فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Sunday, March 01, 2015

ارزش لحظه، ارزش تخیل

آدم‌های مشهور - یا حتی غیرمشهور - وقتی که در لحظه حساسی از زندگی‌شان قرار می‌گیرند، به چه فکر می‌کنند؟ فقط به خود آن موضوع یا چیزهای دیگر؟ اگر آدم‌ها می‌توانستند ذهن دیگران را بخوانند چه اتفاقی می‌افتاد و جهان به چه شکلی درمی‌آمد؟ اصلاً جهانی باقی می‌ماند؟
پوریا کاکاوند، هنرمند جوانی که پیش از این دو نمایش کوچک جمع‌وجور و بسیار دل‌پذیر (چارسو- سایه را سه‌سال پیش در کافه میان همین دو سالن نام‌برده در عنوان نمایش اجرا کرد و به مناسبت ورود اشکان را تیر ٩٣ در یکی دیگر از سالن‌های کوچک تئاترشهر) و فیلم کوتاهی سزاوار همین توصیف (سوگواری، ١٣٩٣) از او دیده بودم، اخیراً نمایش دیگری بر صحنه آورده که پاسخی ا‌ست به چنین پرسشی که بارها ذهنم را مشغول کرده یا البته پرسشی شبیه این. درواقع این نمایش تک‌نفره که یک مونولوگ تقریباً یک‌ساعته است، بسط یک لحظه است؛ یک لحظه حساس از زندگی یک فوتبالیست. فابیو گروسو گرچه جزو ستاره‌های فوتبال ایتالیا نیست، اما با به‌ثمررساندن پنجمین پنالتی تیم‌ملی ایتالیا در فینال جام‌جهانی ٢٠٠٦ در برابر تیم‌ملی فرانسه (که منجر به قهرمانی تیم ایتالیا شد) در یاد دوستداران فوتبال باقی مانده است؛ همان مسابقه‌ای که زیدان با کوبیدن کله‌اش به سینه مدافع ایتالیایی اخراج شد و وداعش با فوتبال، این‌گونه رقم خورد.
نمایش ضیافت پنالتی‌ها از دقایقی پیش از اخراج زیدان، با نمایش این مسابقه بر دو مونیتور آغاز می‌شود؛ جوری که ابتدا به نظر می‌رسد این تصویرها چیزی شبیه موسیقی ورودیه پیش از آغاز نمایش تا مستقرشدن تماشاگران بر صندلی‌های‌شان است. اما وقتی که بازیگر نمایش به صحنه می‌آید، معلوم می‌شود این چنددقیقه بازپخش آن مسابقه معروف هم جزو خود نمایش است. تیم فرانسه یک پنالتی‌اش را از دست داده و اگر ایتالیا پنالتی پنجمش را به ثمر برساند، قهرمان می‌شود. فابیو گروسو مأمور زدن این پنالتی است. فربد فرهنگ تنها بازیگر نمایش (که در به مناسبت ورود اشکان بازی فوق‌العاده‌ای داشت) از شروع پنالتی‌ها وارد می‌شود و مثل گزارشگران ورزشی، با مقداری تفسیر و لفت‌ولعاب «ضیافت پنالتی‌ها» را (به قول گزارشگران) روایت می‌کند و هنگامی که گروسو برای زدن ضربه دورخیز می‌کند، تصویر فیکس می‌شود و آنگاه بازیگر نمایش همان سؤال جادویی را مطرح می‌کند: گروسو در آن لحظه به چه فکر می‌کرد؟
کل نمایش شرح همین لحظه است و درواقع گروسو بخش‌های مهم و اصلی زندگی‌اش را شرح می‌دهد. از این‌جا به‌بعد، فربد فرهنگ بازیگر نقش گروسو است. یک ایده خلاقانه. انتخاب هوشیارانه کاکاوند این است که فوتبالیست نه‌چندان‌مشهوری را به‌عنوان شخصیت مرکزی نمایشش انتخاب کرده که زندگی‌اش برای خیلی‌ها ناآشناست و او می‌توانسته در آسمان تخیل، هرچه می‌خواهد شلنگ‌‌تخته بیندازد و حتی جعل کند. البته آن‌چه که اهمیت دارد، منطق نمایش و تخیل است، وگرنه قاعدتاً کسی روی این نمایش به‌عنوان زندگی‌نامه فابیو گروسو یا هر فوتبالیست دیگری حساب نمی‌کند. این نمایشی است برای تأکید بر ارزش خلاقیت. برای اشاره‌دادن به اهمیت لحظه، اهمیت تخیل. با این منطق، در آن لحظه، یا هر لحظه حساس - یا غیرحساس - دیگری از این مسابقه یا هر مسابقه دیگری می‌شد روی شخص دیگری مکث و تمرکز کرد و پرسید: او در این لحظه به چه فکر می‌کند؟ و بعد مرغ خیال را به پرواز درآورد و داستان‌سرایی کرد. اصلاً نیازی به یک مسابقه حساس - یا غیرحساس - هم نیست. در هرجایی، می‌شود روی رهگذری حتی مکث کرد، آن لحظه‌اش را فیکس کرد و پرسید: او به چه فکر می‌کند؟
باز هم یک نمایش کوچک و خلاقانه دل‌پذیر. ضیافت پنالتی‌ها در بهمن امسال سی‌وچند اجرا در «کافه‌نزدیک» داشت و از نهم اسفند اجراهای دیگرش در «کافه شیراز» (خیابان قائم‌مقام فراهانی، خیابان مشاهیر) آغاز شده که تا یک‌هفته ادامه دارد. تماشایش را از دست ندهید.

روزنامه شرق، شماره 2249، یک‌شنبه دهم اسفند 1393

Labels: ,



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©