فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Wednesday, October 08, 2014

بار دیگر، «دفع دخل مقدر»

پاسخی به دو نقد

نوشته‌ای که ابتدا قرار بود یادداشتی برای چاپ در یک روزنامه باشد با هدف مذمت آرایش مو و چهره برخی از جوانان به بهانه وفور نمایش مدل‌های مشهور آن‌ها در بین فوتبالیستان حاضر در جام جهانی فوتبال (یأجوج‌مأجوج، اجق‌وجق / جام جهانی فوتبال از نگاهی دیگر - کلیک کنید)، حجمش کمی بیش از آن‌چه پیش‌بینی می‌کردم شد و سر از شماره هفدهم اندیشه پویا درآورد و در شماره بعدش دو مطلب در نقد و اعتراض به آن چاپ شد. از آقای جلال توکلیان و خانم هنگامه مظلومی بابت توجه‌شان به آن نوشته سپاس‌گزارم. از انتقاد و اعتراض‌شان چیزهایی آموختم. مثلاً این که محل چاپ یک نوشته هم می‌تواند در فهم و درک و برداشت از آن و معنا و تفسیرش تأثیر داشته باشد، در حالی که اگر این نوشته اجق‌وجق در یک روزنامه یا مجله‌ای دیگر و متفاوت با وزن و مشی و هوای اندیشه پویا چاپ می‌شد چنین بازتابی نمی‌داشت. اندیشه پویا مجله‌ای است برای اهل فلسفه و علوم انسانی و اجتماعی. در حالی که مطلب من فقط بازتاب یک نوع سلیقه و واکنشی احساسی به چیزی بود که هنوز هم به نظرم یک ناهنجاری فرهنگی و اجتماعی، و یک کج‌سلیقگی زیبایی‌شناسانه است.
حالا دارم سعی می‌کنم بیش‌تر مواظب کلمه‌ها و جمله‌هایم باشم؛ هرچند که مطمئن نیستم با آن نکته‌بینی و موشکافی اهل نظر، در این زمینه کاملاً موفق شوم. تا جایی که درک می‌کنم، تصورم این است که در هر دو مطلب، دو محور اساسی مورد انتقاد نویسندگان بوده؛ یکی لحن و یکی شیوه استدلال. بحثی نیست. بنده یک ژورنالیست احساساتی هستم که بیش‌تر در زمینه سینما کار می‌کنم و نقد فیلم هم می‌نویسم. تربیت ذهنی اهل فلسفه را ندارم. حتی با این که بسیار معتقد به توجه به لحن در نوشته‌های خودم و همکارانم (هنگام ویرایش مطالب آن‌ها) هستم و اصلاً معتقدم لحن در هر اثر هنری و حتی روابط انسانی تعیین‌کننده‌ترین عنصر است، اما به هیچ‌وجه اعتقادی به خنثی‌بودن لحن ندارم. اگر خیلی از موضوعی عصبانی هستم البته سعی می‌کنم در نوشته‌ام به مرز فحاشی و توهین نرسم اما در این‌جور موارد، حتماً لحن نوشته‌ام با زمانی که فقط کمی عصبانی نیستم یا اصلاً عصبانی نیستم و فقط انتقاد ساده‌ای دارم فرق دارد. مثلاً در مورد موضوع کار اختصاصی خودم، یعنی نقد فیلم، به‌شدت معتقدم که لحن نقدم را کیفیت آن فیلم تعیین می‌کند. من نمی‌توانم با همان لحنی در مورد یک فیلم شعاری و مبتذل و توهین‌آمیز و ریاکارانه بنویسم که در مورد مثلاً ضعف‌های احتمالی فیلمی از اصغر فرهادی و رضا میرکریمی و کیانوش عیاری می‌نویسم. خب ممکن است بگویید اصلاً آدم نباید در زندگی عصبانی بشود. می‌گویم مخلص شما هم هستم و بحثی ندارم. بنده بار دیگر تکرار می‌کنم که از چیزهایی که موضوع آن مطلبم بود و حاضر به تکرار و توصیف‌شان نیستم آزرده و عصبانی‌ام و می‌خواستم