فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Friday, May 08, 2015

"در حاشیه"؛ توهینی به مهران مدیری

باز هم اپیزودی دیگر از سریال تکراری و مضحک اعتراض اعضا یا تشکل صنفی یک حرفه به یک فیلم یا سریال. این بار حتی گسترده‌تر و شدیدتر. کار به فراخوان سازمان نظام پزشکی برای اعتراض جمعی به سریال در حاشیه کشیده شده است. خود این ماجرا، این طنز تلخ از هر سریال کمدی خنده‌دارتر است. اما این یک کمدی سیاه است که مدام تکرار می‌شود و تمامی هم ندارد. در اعتراض سازمان نظام پزشکی و اعتراض‌های فردی برخی از پزشکان به این سریال، مدام به عبارت «قداست پزشکی» برخورد می‌کنیم؛ و این «امر قدسی» همان دستاویزی است که هر صنفی در چنین مواردی به آن چنگ می‌زند. یکی از مربیان فوتبال لیگ برتر، زمانی در برنامه نود، در پاسخ به انتقادهایی که از او و تیمش و اصلاً پشت پرده فوتبال شده بود، نگرانی خود را از زیر سؤال رفتن «قداست فوتبال» اعلام کرد. به گوش خود شنیدم که یک گوینده رادیو داشت از «میکروفن مقدس رادیو» می‌گفت. فراوان شنیده‌ایم که از «قلم مقدس نویسنده» و «چکش [یا کسوت] مقدس قاضی» می‌گویند. به هر حال وقتی قداست قائل شدن برای امری و حرفه‌ای آن را مصون از اعتراض و انتقاد و تعرض می‌سازد، هر کسی تلاش می‌کند با توجیهی و حتی یافتن حدیث و جمله قصاری، هاله‌ای قدسی پیرامون خود یا حرفه‌اش بسازد. البته در برخی فرهنگ‌ها با امر قدسی هم شوخی و به آن انتقاد می‌شود، اما چون در فرهنگ و باورهای ما انتقاد از/ و شوخی با امر قدسی مجاز نیست، ساختن هاله‌ای قدسی به دور یک صنف یا فعالیت، راه‌حل مناسبی برای ایجاد حاشیه امن پیرامون آن است.
پزشکان محترم که برای سلامت و آسایش مردم زحمت می‌کشند، چون بیماران را شفا و کسانی را از مرگ نجات می‌دهند، این هاله قدسی را برای خود و حرفه‌شان قائل‌اند. آن‌ها معتقدند سریالی مثل در حاشیه به اعتماد میان پزشک و بیمار لطمه می‌زند و به این ترتیب نه‌تنها پزشک را از انجام وظیفه خطیرش بازمی‌دارد، بلکه بیمار را از مواهبی که می‌تواند در رابطه با پزشک نصیبش شود محروم می‌کند. خب آیا واقعاً با این جور استدلال، معلمان و وکیلان و هنرمندان و مأموران پلیس و نانواها و قصاب‌ها و پرستاران و فعالان خیلی از حرفه‌های دیگر نمی‌توانند خود را مصون از شوخی و انتقاد بدانند؟ در آن صورت صاحب وضعیتی مضحک و ابسورد نمی‌شویم که در آن صاحب ساطور مقدس و باتوم مقدس و آچار مقدس و تخته‌سیاه مقدس و خیلی چیزهای مقدس دیگر خواهیم بود؟
در دنیای نمایش و سرگرمی، بجز امور قدسی که فرهنگ و باورهای دینی شوخی با آن‌ها را منع کرده و این امر قابل‌مذاکره نیست، با هر چیز و هر صنف و حرفه‌ای می‌توان شوخی یا از آن انتقاد کرد. شوخی و طنز و کمدی هم اسمش رویش است. مثل کاریکاتور است که دماغ کمی گنده را کاریکاتوریست حق دارد هرچه دلش می‌خواهد گنده‌تر بکشد و در آن اغراق کند. نمی‌شود گفت دماغ ما که این قدر گنده نیست که! طنز و کمدی هنر اغراق و مته به خشخاش گذاشتن است. تعمیم دادن هم آفت بزرگ این قضیه است. نمی‌شود گفت فلان شخصیت یعنی همه آدم‌های این حرفه. حتی اگر در کمدی یک شخصیت تعمیم‌پذیر هم باشد، خب باشد! اگر نویسنده و کارگردان می‌خواهد با ساختن یک شخصیت پزشک یا معلم یا وکیل همه