فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Tuesday, February 09, 2016

ذهن خطرناک جمعیت

ستون هفتگی اعتماد / 30

25 سال پیش فیلمی ایتالیایی در تهران نمایش داده شد به نام ماهواره/ High Frequency (پالیرو روساتی، 1989) که نخستین کاربردهای عملی ماهواره‌ها در رصد کردن جزئیات جهان را در قالب فیلمی مهیج و سرگرم‌کننده نشان می‌داد. در آن داستان متصدی جوان یک ایستگاه ماهواره‌ای در کوهستان‌های مرز ایتالیا و فرانسه، پسر یازده ساله‌ای را در یکی از جزایر آمریکا با راهنمایی‌اش از طریق ماهواره از مرگ نجات می دهد. در نقدی بر آن فیلم، همان زمان نوشتم که با استفاده از قدرت ماهواره‌ها، به نظر می‌رسد بیش از گذشته «دهکده جهانی» مارشال مک‌لوهان در حال تحقق است، اما اظهار نگرانی کرده بودم که با قدرت همین ابزار و تکنولوژی کارآمد، می‌توان همه‌جا را رصد و نابود کرد. «دوربین‌های مخفی در پنهان‌ترین زاویه هر خانه‌ای می‌تواند جای بگیرد و تصویرش به هر جا فرستاده شود. با ماهواره، هیچ جای جهان دیگر امن نیست. هیچ رازی، هیچ خلوتی، هیچ مأمنی وجود ندارد.»
25 سال بعد، حالا می‌بینیم که ماهواره و فرزند خلفش اینترنت، تکنولوژی دیجیتال و علوم سایبری، نه‌تنها چهره جهان بلکه مناسبات دنیا و روابط انسانی را دگرگون کرده است. همه این‌ها قرار بوده زندگی بهتری برای مردم فراهم و جهان را امن‌تر کنند، اما عملأ اوضاع بسیار وخیم‌تر شده است. حالا نه مردم با هم رابطه بهتر و درست‌تر و انسانی‌تری پیدا کرده‌اند و نه دنیا امن‌تر شده است. تا پیش از آن نگران جنگ‌های اتمی و میکربی و شیمیایی بودیم؛ حالا جنگ سایبری هم اضافه شده است. زمانی عامل وحشت باید از جایش برمی‌خاست و مسافتی را می‌پیمود و عمل جنایتکارانه‌اش را انجام می‌داد. حالا به این هم نیازی نیست. در فیلم کامیکازه که سال‌ها پیش از تلویزیون نمایش داده شد، بر اساس داستانی خیالی می‌شد با کنترل امواج، کسی را که جلوی دوربینی نشسته تکه‌تکه کرد. حالا چنین سلاح مرگباری دور از دسترس نیست. دوستی که چند روز پیش از آن سوی زمین آمده می‌گوید گذرنامه‌های جدید طوری ساخته شده‌اند که هنوز به محل بازرسی نرسیده‌ای، اطلاعات موجود در آن به وسیله بلوتوث به سامانه کنترل فرودگاه منتقل می‌شود. می‌گفت هنوز گذرنامه‌ام را به مأمور کنترل نداده بودم که دیدم عکس و مشخصاتم روی مونیتور اوست؛ وحشت کردم که نکند تحت تعقیب هستم. همین دوست از فرنگ برگشته می‌گوید اخیراً کیف‌های ضدسرقت سایبری به بازار آمده و کاربردش محافظت از کارت‌های هوشمندی است که این روزها یک یا چندتایش توی جیب و کیف هر کسی هست. چون اسکنرهای کوچکی ساخته شده که هر کس کنار شما نشسته یا از کنارتان می‌گذرد، با تماسی مختصر با لباس یا کیف‌تان، می‌تواند همه اطلاعات موجود در کارت‌های توی کیف یا جیب‌تان را بردارد و از آن هر استفاده‌ای که می‌خواهد بکند. به گفته همین دوست، عمده سرقت‌ها و کلاهبرداری‌ها در آن دیار، حالا در فضای سایبری اتفاق می‌افتد.
این روزها ایمیل‌ها و پیامک‌ها و پست‌هایی به کاربران فضای مجازی می‌رسد که فرستندگان آن‌ها فروش نرم‌افزارهایی برای کنترل مکالمات و مکاتبات مجازی دیگران یا محل تلفن همراه آن‌ها را تبلیغ می‌کنند. این امکان اصلأ جنبه تخیلی ندارد و کاملأ در دسترس است. اوایل برای این نرم‌افزارها با این توجیه تبلیغ می‌شد که با استفاده از آن‌ها می‌شود بر معاشرت‌های فرزندان نظارت کرد یا در صورت سرقت تلفن همراه می‌شود ردیابی‌اش کرد. اما حالا آشکارا می‌گویند برای اطلاع از پیام‌ها و رفت‌وآمدهای همسرتان یا دوست‌پسر/ دخترتان. یکی از فروشندگان، نرم‌افزار «آموزش هک تلگرام در 4 دقیقه 100درصد تضمینی» را تبلیغ کرده بود، آن هم «بدون نیاز به گوشی قربانی». استفاده از کلمه «قربانی» در این اعلان، هم بامزه است؛ هم عجیب و هم به نوعی یک اعتراف. کاربرد دوربین‌های مداربسته از آغاز برای افزایش امنیت بود و حالا چنان گسترش پیدا کرده که کاربردهای دیگری هم پیدا کرده است. با تشدید و گسترش فعالیت‌های تروریستی در کشورهای غربی، اکنون دیگر کم‌تر جایی را می‌شود یافت که مجهز به دوربین‌های امنیتی نباشد. پنج‌شش سال پیش در سفری به لندن، دوستم دوربینش را در یک تاکسی جا گذاشت، اما اصلاً نگران نشد چون دو روز بعد، دوربین را به او پس دادند. کاملاً مشخص بود که او در فلان ساعت در فلان خیابان سوار تاکسی با چه نمره‌ای شده و کجا پیاده شده و بنابراین می‌توانست به نهاد مربوط به تاکسیران‌ها مراجعه و راننده را پیدا کند. این بخش مثبت امنیتی ابزارهای رصدکننده جامعه و جمعیت است. اما بخش دیگرش از میان رفتن خلوت و محدوده خصوصی آدم‌هاست. ناظران رسمی جامعه می‌توانند از این ابزارها برای انجام وظایفشان استفاده کنند و در عین حال، خود در معرض رصد شدن هستند. زمانی باید کسانی ساعت‌ها می‌نشستند و به مکالمات افراد مورد نظرشان گوش می‌دادند و حالا کل مکالمات یک شهر را می‌شود در مخزنی کوچک ذخیره و در صورت لزوم، چیزهای مورد نیاز از میان آن‌ها را استخراج کرد. اما جدا از این جور بحث‌ها، امکان دسترسی به آن‌چه در ذهن آدم‌ها می‌گذرد، اگر هم رویایی باشد امکان خطرناکی است. در دوران پیشادیجیتال و پیشاماهواره، زمانی به این نتیجه رسیده بودم که اگر همه آدم‌ها هر آن‌چه در ذهن دارند به زبان بیاورند یا همه بتوانند از همه آن‌چه در ذهن دیگران می‌گذرد باخبر بشوند، جهان در کم‌تر از یک‌ساعت نابود خواهد شد. علت؟ کمی به چنین احتمالی فکر کنید، آن وقت شاید شما هم به این نتیجه برسید که حتی یک‌ساعت هم خوش‌بینانه است.

روزنامه اعتماد، شماره 3462، سه‌شنبه 20 بهمن 1394

Labels:



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©