فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Tuesday, September 29, 2015

اپليكيشن مهار احساسات

ستون هفتگی اعتماد / 20

از آن گروه تلگرامی كه دو هفته پيش خبرش را دادم و مضمون عنوانش كمک به يک زن نيازمند است، همچنان كسانی در اين روزها در حال خروج بوده‌اند. محض كنجكاوی خودم از آن خارج نشدم تا ببينم چه اتفاقی می‌افتد. پس از همان اتفاق‌های چند دقيقه اول كه شرحش را در «كچليات هجدهم» و با عنوان «شرم تاريخی» دادم، آرامش برقرار شد و فقط گاهی، روزی يا دو روزی يک‌بار، با صدای ديلينگ‌ديلينگی می‌بينم كه يک نفر ديگر از گروه خارج شده است. هيچ خبر ديگری در اين دو هفته نبوده و حتی تشكيل‌دهنده گروه هم پس از سه‌چهار پست اولی كه در تشريح موضوع و علت تشكيل گروه داد (و منجر به خروج دسته‌جمعی بيش‌تر حاضران در همان دو دقيقه ابتدايی شد) سكوت كرده است. ماهيت اين دعوت هرچه باشد، نشان از احساساتی بودن واكنش‌های سريع فردی در زمينه‌های مختلف اجتماعی و سياسی است كه اينک با ظهور وسايل ارتباطی نوين امكان بروز يافته است. فضای مجازی پر از اين جور واكنش‌ها به رويدادها و موضوع‌های مختلف است. از مسائل سياسی بين‌المللی و منطقه‌ای گرفته تا تحريم خريد خودروی صفركيلومتر و باخت‌های تيم ملی واليبال و سوختن ده‌ها گربه و نگهدارنده‌شان خانم رئوفی در اشتهارد و رويدادهای مكه و اظهارنظرهای زبان‌شناسانه‌ حدادعادل در برنامه «خندوانه» و البته مسابقه كمدين‌ها در تورنمنت استندآپ كمدی اين برنامه، كه خمسه بهتر بود يا جواد رضويان، و ژوله بهتر بود يا حيايی؟
با ظهور فضای مجازی، هميشه خوش‌حال بودم كه هر كس صاحب رسانه خودش شده است. اگر در دوران پيشاديجيتال، رسانه نوعی ابزار قدرت بود (و هست)، گسترش فضای مجازی به معنای توزيع قدرت است. حالا هر كس صاحب قدرتی‌ست؛ البته در اندازه‌ها و تيراژهای مختلف. اندازه‌ها و تيراژهايی كه با سرعتی باورنكردنی می‌تواند گسترش پيدا كند، چون ابزارش تقريباً نزد همه يک‌سان است. واقعاً ميزان و نحوه كاربرد و تأثير رسانه‌های مجازی، شبكه‌های اجتماعی، و اپليكيشن‌های ارتباطی موجود در دنيا را نمی‌دانم، اما گاهی كاربرد اين ابزار در سرزمين ما ابعاد پيچيده و عجيبی پيدا می‌كند. در زمان اوج استفاده از اس‌ام‌اس، در سفری جشنواره‌ای به گرجستان، هنگام صحبت با داوران جشنواره كه از مليت‌های مختلفی بودند، وقتی از نوع كاربرد پيامک در كشور خودمان گفتم، حيرت كردند و اصرار كردند كه چند نمونه را نشان‌شان بدهم و تجربه كنم. همه آن‌ها گفتند كه كاربرد اس‌ام‌اس در كشور آن‌ها بسيار محدود و كوتاه و در حد اطلاع دادن نكته‌ای به مخاطب‌شان است. به دوستی كه سال‌هاست ساكن ژاپن است گفتم فلان چيزی كه ازم خواستی با تلگرام يا واتس‌اپ يا وايبر می‌فرستم. پرسيد: «اين‌ها كه می‌گی چيه؟» گفتم: «يعنی تو