فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Tuesday, January 26, 2016

ديگ جوشان بر اجاق تاريخ

ستون هفتگی اعتماد / 28

حوادث شب سال نو مسيحی در چند شهر آلمان، مرحله‌ای نسبتاً تازه از موج اتفاق‌های برگشت‌ناپذيری است كه دير يا زود باعث دگرگونی جغرافيای سياسی اروپا خواهد شد. اين پيش‌بينی بدبينانه‌ای است، اما به نظرم سرنوشت محتوم و تاريخی وضعيتی است كه از دوران استعمار آغاز شده و اين هنوز از نتايج سحر است. مقام‌های قضايی آلمان اين حادثه را برنامه‌ريزی‌شده اعلام كرده‌اند اما اين اظهار نظر انگار بيش‌تر برای سرپوش گذاشتن بر بی‌كفايتی نيروهای امنيتی‌شان اعلام شده. و نكته عبرت‌آموز اين است كه اين اتفاق در كشوری افتاده كه برخلاف اغلب كشورهای ديگر اروپا، با آغوش باز از پناه‌جويان استقبال كرد. با اين حال، برنامه‌ريزی‌شده يا خودجوش، اين هم شبيه حادثه‌های مشابهی است كه به طور پراكنده طی دهه‌های اخير در اروپا رخ داده و حالا تراكم و تعدد آن در يک كشور باعث چنين بحث‌هايی شده است. اگر چنين حادثه‌ای برنامه‌ريزی‌شده توسط نيرويی سياسی بود، كه اين روزها همه تصورها معطوف به داعش می‌شود، پس بايد اعتراف كرد كه تاكتيک‌های اين دارودسته خطرناک هم وارد فاز جديدی شده است. كار داعش يا هر نيروی ديگری كه باشد، داريم به سويی می‌رويم كه تنوع تاكتيک‌ها مدام كار مقابله‌كنندگان را دشوارتر می‌كند. زمانی عمليات تروريستی محدود به حمله يک يا چند نفر با هفت‌تير و حداكثر مسلسل به يک پايگاه نظامی و امنيتی يا افراد منتسب به اين نهادها می‌شد. چهل سال پيش، مثال مربوط به اوج چنين فعاليت‌هايی ماجرای منحصربه‌فرد هواپيماربايی كارلوس بود. اما ببينيد حادثه‌های تروريستی در جهان چه ابعاد وسيع و شدت بی‌سابقه‌ای يافته است. زمانی شركت‌كنندگان در فعاليت‌های تروريستی ضمن تلاش برای ضربه زدن به «دشمن» تلاش می‌كردند جان خودشان را هم حفظ كنند. گرچه در اين ميان اغلب آن‌ها به نوعی «جان‌بركف» بودند اما از زمانی كه «عمليات انتحاری» در اين عرصه رسماً آغاز شد، تروريسم و مبارزه با آن هم دشوارتر و پيچيده‌تر شد. از طرف ديگر، زمانی هدف عمليات تروريستی (حتی در مواردی كه می‌شود به آن عنوان «مبارزه انقلابی» داد)، افراد و نهادها و پايگاه‌های اطلاعاتی و امنيتی و انتظامی و نظامی و سياسی بودند، اما چندی‌ست كه مردم عادی هم در كوچه و خيابان و مكان‌های عمومی و حتی خانه‌ها هم از اين حادثه‌ها در امان نيستند. اين هم كار مقابله با تروريسم را دشوارتر از گذشته كرده است. حالا تروريست برای جان خودش ارزشی قائل نيست و همه كس و همه جا می‌تواند هدف حمله باشد. و اين حمله می‌تواند همه جور باشد؛ از بمب‌گذاری و هدف قرار گرفتن با سلاح گرم و سرد گرفته تا تجاوز و غيره. اين غيره هم خيلی متنوع است. مثلاً حمله‌های سايبری كه تا تقريباً بيست سال پيش معنا نداشت اما حالا احتمال حمله‌های ميكروبی و شيميايی و اتمی هم، آن جوری كه در سريال 24 ديده‌ايم، اصلاً بعيد نيست.
در چند يادداشت ديگر، ريشه اين وقايع را در دوران استعمار دانستم. زمانی مردم مستعمره‌ها مقهور نیروی برتر نظامی و تسلیحاتی استعمارگران قرار می‌گرفتند. بعد که از این حیث کمی قوی شدند، در پی مقداری مبارزه و ضایعات دوجانبه، استمارگران سرزمین‌های اشغالی را ترک کردند و ملت‌های مستعمره‌ها اسم این اتفاق را «استقلال» گذاشتند، در حالی که این تازه آغاز دوران «استعمار نو» بود؛ باز هم عقب نگه داشته شدند، اما به شیوه کنترل از راه دور. حالا اوضاع جهانی و تسهیل ارتباط‌ها باعث شده که مردم آن سرزمین‌ها بتوانند راحت‌تر دریابند که اوضاع دنیا چه‌گونه است و خودشان را با دیگران مقایسه کنند و بتوانند سریع‌تر از گذشته خودشان را به جاهایی برسانند که امنیت و رفاه و امکانات بیش‌تری دارند. به همان سرزمین‌هایی که روزگاری حاکمان‌شان ستم و تحقیر بر آن‌ها روا داشتند. نگاه کنید به سرعت حیرت‌آور رشد مهاجرت طی پنج دهه اخیر و به‌خصوص دو دهه گذشته که حالا هم به دلیل جنگ و ناآرامی بیش از هر زمان دیگری اوج گرفته است؛ و چه کسی می‌تواند نقش همان کشورهایی را که حالا مقصد این مهاجران شده، در بروز این جنگ‌های منطقه‌ای نفی کند؟
هیچ عقل سلیمی سیاست‌ها و روش‌های دارودسته داعش را تأیید نمی‌کند. اما فارغ از اين‌كه چند سال پيش كدام كشور غربی - طبق ارزيابی برخی از كارشناسان - باعث قدرت گرفتن و غيرقابل كنترل شدن آن‌ها شد، اين دارودسته و تفكرشان هم به نظرم حاصل همان روند تاریخی است. بالاخره نمی‌توان از همه انتظار داشت برای مبارزه، از روش‌های دموکراتیک و قانونی استفاده کنند. مگر خود استثمارگران چه‌قدر پای‌بند قانون بودند؟ اين ديگی است كه قرن‌ها پيش روی اجاق تاريخ گذاشته شده، انواع مواد در آن ريخته‌اند و حوادث مختلف تاريخی سوخت اين اجاق بوده. مواد موجود حسابی در هم تنيده شده‌اند، محتويات آن عمل آمده و قوام يافته‌اند. حادثه‌های يكی‌دو دهه اخير و به‌خصوص چند سال گذشته هم اين ديگ جوشان را به مرحله انفجار رسانده است. آغوش باز خانم مركل و مهربان شدن برخی ديگر از اروپايی‌ها، به نظرم دير است و يادآور پيام شاه در اواسط آبان 1357 كه گفت «صدای انقلاب شما را شنيدم.» متأسفانه اين روند تاريخی تا انفجار اين ديگ جوشان ادامه خواهد يافت. شايد جنگ جهانی سوم چنين شكل و محتوايی داشته باشد: مصاف ستم‌ديدگان و تحقيرشدگان تاريخ عليه وارثان ستم‌گران و تحقيركنندگان. تا آن موقع لااقل می‌شود چند فيلم «عظيم» از «سينمای فاجعه» با اين مضمون ساخت.

روزنامه اعتماد، شماره 3450، سه‌شنبه 6 بهمن 1394

Labels:



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©