بدون خارج شدن از مرز ادب، احساسم را اعلام کنم. اگر در جاهایی پا را فراتر گذاشته‌ام، از همه کسانی که از این بابت رنجیده‌اند معذرت می‌خواهم. در مورد آن‌چه به انتقادهای این دو نویسنده محترم از نحوه استدلالم مربوط می‌شود اعتراف می‌کنم که بنده نه محقق و رهرو و آکادمیسین فلسفه و علوم انسانی و اجتماعی هستم و نه دانشجوی این رشته‌ها. قصد نوشتن مطلبی فلسفی نداشته‌ام و همان طوری که عرض کردم نوشته‌ام نوعی ابراز احساسات بود و نه به قول آقای توکلیان «دفع دخل مقدر» که نمی‌دانم معنایش چیست. در «بحث مانحن‌فیه» هم وارد نمی‌شوم چون آن را هم نمی‌دانم که چیست. در مورد نتیجه‌گیری خانم مظلومی حرفی ندارم. ایشان به هرحال از لحن و استدلال و به قول خودشان «شکاف‌های» نوشته‌ام استنباط احساسات نوستالژیک یک بنیادگرا را کرده‌اند که به قول فلاسفه کوچه‌وبازار، فرمایش‌شان بسیار متین. اما در بند آخر نوشته آقای توکلیان که عنوان نوشته‌شان هم از آن گرفته شده، چنین نتیجه‌گیری شده که آن‌چه مورد اعتراض و خشم بنده بوده، خیلی ساده، فقط «سلیقه دیگری» است و عدم مدارا به آن، مخالف دموکراسی. می‌خواهم بپرسم که اگر این بحث را به سلیقه محدود کنیم و انتقاد از آن و اعتراض به آن را مذموم بدانیم که اصلاً بحث زیبایی هم منتفی است، چون چیزی نسبی‌تر از موضوع و مفهوم و مصداق‌های زیبایی هم سراغ ندارم. فرض کنیم شهرداری توی میدان‌ها و خیابان‌های شهر دست به کارهایی برای تزیین و زیباسازی می‌زند. خب این کارها و طرح‌ها هم بالأخره حاصل سلیقه کسی یا کسانی است. پس نمی‌توان انتقادی به آن‌ها کرد، چون سلیقه «دیگری» است؟ در همین حیطه کار خودم، نقد فیلم، هرچه بنویسم آیا سازنده فیلم نمی‌تواند بگوید این سلیقه من است در شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌نویسی و بازی گرفتن و اجرا و غیره و غیره‌ای که مورد انتقاد من بوده؟ این هم سلیقه «دیگری» است. نمی‌دانم، شاید اشتباه می‌کنم، اما تصورم این است که احتمالاً فقط در علوم ناب، در ریاضی و فیزیک، و هر آن‌چه که با واحدهای اندازه‌گیری سروکار دارند سلیقه جایی ندارد. وگرنه اگر قرار باشد در برابر سلیقه «دیگری» سکوت کنیم، بحث نقد هنری، و اصلاً بحث در مورد زیبایی از نگاهی انتقادی، منتفی است. لحن را هم شما عنصری مهم از همان شیوه استدلال در نظر بگیرید که هر نویسنده‌ای برای تأثیرگذاری بر مخاطبش انتخاب می‌کند. در غیر این‌صورت، منهای روش استدلال، همه نوشته‌ها را انگار یک نفر نوشته‌اند.
بار دیگر از این دو نویسنده عزیز که از نوشته‌شان بسیار آموختم، سپاس‌گزارم. اما با وجود انتقادشان از آن نوشته یأجوج‌مأجوج، اطمینان دارم که آن‌ها هم با نظر و احساس بنده نسبت به آن قیافه‌ها موافقند؛ البته اگر نگویند از کجا می‌دانی و چرا «دفع دخل مقدر» می‌کنی؟

اندیشه پویا، شماره 19، شهریور 1393

Labels: , ,



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©