پزشکان و معلمان و وکلا را دست بیندازد، خب بیندازد! دنیای نمایش همین است. اصلاً یکی بیاید همه روزنامه‌نگاران و منتقدان را دست بیندازد لطفاً (البته مطمئنم این صنف زحمتکش نیز خشمگین می‌شود اما خواهش می‌کنم یکی این کار را بکند حتماً. اصلاً بیاید هر چه هوشنگ گلمکانی توی دنیاست دست بیندازد!) مگر همین مهران مدیری با شب‌های برره جامعه آشنای پیرامون‌مان را در مقیاسی کوچک به شکل دنیایی با روابط عجیب و منحط و پر از فریب و دغل‌کاری نساخت؟ چرا کسی نگفت به کل جامعه شریف و فداکار ما توهین شده؟ خب روزی شاید یک نمایشگر بخواهد تصویری کاریکاتوری از اعضای فقط یک صنف بسازد. این حق دنیای نمایش است.
در نکوهش‌های اخیر بابت اعتراض‌های پزشکان به سریال در حاشیه (عجب عنوان بد و پرت و بی‌مسمایی!) اغلب به لزوم انتقادپذیری جامعه و صنف‌های مختلف و ضرورت بالا بردن میزان تحمل نسبت به انتقادها اشاره و به آن توصیه شده است. اما این‌جا حتی بحث انتقاد نیست. انتقاد ممکن است در اثری جدی هم انجام بشود. این‌جا موضوع سر شوخی و دنیای کمدی است. ممکن است انتقادی هم در کار نباشد. اصلاً شاید قرار باشد با یک آدم محبوب و نازنین شوخی بشود. لابه‌لایش شاید شبهه‌ای از انتقاد هم باشد. مثلاً آیا نمی‌شود با استاد شجریان شوخی کرد؛ با خنده‌هایش، اخم‌هایش، با تحریرهایش...؟ و این شوخی‌ها کنایه‌ای هم داشته باشند که از جمله استاد کلمه‌ها را موقع خواندن می‌پیچاند و نامفهوم می‌کند؛ بنابراین نمی‌فهمیم چه می‌گوید. ایرادی دارد؟ یا مگر نمی‌شود با استاد الهی قمشه‌ای شوخی کرد؟ با آقای قرائتی چه‌طور؟ (منهای کسوت روحانیتش). با کیارستمی، اصغر فرهادی، یا هر آدم موجه دیگری که تصورش را بکنید. موضوع هم فقط شوخی باشد و نه لزوماً انتقاد که لازم باشد آستانه تحمل‌مان را در برابر آن بالا ببریم. همین آستانه را در برابر شوخی بالا ببریم لطفاً. این امر دنیای رسمی خشک و عصاقورت‌داده و عبوس ما را کمی قابل‌تحمل‌تر می‌کند. مردمی این قدر اهل طنز که چند دقیقه پس از وقوع یک رویداد جدی به‌سرعت درباره آن مضمون کوک می‌کنند و گاهی طنزهای درخشانی می‌آفرینند و همه چیز را دست می‌اندازند، چرا پای تریبون رسمی و «ملأعام» که به میان می‌آید این قدر اهل منطق و حساب وکتاب و قداست و حرمت می‌شوند؟
خلاصه آن که همه آن‌چه این روزها جامعه پزشکی در اعتراض به سریال در حاشیه می‌گوید، و پیش از این در موارد مشابه در زمینه‌های دیگر گفته شده، اغلب باطل است. شوخی، شوخی است. طنز و کمدی یعنی اغراق؛ یا آن شوخی خوب ساخته و پرداخته شده، آن اثر کمدی خوب عمل آمده یا نه. اگر خوب است که جای اعتراض نیست. فقط وقتی باید اعتراض کرد که سریالی، برنامه‌ای، فیلمی کیفیت قابل‌دفاعی از حیث ساخت و پرداخت موضوع و داستان و شخصیت‌ها و روابط و دیالوگ‌ها و شوخی‌ها نداشته باشد؛ و البته نگارنده به این جنبه از سریال در حاشیه اعتراض دارد، زیرا مهران مدیری سطح طنز تلویزیونی را زمانی خودش آن قدر بالا برد که دیگر با این چیزها قانع نمی‌شویم. در حاشیه سریالی زیر متوسط است؛ و از این نظر می‌توان آن را توهینی به استانداردهای مهران مدیری ارزیابی کرد. بنده فقط به این یک موردش اعتراض دارم.

Labels:



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©