیلم‌هایش را اکران می‌کرد هم‌چنین مخالفت‌هايی صورت می‌گرفت؟
داودی: خیر، اگر مال خودش می‌شد. پیشنهاد ما سینمای کانون بود. البته ممکن است این ماجرا چهارپنج سال طول می‌کشید و یک عده برای از دست دادن چنین جایی می‌جنگیدند اما تشکیل این گروه ارزش جنگیدن را دارد. به‌هرحال ما وقتی از نقطه‌ای شروع می‌کنیم که به نظر می‌آید مال دیگران است، همیشه این توهم شکل می‎گیرد. مشکل این است که ما اول شروع می‌کنیم تا بعد ببینیم چه می‌شود.
* حکایت راه بنداز بعد جا بنداز؟
داودی: دقیقاً. بنابراین هنروتجربه از جایی به‌بعد باید برود در فضا و محفل خودش، تا فرصتی به من سینماگر بخش بدنه برای این توهم‌های ذهنی ندهد. این را که گفتم بخش ورودی ماجراست و تحلیل دیگری هم دارم.
* پیش از شنیدن تحلیل دوم شما می‌خواهم از آقای گلمکانی بپرسم آیا به نظر شما راه دیگری هم برای ادامه حیات هنر و تجربه وجود دارد؟
گلمکانی: با بیش‌تر حرف‌های آقای داودی موافقم و برای تشكيل و ادامه راه هنروتجربه مشکلی رخ داد که از قبل حدس می‌زدم. اما در مورد بخش چشم‌وهم‌چشمی باید بگویم اساساً تئوری حسادت حرف اول را در تمام روابط حرفه‌ای، اجتماعی و شخصی روزگار ما می‌زند.
داودی: و جزو اصلی سینمای ترسیده است.
گلمکانی: وقتی ترس باشد اعتمادبه‌نفس هم وجود ندارد و آدم‌ها زودتر عکس‌العمل نشان می‌دهند. درواقع مثل بیدی است که به هر بادی می‌لرزد. من از ابتدا هم گفتم که مشکل اصلی هنرو‌تجربه اجاره‌نشینی است.
* و نقاط اختلاف‌تان با صحبت‌های آقای داودی؟
گلمکانی: شاید نقاط اختلاف ربطی به هنروتجربه هم نداشته باشد اما این كه گفتند سناریویی وجود دارد که سازمان سینمایی قصد دارد ساختاری مشابه ساختار سینمای فرانسه را در ایران پیاده کند را متوجه نمی‌شوم. سی‌ان‌سی فرانسه که معادل بنیاد سینمایی فارابی ما است و سال‌هاست وجود دارد، سياست‌ها و روش‌های ديگری دارد.
داودی: من نگفتم معتقدم این اتفاق دارد می‌افتد. گفتم با وجود چند شاخصه که ذکر شد، این توهم بین سینماگران ما وجود دارد.
* اگر قرار بر پافشاری توهم باشد از هر حرکتی می‌توانیم بترسیم.
گلمکانی: پس برای رفع توهم این توضیح را بدهم که ساختار سینمای بدنه ما هیچ ربطی به ساختار بدنه سینمای فرانسه ندارد. شباهت‌هایی از قبل وجود داشته که ربطی به این دولت و سازمان سینمایی فعلی ندارد. عنوان سینمای هنروتجربه هم از ۵۰ سال پیش در فرانسه وجود داشته است. اما چون اصولاً بر اساس نشانه‌هایی اندک قضاوت می‌کنیم، خیلی‌ها بدون آن‌که شناختی از ساختار و شیوه کار آن سینما داشته باشند، می‌گویند دولت می‌خواهد آن ساختار را در این‌جا کپی کند. یک ضرورت تاریخی در فرانسه باعث به وجود آوردن زنجیره سینماهای هنروتجربه شد. ابتدا هم با چهارپنج سالن شروع کردند و الان بیش از ۱۰۰۰ سالن سینما این عنوان را دارند. در واقع اگر بخواهیم وارد مقوله تفاوت‌های هنروتجربه ما با آن‌ها بشویم، باید موارد بسیاری را عنوان کنیم. در ايران هم يک ضرورت تاریخی نياز به ايجاد چنين گروهی را مثل اغلب موارد تحمیل مانعش شويم كه داخل نشود ولی به‌هرحال از لای در و یک روزنی وارد می‌شود و فشارها که زياد می‌شود مقاومت‌مان تمام می‌شود و در را رها می‌کنیم و کنار می‌کشیم ، حتی ممکن است زیر سیلش هم غرق شویم. در مورد رفتار ویژه و سوگلی بودن هنروتجربه هم همان‌طور که آقای امین گفتند هر مدیری می‌خواهد پز یک حرکتی را بدهد و چقدر خوب که آدم پز جریان‌های خوب را که ضروری است و توخالی نیست بدهد. به نظر من در بین جوان‌های امروز سينما، بدون آن‌که تعریف و اسمی با عنوان هنروتجربه وجود داشته باشد، این سینما از قبل وجود داشت. پارسال وقتي که هنوز دو ماه بیشتر از شروع کار گروه هنروتجربه نگذشته بود، یکی از مدیران سینمایی سابق به من گفت شما دارید سینمای ایران را بدبخت می‌کنید، گفتم چرا؟ گفت همه سینمای ایران شده هنروتجربه! گفتم این گروه تازه دو ماه است راه افتاده و این ماجرا چه ربطی به آن دارد؟ این گروه در واقع بازتاب حضورش در جامعه است و این دنیای نو دارد خودش را تحمیل می‌کند. جوان‌ها که دست‌و‌پا بسته و راضی به حركت در مجراهای رسمی نیستند. آن‌ها از راه‌هايی که حتی فکرش را هم نمی‌کنید تغذیه می‌شوند و یاد می‌گیرند. این جوان، جوانِ سی سال پیش و دوران ما نیست که فقط محدود به فیلم‎های نمایش داده در سینماها باشند. بنابراین نباید مثل هميشه تاریخ پشت در بايستیم و مقاومت کنیم تا باز هم در سيلاب ديگری غرق شويم.

Labels: , ,



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©