نمی‌دونی چيه؟» گفت: «نه والله.» گفتم: «از دوروبری‌هات بپرس، توی اون مملكت همه می‌دونن.» يكی‌دو روز بعد در ارتباط ايميلی مجددی گفت حتی همسر ژاپنی‌اش هم اين چيزها را نمی‌شناسد. با عكس‌هايی كه از موبايل‌به‌دست بودن ژاپنی‌ها در قطارهای مترو و مكان‌های عمومی ديگر ديده بودم تعجب كردم. پس انگار آن‌ها در اين عكس‌ها از موبايل استفاده ديگری می‌كنند. فردای آن روز دوست ژاپن‌نشين من گفت فقط يک دوست هموطن مقيم آن كشور را پيدا كرده كه تلگرام و اين جور چيزها را می‌شناسد.
البته می‌دانم كه اين داستان كوتاه، جنبه آماری ندارد، اما كاربرد افراطی ابزار يادشده در كشور ما، آن جوری كه خود ما در اطراف‌مان شاهد هستيم، به نظر می‌رسد اشاعه‌دهنده نوعی پوپوليسم است كه در درازمدت می‌تواند تبديل به يک بحران اجتماعی/ فرهنگی شود. همچنان معتقدم كه اصل استفاده از اين ابزارها هيچ ايرادی ندارد. مشكل در روحيه و فرهنگی است كه تأمل و تعقل را پس می‌زند و احساس لحظه‌ای را جايگزينش می‌كند. شايد مردم ما هميشه همين قدر احساساتی بوده‌اند، اما ابزار نوين ارتباطی اين امكان را فراهم كرده كه بتوانند در لحظه، آن را – گيرم در قالب كلام – بروز دهند. نكته اين‌جاست كه ابزار موجود اين امكان را هم به اظهارنظركننده می‌دهد كه هويت خود را پنهان كند و در تاريكی بماند. اين امكان، راه را برای عقده‌گشايی و حرف‌های تحريک‌كننده و توهين و افترا و مردم‌آزاری هم مهيا می‌كند. در چهل‌پنجاه سال پيش، بعضی از بچه‌ها برای تفريح و سرگرمی، زنگ خانه‌های مردم را می‌زدند و فرار می‌كردند؛ پشت ديوار و پناه درختی می‌ايستادند و تماشا می‌كردند كه كسی می‌آيد در را باز می‌كند و پس از مكثی و نديدن كسی پشت در، برمی‌گردد. اين می‌شد تفريح. زمانی كه خانه‌ها مجهز به گوشی و دربازكن برقی شدند، اين تفريح ورافتاد. مزاحمت تلفنی هم تا همين چند سال پيش تفريح رايج عده‌ای بود اما امكان لو رفتن سريع شماره مزاحم با تكنولوژی ديجيتال، آن را تقريباً منسوخ كرد. حالا كسانی با شايعه‌سازی در فضای مجازي تفريح می‌كنند، مثلاً خبر درگذشت يک شخصيت مشهور و محبوب را پخش می‌كنند و با مردم‌آزاری سرگرم می‌شوند.
فضاي مجازی پر از حركت‌هايی‌ست كه يا حاكی از همين مردم‌آزاری به قصد تفريح، يا واكنش‌های احساسی به امور مختلف، بدون تأمل و تعقل است. اين نشانه‌ها هميشه فيلم خشم (فريتس لانگ، 1936) را به يادم می‌آورد كه چه‌گونه بی‌گناهی اسير خشمِ بی‌تعقل جمعيتی می‌شود و گرچه از مرگ نجات پيدا می‌كند، اما لطمه‌ای كه از اين امر می‌بيند او را به واكنش وامی‌دارد. به نظر می‌رسد ابزار ارتباطی جديد، نياز به نرم‌افزار و اپليكيشنی برای مهار احساسات هم دارد.

روزنامه اعتماد، شماره 3354، سه‌شنبه هفتم مهر 1394

Labels:



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©