فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Tuesday, February 16, 2016

اژدهای درون

ستون هفتگی اعتماد / 31

در روزهای برگزاری جشنواره فیلم فجر، تحت‌تأثیر بازی درخشان خانم پانته‌آ پناهی‌ها در نقش یک مادربزرگ روستایی/ حاشیه‌شهری در فیلم زیبای نفس (نرگس آبیار) پستی در اینستاگرام گذاشتم، با این اشاره که به نظر نمی‌رسد این بازی فوق‌العاده رقیبی برای دریافت سیمرغ بلورین داشته باشد. روز بیستم بهمن که فهرست نامزدهای دریافت جایزه‌های جشنواره اعلام شد نام این بازیگر حتی در میان نامزدها هم نبود. تعجب کردم و پست دیگری گذاشتم و به طنز، انتخاب نشدن او را به عنوان یکی از کاندیداهای جایزه، «تودهنی جانانه‌ای» به خودم تعبیر کردم و «به تلافی، سپاس بلورین و تحسین طلایی شخصی خودم را یک‌جا» به ایشان تقدیم کردم. عده‌ای طنز این متن را گرفتند و با آن همراهی کردند، عده‌ای آن را یک اعتراض جدی به هیئت داوران تلقی کردند و ضمن افزودن اعتراض‌های خود، خانم پناهی‌ها را تحسین کردند. دو نفر هم به بنده ایراد گرفتند که نباید به هیئت داوران بی‌احترامی کرد. و: مگر چون تو گفتی باید جایزه می‌گرفت؟
طبعأ منظور خودم اعتراض به داوران نبود و با آن متن کوتاه، فکر می‌کردم به شوخی دارم دریغ و حسرت خود را بابت این که نام این بازیگر در فهرست نامزدهای داوران نیست ابراز می‌کنم. در واقع داشتم انتخاب شخصی خودم را اعلام می‌کردم. وگرنه آدم باید خیلی خودپسند و خودبزرگ‌بین باشد که فکر کند خیلی آدم مهمی است که داوران با شخص او لجبازی کرده‌اند؛ خوش‌بختانه این خصلت در فهرست طولانی عیب‌های بنده نیست و شاید خودزنی نهفته در آن متن (تودهنی جانانه) از این حیث برای برخی گویا باشد که طبعأ برای چند نفر نبوده است. اما اعتراض‌های عمومی به داوران پس از اعلام فهرست نامزدها و سپس برندگان، امسال هم مثل هر سال برقرار بود و این اعتراض‌ها هیچ‌وقت تمامی ندارد، فقط گاهی حجمش و لحنش کم و زیاد و تند و ملایم می‌شود. فکر کردم این را بهانه‌ای کنم برای یادآوری این نکته که همیشه فهرست برگزیدگان هر شخص از جشنواره‌ای و آرای داوران هر جشنواره‌ای، مخالفان و چه‌بسا معترضانی دارد (مثل وقتی که مربی تیم ملی فوتبال فهرست بازیکنان انتخابی‌اش را برای دعوت به تیم ملی اعلام می‌کند)، منتها فضای جامعه ما طوری است که اغلب این اعتراض‌ها و مخالفت‌ها از تعادل خارج می‌شود و گاهی شکل پرخاش و توهین می‌گیرد و اتفاقأ در شکل عام، این نوع اعتراض‌ها مورد توجه بیش‌تری قرار می گیرد. البته همان‌قدر که اعتراض‌هایی با این لحن مورد استقبال موافقان نظر ابرازشده قرار می‌گیرد، مخالفان آن نظر نیز با همان لحن مقابله می‌کنند. خلاصه این که به‌ندرت این گونه اظهارنظرها در فضایی آرام مطرح و دنبال می‌شود. همان پست یادشده به دلیل طنز نهفته در آن که اعتراض به داوران تلقی شد، در مقایسه با سایر پست‌های بنده با استقبال و بازتاب بیش‌تری روبه‌رو شد، اما وقتی دیدم آن متن باعث سوءتفاهم شده و سعی کردم در دو پست بعدی قدری در مورد این موضوع (داوری) توضیح بدهم، کسانی ملامتم کردند که چرا جا زدی و پای حرفت نایستادی و چرا این‌قدر محافظه‌کاری؟
راستش چون خودم چند بار تجربه حضور در هیئت‌های داوری جشنواره‌ها، در داخل و خارج، از جمله همین جشنواره فجر را داشته‌ام، سعی کردم توضیح بدهم که داوری کار پیچیده‌ای است. هر تماشاگری فهرست فرضی انتخاب‌های خودش را دارد، بدون هیچ ملاحظه و بحثی با دیگران. تک‌تک داوران هم فهرست‌های شخصی خود را دارند، اما نتیجه نهایی آرای داوران حاصل جمع فهرست‌های شخصی آن‌ها نیست؛ چیزی است که از دل ساعت‌ها بحث بیرون می‌آید؛ بحث‌هایی که «آن را نه نهایت نه بدایت پیداست.» عباس کیارستمی می‌گفت پس از چند بار که داور جشنواره‌ها شده به این نتیجه رسیده که به همان سادگی که در جشنواره‌هایی جایزه گرفته، به همان سادگی ممکن بوده جایزه نگیرد. یا برعکس. شخصأ در تجربه گرانقدر داوری در جشنواره سی‌ودوم فجر می‌دیدم که چگونه بحث‌هایی پس از نیم ساعت به نقطه ظاهرأ مشخصی می‌رسید، بعد ناگهان یکی از داوران نکته‌ای را می‌گفت که دوباره بحث درمی‌گرفت و پس از یک ساعت به جای دیگری می‌رسید و باز طرح نکته‌ای دیگر و ادامه بحث و سر درآوردن از جایی متفاوت. فهرست بهترین‌های یک جشنواره را اگر از هزار نفر بخواهید، هزار جور نتیجه متفاوت به دست خواهد آمد. حاصل جمع آرا در هر دسته ده، بیست، سی، چهل نفری مختلف نیز با هم متفاوت خواهد بود. اگر تنها عضو یک «هیئت» داوری فرضی باشید آرای‌تان با واکنش‌های منفی کسانی روبه‌رو خواهد شد و اگر عضو هیئت داوری جشنواره فجر باشید نتیجه نهایی آرای هیئت حتمأ تفاوت‌هایی با فهرست شخصی شما خواهد داشت اما وظیفه‌تان است که از نتیجه نهایی دفاع کنید.
شخصأ هر وقت با آمیزه‌ای از موافقت‌ها و مخالفت‌ها با نظرهای خودم روبه‌رو می‌شوم، اولین واکنشم این است که: این طبیعی‌ترین اتفاق ممکن است. تفاوت دیدگاه‌ها اتفاقأ مایه امید است. اما باید بتوانیم نظرهای مخالف‌مان را تحمل کنیم و تلاش کنیم نظر خودمان را با آرامش و متانت و وقار، بدون پرخاش و تهمت و توهین توضیح بدهیم. وای که چقدر پیرمردانه است این نصیحت‌ها. غیرپیرمردانه‌اش این است که باید اژدهای درون‌مان را مهار کنیم.

روزنامه اعتماد، شماره 3467، سه‌شنبه 27 بهمن 1394

Labels: ,



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©