فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Friday, February 28, 2014

مرگ برای همسایه

جیب‌بر خیابان جنوبی
نویسنده و کارگردان: سیاوش اسعدی
مدیر فیلم‌برداری: علیرضا برازنده
صدابردار: سعید احمدی
طراح صحنه و لباس: مشگین مهرگان
چهره‌پردازی: حسین صالحیان، اعظم رحمانی
تدوین: محمدرضا مویینی، میثم مویینی
موسیقی: پیمان یزدانیان
بازیگران: مصطفی زمانی، نورا هاشمی، امیر جعفری، بهناز جعفری، پیام دهکردی
تهیه‌کننده: حسن دادگر، علی سرتیپی

ما مخلص جوان‌ها هم هستیم. از آن‌ها حمایت، و نوآوری‌ها و جسارت‌شان را تحسین می‌کنیم. حتی سعی می‌کنیم خطاهای‌ شان را با نگاه خطاپوش ببینیم. اما کپی کردن فیلم اسپانیایی دزدها در جیب‌بر خیابان جنوبی از آن مواردی است که هیچ جوری پذیرفتنی و قابل توجیه نیست. سیاوش اسعدی با همان فیلم اولش – حوالی اتوبان – نشان داد جوان بااستعدادی است و حتی از همین کپی‌کاری جیب‌بر خیابان جنوبی هم پیداست که بر ابزار کارش تسلط دارد، ولی واقعاً عمل آوردن یک فیلم‌نامه خوب این‌قدر دشوار است که آدم مخفیانه دست به چنین کاری بزند؟ آن هم در زمانه‌ای که با در اختیار بودن اقیانوس اینترنت و تکنولوژی بی‌مرز، تشت این جور کارها خیلی زود از بام می‌افتد و صدایش عالم را برمی‌دارد. البته که در سینمای دنیا، بازسازی فیلم‌های دیگران امری رایج است. سینمای آمریکا فیلم‌های بیست سی چهل پنجاه سال پیش خودش را بازسازی می‌کند، اما با رویکرد و نگاه و تکنیک امروز. و حتماً چیزی بر آن می‌افزاید. تنگه وحشت اسکورسیزی (1991) با نسخه ج.لی تامپسن (1962) قابل مقایسه نیست. حتی یک قتل تمام‌عیار (اندرو دیویس، 1998) فیلم بهتری از م را به نشانه مرگ بگیر هیچکاک (1954) است و دست‌کم جزییات فیلم‌نامه‌ای و اجرایی بیش‌تر و چشم‌گیرتری دارد. سینمای آمریکا فیلم‌های موفق و جدید اروپایی را هم به‌سرعت به شیوه خودش بازسازی می‌کند و منتظر گذشت بیست سال و سی سال هم نمی‌ماند.
همه این‌ها اتفاق می‌افتد، اما به شکل روشن و شفاف و علنی و قانونی. حقوق فیلم اصلی خریده می‌شود، موضوع اعلام می‌شود و گاهی اسم فیلم جدید هم اسم فیلم قبلی است. که یعنی چیزی برای پنهان کردن نیست. اما در سینمای ایران، گاهی بر این «بازسازی»ها و «برداشت»ها نامی جز سرقت هنری و کپی‌کاری نمی‌توان گذاشت. نادیده گرفتن کپی‌رایت یک طرف قضیه است (جدا از این که کشور ما به کنوانسیون جهانی کپی‌رایت نپیوسته، اما در سینما به دلیل جنبه تجاری مهمش سینماگران ما اگر بخواهند فیلم‌های‌شان به بازار جهانی راه پیدا کند ملزم به رعایت حقوق دیگران هستند). از سوی دیگر تصور کنید اگر یک سینماگر ایرانی متوجه بشود فیلم‌سازی خارجی برداشتی کلی یا جزیی از فیلم او کرده چه واکنشی نشان می‌دهد. مرگ حق است فقط برای همسایه؟ مشکل دیگر خیلی از ما این است که معتقدیم و می‌خواهیم وانمود کنیم عقل کل هستیم و مؤلف اعظم. می‌خواهیم بگوییم داستان‌ها و ایده‌های‌مان اریژینال و حاصل ذهن خلاق خودمان است در حالی که «اقتباس» یک شیوه رایج در خلق آثار هنری، به‌خصوص در سینما است و سازندگان آثار اقتباسی احساس دون‌پایه بودن و سرشکستگی نمی‌کنند. و هنوز به این نتیجه نرسیده‌ایم که این رفتار با وجود وفور منابع و این همه جوان کنجکاو و علاقه‌مند سینما که هیچ گوشه‌ای از دنیای مجازی را نادیده نمی‌گذارند، مدت زیادی پنهان نمی‌ماند. ضمن این که از گذشته هم پند نمی‌گیریم و مثلاً تجربه نزدیک کافه ستاره را انگار فراموش کرده‌ایم. تازه در مورد جیب‌بر خیابان جنوبی وضع وخیم‌تر است. اگر در کافه ستاره داستان و ساختار روایت از فیلم مکزیکی کوچه میداک (خورخه فونس، 1995) گرفته شده بود یا آن طور که گفته شده داستان فیلم تاج‌محل (دانش اقباشاوی) داستان فیلم فرانسوی برف‌های کلیمانجارو (رابرت گدیگیان، 2011) است، اما سازندگان این فیلم ها لااقل داستان‌ها و شخصیت‌ها و روابط‌شان را ایرانی کرده‌اند، در حالی که نخستین برداشت نگارنده پس از تماشای جیب‌بر خیابان جنوبی در جشنواره سال گذشته، و پیش از باخبر شدن از ماجرای کپی‌کاری این بود: فیلمی خوش‌ترکیب و حرفه‌ای و چشم‌نواز، اما غیر ایرانی.
این بار کار از اقتباس و «برداشت» از داستان و حتی ساختار روایت هم گذشته. افزوده‌های مورد ادعای فیلم‌ساز در کپی‌برداری‌اش هم مشکلی را حل نمی‌کند. جیب‌بر خیابان جنوبی در لحن و ریتم و قاب‌بندی و رنگ و نور و میزانسن و بازی و تدوین و حتی موسیقی هم کپی امانت‌دار دزدها است. به عنوان نمونه، کلیپ آموزش جیب‌بری در خیابان، عیناً از فیلم اسپانیایی در نسخه ایرانی بازسازی شده. فهرست کردن اندک تفاوت‌ها هم بی‌فایده است، چون سنگینی بار فیلم اسپانیایی بر جیب‌بر خیابان جنوبی بیش از یک اقتباس و نیم‌نگاه و برداشت و مثلاً گرته‌برداری است. به جای هر نوع توجیه و دست‌وپا زدن، بهتر است از این تجربه پند بگیریم. این مهم‌ترین دستاورد این کپی‌کاری نابخردانه است! سیاوش اسعدی آن‌قدر استعداد دارد که در فیلم بعدی اعاده حیثیت و اعلام استقلال کند.

Labels: ,



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©