فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Tuesday, September 08, 2015

«سه‌نقطه»های مرموز و دلپذیر زندگی ما

ستون هفتگی اعتماد / 17

یادداشت نگارنده در «کچلیات» شماره قبل به دلایل ایمنی و بهداشتی مشبک شده بود تا مبادا صنعت شریف و مقدس «سه‌نقطه»‌سازی آسیب ببیند. در همین راستا وزیر خیلی محترم صنایع و برخی امور دیگر هم درست دو روز قبل از انتشار «گرگدن» فرمایشاتی فرموده بودند که به برادران و خواهران «گرگدن» حق دادم چنین دوراندیشی کنند و به حسن تشخیص‌شان هم آفرین گفتم. اصولاً بهتر است آدم به جای اسم آن چیز همان سه‌نقطه را بگذارد، کمااین که سه‌‌نقطه در طول زندگی کاربردهای فراوان و مفیدی دارد. البته فرمایشات آقای وزیر آدم را یاد فرمایشات سه‌پنج‌هفت‌ده سال پیش می‌اندازد که دو سالی بود کم‌تر می‌شنیدیم، اما فعلاً بحث این هفته ما درباره آن سال‌ها نیست، بلکه منظور همان سه‌نقطه است و طرح این بحث ایمنی/ صنعتی/ بهداشتی که آدم نباید در مصرف بعضی چیزها چنان اسراف کند که مصرف سه‌نقطه آدم بالا برود. چون این خودش یک سیگنال است که آدم را انگشت‌نما می‌کند. مثل یک‌جور سی‌تی‌اسکن است. حالا خوش‌بختانه تکنولوژی پیشرفت کرده و شما در عالم مطبوعات هرقدر بخواهید می‌توانید از نقطه و سه‌نقطه و بلکه هم بیش‌تر استفاده کنید، اما در زمان جوانی ما که حروفچینی مطالب پای گارسه‌ها انجام می‌شد، اگر نویسنده‌ای در نوشته‌اش از بعضی کلماتی که برخی حروف خاص در آن به کار رفته بود اسراف می‌کرد، آن حرف در قوطی مربوطه کم می‌آمد و ناچار بودند حروف مطالب دیگری را پخش کنند تا کمبود برطرف شود. یا اصلاً زنبیل به دست پادوی چاپخانه بدهند و او را روانه بازار کنند تا مثلاً دو سیر و نیم فلان حرف را بخرد و بیاورد.
اصلاً در حکمت این سه‌نقطه یادم هست که ما یک همشهری داشتیم که حساسیت و علاقه زیادی به سه‌نقطه داشت و یک روز نمی‌دانم کجا دخترخانم وجیهه‌ای را دیده بود که سه تا خال ریز به‌قاعده همین سه‌نقطه خودمان روی یک جای صورتش بود و دل و [...] از کف داده بود. (این سه‌نقطه از خود نگارنده است و ربطی به مسئولان محترم «گرگدن» ندارد.) این همشهری ما، مادرش را فرستاده بود برای خواستگاری دختر که همان شب جمعه دخترخانم را برایش شیرینی بخورند. (سنت‌های آن زمان بر ادبیات و ساختار جمله‌ها هم تأثیر می‌گذارد.) اما روز خواستگاری، که به قول خودش رفته بود بازار لباس دامادی بخرند، غیبش زد و برنگشت. به قول آن همشهری دیگرمان: "پنداری دووووود شد رفت هوا." راستش این داستان را تا همین جایش بلدم و بی‌خودی بابت بقیه‌اش کنجکاوی نکنید و دنبال مابه‌ازاهایش هم نگردید و تعبیر و تفسیر ضدانقلابی و گناهکارانه و کمپینی نکنید که در آن صورت از آقای وزیر تقاضا خواهم کرد کمی با شما وارد مذاکره شود. ربطش را با موضوع مورد بحث هم نمی‌دانم. اما بحث ما درباره فواید همین سه‌نقطه است که کارخانه‌های زیادی برای تولیدش به وجود آمده و از این حیث دچار خودکفایی و بلکه اُوردُز هم شده‌ایم، طوری که برای تنظیم متابولیسم بازار حتی در یک اقدام شگفت، این سه‌نقطه‌ها را با قیمت خیلی ارزان به کشورهای دوست و همسایه نیز صادر می کنیم تا هم دعایمان کنند و هم متابولیسم خودمان پایین بیاید. چیزی شبیه دفع سموم بدن است یا حجامت... نه، حجامت نه، اینی که پشت آدم را تیغ می‌زنند تا خون کثیف ازش خارج شود اسمش چیست؟ همان.
چند روز پیش داشتیم می‌رفتیم پیک‌نیک در اطراف کرج، از کنار کارخانه‌های سه‌نقطه سازی که رد می‌شدیم در دل به این همه تدبیر و ابتکار و زور و انحصار و غیره آفرین گفتم. آدم این‌ها را ببیند و بعد بگوید چه و چه و چه. تازه آن طرف‌ها به‌جز این کارخانه‌های سه‌نقطه سازی کارخانه‌های سه‌نقطه های دیگری هم بود که آن‌ها بحث دیگری در مجالی دیگر می‌طلبد که عندللزوم رسیدگی خواهیم کرد. اما فعلاً منظورمان همین سه‌نقطه‌های مورد نظر است که شایع شده گران است و بدکیفیت است و خطرناک است و چینی است و قرار است برادران اروپایی بیایند و بازار برادران چینی و این‌جایی کساد می‌شود و کیفیت‌ها بالا می‌رود و قیمت‌ها پایین می‌آید و غیره... که همه این‌ها را آقای وزیر توی فرمایشات اولش تکذیب کرده بود و ضمن خائن خواندن نخریداران توپیده بود که قیمت‌ها را هم پایین نمی‌آوریم. راستش پیش خودم فکر کردم ممکن است سه‌نقطه‌های «کچلیات» هفته قبل ایجاد شبهه کند در خوانندگان و ابهام موجود حاصل از کاربرد سه‌نقطه، به تشویش اذهان عمومی و مشوب گردیدن افکار آنان منجر شود و کار حتی خراب‌تر از آن شود که بابتش برادران و خواهران سه‌نقطه گذاشته‌اند. از این رو در راستای شفاف‌سازی و از آن‌جا که خوانندگان با دیدن این سه‌نقطه ها یاد چیزهای دیگری نیفتند، مصمم شدم به آگاهی‌تان برسانم که در اصل آن نوشته، پیش از عملیات مشبک‌سازی، به جایشان کلمه دلپذیر «پراید» بوده. بله «پراید». البته در مطلب فرضی دیگری می‌توان برخی دیگر از خودروهای وطنی را هم به جای این سه‌نقطه‌ها گذاشت، اما چون اخیراً آخرین نماینده لازم در کنگره آمریکا هم به صف موافقان توافق وین پیوست و نان اوباما در روغن افتاد، فکر کردم این را گفته باشم که شاید رفع شبهه شود در این برهه حساس که انتخابات هم در راه است. حالا می‌خواهید باز هم به جای «پراید» سه‌نقطه بگذارید دیگر خود دانید.

روزنامه اعتماد، شماره 3337، سه‌شنبه 17 شهریور 1394

Labels:



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©