فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Tuesday, December 15, 2015

شير يا خط؟

ستون هفتگی اعتماد / 25

همين يكی‌دو روز پيش توی يک فيلم خارجی ديالوگی شنيدم كه يک نفر خطاب به مخاطبش برای استدلال حرفش داشت از بالا انداختن سكه و اين كه كدام طرفش «می‌آيد» می‌گفت و ناگهان ذهنم پر كشيد به «شير يا خط» خودمان. فكر كردم سال‌هاست نقش شير از روی سكه‌های ما حذف شده، اما هنوز مردم برای قرعه كشيدن با سكه می‌گويند «شير يا خط»؛ حتی نسلي كه پس از حذف سكه‌های شيردار متولد شده و باز حتی هنگام استفاده از سكه‌ای كه نمی‌دانيم در دو رويش چه نقشی دارد. مثلاً بالا انداختن سكه توسط داور مسابقه فوتبال برای قرعه‌كشی بين دو تيم كه كدام شروع‌كننده بازی باشند و كدام انتخاب‌كننده زمين بازی در نيمه اول. داور خارجی با سكه خارجی هم كه قرعه را می‌كشد می‌گوييم «شير يا خط». حتی شايد اين سكه‌ای كه داورها بالا می‌اندازند يک سكه رايج در بازار تبادلات پولی كشوری خاص هم نباشد كه لااقل يک رويش معمولاً و به هر حال «خط» است به معنای نشان دهنده مبلغ سكه. شايد يک سكه ابداعی فيفا است با نقش‌هايی فوتبالی، ولی به هر حال مردم ما به اين عمل می‌گويند «شير يا خط».
اشتباه نشود؛ حرف سياسی نمی‌زنم. بيش‌تر منظورم ايده‌ای اجتماعی يا حتی زبان‌شناسی است كه چه‌گونه يک مفهوم، يک ايده، يک عنصر، يک موتيف، چنان در ذهن ملتی جا می‌افتد كه تحولات سياسی و اجتماعی هم نمی‌تواند آن را محو كند و جالب است كه با وجود حذف موتيف «شير و خورشيد» از هر جای ممكن در سال‌های پس از انقلاب، به عنوان يک نشانه سلطنتی دوران قاجار و پهلوی، كسی با اصطلاح «شير يا خط» كاری نداشت! حتی اين عنوان يک فيلم سينمايی هم شد. در عمارت مسعوديه در حوالی ميدان بهارستان كه بنايی از دوران قاجار است، ديدم نشان شير و خورشيد را كه جزو پيكره اين بنای تاريخی و نشانی از دوره ساخت آن است، از پيشانی بنا و از لابه‌لای نقش‌های ديگر سردر ساختمان حذف كرده‌اند و به جايش نشان جمهوری اسلامی گذاشته اند. خب اين كار را می‌شود در تخت جمشيد يا هر بنای تاريخی ديگری هم كرد، اما معنايش چيست؟ بگذريم و برسيم به همان «شير يا خط» خودمان كه وجه اجتماعی و زبان‌شناسانه اين اصطلاح می‌تواند مورد توجه جامعه‌شناسان قرار بگيرد. اين كه چه‌گونه اندكی از برابرنهادهای پيشنهادی فرهنگستان زبان را جامعه می‌پذيرد و به كار می‌برد، خيلی‌ها را پس می‌زند و فراموش می‌كند و برخی هم سوژه مضحكه و مضمون كوک كردن می‌شود.
همين جوری كه مرغ خيالم در اطراف «شير يا خط» پرواز می‌كرد، فكر كردم و از خود پرسيدم كه واقعاً مردم روزگار ما، از كوچک و بزرگ، همين الان، بدون فكر كردن زياد و بدون مراجعه به جيب مبارک يا منبع تحقيق و تفحصی، می‌دانند كه نقش روی سكه‌های رايج و موجودمان چيست؟ اصلاً می‌دانند سكه‌های موجود و رايج‌مان چندتاست؟ چند ريالی يا چند تومانی است؟ و از اين‌جا البته وارد بحثی اقتصادی می‌شويم! حتماً همه می‌دانند كه بزرگ‌ترين سكه‌مان پانصد تومانی است، اما بقيه‌اش چه‌طور؟ (در فضای مجازی كسی تصوير سكه ده هزار تومانی ابداعی‌اش را كه شبيه و در اندازه سكه دويست تومانی بود منتشر كرد كه مورد توجه قرار گرفت و منشأ بحث‌ها و تحليل‌ها و متلک‌های فراوانی شد. ظاهرش به نظر می‌رسد كه خيلی بی‌رحمانه است اما با روند موجود، رسيدن به سكه ده هزار تومانی هم چندان دور نيست؛ نگران نباشيد.)
حالا سؤالم يادتان نرود: چند تا سكه در گردش داريم؟ شخصاً بجز پانصد تومانی و دويست تومانی و صد تومانی، به‌زحمت سكه پنجاه تومانی هم به ياد می‌آورم كه البته نمی‌دانم به چه دردی می‌خورد و آيا حتی يک قوطی كبريت می‌شود با آن خريد يا نه؟ سكه‌های كوچک‌تر كه اصلاً بعيد است وجود داشته باشد. با وجود همين چند سكه يادشده، از چهار سال پيش كه به همت دولت پاكدست هزاره سوم قيمت‌ها ناگهان سه‌چهار برابر شد، پول خرد رايج‌مان شده پانصد تومانی و هزار تومانی كه كوچک‌ترين اسكناس‌های موجود هستند. در همه جای دنيا، سكه‌هايی به اندازه واحد پولی هر كشور وجود دارد كه در مبادلات روزمره‌شان استفاده می‌شود. برخی از مردم حتی كيف‌هايی خاص نگهداری سكه دارند. ما كه سكه‌های پنجاه تومانی (پانصد ريالی)مان كمياب و تقريباً بدون كاربرد است، آيا ضرب و توزيع سكه‌های يک ريالي و دو و پنج و ده و بيست و صد و دويست ريالی‌مان منبع عظيمی از مضمون و لطيفه در جامعه نخواهد شد؟ فقط به درد اين می‌خورند كه جلوی بچه‌های كوچک بريزند تا با آن‌ها بازی كنند. تازه اين نگرانی هم هست كه بچه‌ها اين سكه‌های كوچک را در دهان‌شان بگذارند و در گلوی‌شان گير كند.
باری، در دنيای نوين سرزمين ما كه پول خردمان اسكناس‌های پانصد تومانی و هزار تومانی است و حمل همين چند سكه موجود فقط به درد سوراخ كردن جيب می‌خورد و حتی گداها هم اگر سكه كف دست‌شان بگذاری چپ‌چپ نگاه می‌كنند، بايد هم آدم نداند كه نقش روی سكه‌های چنين بی‌ارزش و ازسكه‌افتاده‌ای چيست؛ و اين كه اصلاً چند تا سكه در گردش داريم و آيا می‌شود با آن‌ها «شير يا خط» بازی كرد يا نه؟

روزنامه اعتماد، شماره 3415، سه‌شنبه 24 آذر 1394

Labels:



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©