فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Friday, July 03, 2015

عشق تعطیل شد

خانم مهناز افشار پس از سقلمه‌ها و سیخونک‌ها و متلک‌های ناروایی که پارسال در پی ازدواجش از کاربران فضای مجازی به سویش بارید و دم نزد و تحمل کرد، انگار به تلافی، دو پرونده جداگانه سر چهارراه گشود که به‌قاعده خیلی زود بسته می‌شوند. اولی در هفته‌های پیش از جشنواره فجر بود که از روح‌الله حجازی کارگردان مرگ ماهی شکایت کرد که برای بازی با او قرارداد بسته شده اما بدون فسخ قرارداد، بازیگر دیگری به جایش انتخاب کرده‌اند. این موضوع البته ربطی به خود ماهی (اعم از ماهی دریا و رودخانه و پرورشی و کنسروی‌اش) و مرگ ماهی و بحران محیط زیست ندارد که باز بخواهیم پای سگ‌ها را به میان بکشیم و تجمع کنیم و بیانیه بدهیم و اینستاگرام کنیم، اما موضوع به هر حال قابل طرح در مجامع صنفی و قضایی هست که می‌توانند در موردش تصمیم بگیرند و حکم صادر کنند. تا آن موقع از هر نوع اظهار نظری خودداری می‌کنیم. وگرنه اصلاً به ما چه که عکس حاملگی مردم را چاپ کنیم؟
پرونده دوم مربوط است به عذرخواهی خانم افشار به خاطر بازی در سریال عشق تعطیل نیست که بیژن بیرنگ برای شبکه خانگی ساخته است. طرح موضوع در صفحه اینستاگرام مهناز افشار کمی مبهم است. گفته است که می‌شده قضیه بارداری را هم وارد قصه کرد که نشده. بابت ساخت و مشکلات و غیره هم چیزهای مبهمی گفته. از بازیگران و سایر عوامل هم تشکر کرده. از آن طرف شهرام حقیقت‌دوست یکی دیگر از بازیگران این سریال هم به «اتفاقات این سریال» اعتراض کرده که نفهمیدیم چی بوده. بیژن بیرنگ هم بعد از آن‌ها لب به سخن گشود و توضیح‌هایی داد که از آن‌ها هم سر درنیاوردیم اما چون اصولاً دل‌مان نمی‌خواهد سر از کار دیگران دربیاوریم و در امور مردم فضولی کنیم، نپرسیدیم که چی به چی هست. خب اگر دل‌شان می‌خواست توضیح روشن‌تر و دقیق‌تری بدهند شاید خودشان بلدند. حتماً می‌خواستند قضیه همین قدر مبهم باشد. در این صورت به ما چه ربطی دارد که بپرسیم عشق تعطیل است یا دایر؟ حتی همین الان اگر با ما تماس بگیرند و بخواهند توضیح دقیق بدهند و روشنگری کنند، ما که گوش‌مان به این حرف‌ها بدهکار نیست، چون مثل همان‌ها فکر می‌کنیم عشق که تعطیل نیست. به قول خورخه خامس خمینز معروف به «خروس ختافه» شاعر گمنام اسپانیایی: «خیزید و خز آرید که خوف خط و خالت/ عشق اونه که نگی متأسفم» [در بعضی نسخ این جوری ثبت شده: عشق اونه که حالت خوب باشه]. علتش هم این است که فرنگی‌ها شاید ندانند قافیه یعنی چه، و همین جوری یک چیزی می‌گویند. وگرنه ما که می‌دانیم عمراً اگر بخواهیم همچین چیزی بگوییم این جوری بگوییم، حتی اگر شاعر نباشیم.

Labels:



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©