فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Saturday, November 02, 2013

فیلم کوتاهی درباره دیگران

فیلمِ کوتاهی درباره دیگران
(مکالمه با ژان‌کلود کاری‌یر درباره سینما و مکالمه با عباس کیارستمی درباره ژان‌کلود کاری‌یر)
محسن آزرم
چاپ اول، نشر زاوش، 1392
قطع وزیری، 174 صفحه (مصور)
1200 نسخه
9000 تومان

این کتاب خواندنی از ذهن یک روزنامه‌نگار کارآمد بیرون آمده. از قبل خودش را آماده و مجهز کرده و به سراغ چهره سرشناسی چون ژان‌کلود کاری‌یر برای انجام مصاحبه‌ای احتمالاً برای مجله‌ای که در آن زمان برایش کار می‌کرده (در بهار 1383) رفته اما مصاحبه‌شونده بسیار خوش‌سخن است و حضور یک مترجم مسلط و خوش‌اخلاق در کنارش (سعید خاموش) باعث می‌شود حرف‌ها گل بیندازد. خود آزرم هم در مقدمه کوتاهش نوشته که اگر آن روز خاموش نبود، گفت‌وگو این قدر مفصل نمی‌شد. خب وقتی که مصاحبه به درازا کشیده، یا نشریه‌اش جایی برای متنی چنین طولانی نداشته، با خودش فکر کرده چرا آن را تبدیل به کتاب نکند؟ اما در مقیاس کتاب، حتی در قطع رقعی و با حروف کمی درشت‌تر و چند عکس، این گفت‌وگو تبدیل به کتاب لاغری می‌شد. این جا شم روزنامه‌نگارانه مؤلف به کمکش آمده و با افزودن گفت‌وگویی کوتاه (در دوازده صفحه اول کتاب) با عباس کیارستمی درباره کاری‌یر، و پانویس‌های مبسوط و مفصل (44 صفحه) درباره هر اسمی که در کتاب آمده (اشخاص و آثار)، 22 صفحه فیلم‌شناسی کامل کاری‌یر و 16 صفحه عکس، شکل و شمایل یک کتاب را گرفته است. حتی اگر از نظر برخی این یک نوع کتاب‌سازی تلقی شود، خواندنی بودن گفت‌وگوی مفصل درون کتاب را نمی‌توان انکار کرد. پیداست که کاری‌یر حسابی دل به کار داده و در مورد هر پرسشی توضیح کافی داده است.
نام ژان‌کلود کاری‌یر همواره یادآور لوییس بونوئل است که کاری‌یر فیلم‌نامه شش فیلم او را نوشته و در نوشتن زندگینامه تکان‌دهنده بونوئل (آخرین آه من) با او همکاری داشته است. گفت‌وگو هم به طور طبیعی با صحبت درباره بونوئل شروع شده و بعد با بحث درباره چندتا از فیلم‌های مهم کاری‌یر از جمله اشباح گویا (میلوش فورمن)، سیرانو دو برژراک (ژان‌پل راپنو)، بار هستی (فیلیپ کافمن)، هم‌چنین موضوع اقتباس از ادبیات برای سینما، شکست زمان در روایت، آموزش فیلم‌نامه‌نویسی، و چند موضوع دیگر و البته عباس کیارستمی ادامه پیدا کرده است. حرف‌های کاری‌یر پر از نکته‌های جذاب و آموزنده است؛ فقط به عنوان یک نمونه توجه کنید به این نکته از بنا کردن کل فیلم و فیلم‌نامه سیرانو دو برژراک (اقتباس از نمایش‌نامه رُستان) بر این فرضیه که ساقه‌های گندم در قرن هفدهم (زمان وقوع داستان) به اندازه قد آدم رشد می‌کرده‌اند. از موزه تاریخ طبیعی پاریس دانه‌های گندم قرن هفدهم قرض می‌گیرند و چند هکتار زمین در مجارستان اجاره می‌کنند و گندم‌ها را می‌کارند و به انتظار می‌مانند. با وجود این احتمال که شاید تغییر آب‌وهوا یا از دست رفتن خاصیت دانه‌های گندم در این سیصد سال نتیجه مورد نظر را به بار نیاورد. اما گندم‌ها سبز می‌شوند و به اندازه قد آدم رشد می‌کند و فیلم ساخته می‌شود و گرچه در جریان فیلم‌برداری مزرعه قرن هفدهمی نابود می‌شود اما بیش از مقداری که قول داده شده دانه گندم به موزه تاریخ طبیعی گندم بازگردانده می‌شود.
کتاب از این جور نکته‌های جذاب و خواندنی کم ندارد.

Labels:



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©