فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Sunday, August 09, 2015

شب سربی

تأخیر در اجرای برنامه‌ها در سرزمین ما که تازگی ندارد و تأخیر، خاصِ برنامه «شب موسیقی فیلم‌های مسعود کیمیایی» نبود، اما چنین برنامه‌ای، بی‌شک به یک راهنما نیاز دارد؛ مثلاً یک بروشور، تا تماشاگر بداند هر قطعه‌ای که اجرا می‌شود از چه فیلمی است و آهنگ‌سازش كيست. حتی مجری هم وجود نداشت تا چنين وظيفه‌ای را انجام دهد. پس از اینکه سه قطعه اجرا شد، تازه رهبر ارکستر اسم فيلم‌ها و آهنگ‌ساز آن قطعه‌ها و قطعه بعدی را اعلام كرد؛ درحالی‌که وقتی بيننده در چنين برنامه‌اي قطعه‌ای را گوش می‌کند باید نام فيلم را بداند و تأثير موسيقی و احتمالاً حس نوستالژی حاصل از آن، حاصل همين اطلاعات است. در آن شب، هنگام اجرای قطعات، حاضران احتمالاً فقط دومین قطعه (سرب ساخته زنده‌ياد گيتی پاشايی) را می‌شناختند، چون تم اصلی سرب، قطعه مشهوری است و اغلب علاقه‌مندان، آن را می‌شناسند. در واقع به‌جز اين، هيچ قطعه مشهور و خاطره‌انگيزی اجرا نشد.
جالب این‌که در بالای صحنه تالار بزرگ وزارت کشور، یک مانیتور بزرگ قرار دارد که قبل از شروع برنامه، تصويرهايی از جمعیت حاضر در سالن را نمايش می‌داد، اما وقتی برنامه شروع شد، این مانیتور به‌كل خاموش شد! می‌شد از آن برای نمايش تصويرهايی از فيلم‌هايی كه موسيقی‌اش اجرا می‌شد، يا دست‌كم نوشتن اسم فيلم و آهنگ‌سازش استفاده كرد كه نشد. بدتر و مهم‌تر از همه این است که موسیقی فیلم‌های کیمیایی با نام و آثار اسفندیار منفردزاده گره خورده و در این کنسرت هیچ خبری از اجرای آثار منفردزاده نبود. آن‌طور که شنیدم، گويا منفردزاده اجازه اجرای آثارش در اين برنامه را نداده است؛ مثل ساير آهنگ‌سازان فيلم‌های كيميايی. البته من و همراهانم پس از اجرای پنج قطعه و در پايان بخش اول، به همان دلايل يادشده، پيش از شروع بخش دوم سالن را ترک کردیم و شنیدم قسمت دوم هم فقط اجرای موسیقی فیلم متروپل بوده که سازنده‌اش بهزاد عبدی، رهبر ارکستر در برنامه اين شب بود. در واقع فقط آثاری از دو آهنگ‌ساز درگذشته (پاشايی و بيات) و آهنگ‌سازی كه رهبر اركستر بود در اين شب اجرا شد. خب البته وقتی كه سازندگان آهنگ‌ها به هر دليل راضی به اجرای آثارشان در اين برنامه نبوده‌اند، (اما خود اين موضوع قابل بررسی است) چه اصراری است به اجرای چنين برنامه‌ای؟ در مجموع، «شب موسیقی فیلم‌های مسعود کیمیایی» ایده خوبی بود كه تلف شد و فرصتی بود که از دست رفت.

روزنامه شرق، شماره 2367، یکشنبه 18 مرداد 1394

Labels:



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©