فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Friday, August 09, 2013

كمدی كلنجار

درباره نمايش «پسران آفتاب»
نوشته نيل سايمون/ به كارگردانی سيامک صفری
اجرا در تالار اصلی تئاتر شهر

اين بار كه داشتم نمايش‌نامه پسران آفتاب را می‌خواندم، ديدم آن‌چه از نيل سايمون نابغه به يادم مانده، همين كلنجارهای كلامی آدم‌هايی است كه به هر دليلی به جان هم افتاده‌اند و دارند با نيش زبان‌شان همديگر را مشت‌ومال می‌دهند؛ آدم‌هايی كه شايد تعارض خيلی جدی هم با هم ندارند اما گاهی روی قوز می‌افتند و می‌خواهند روی همديگر را كم كنند و به‌اصلاح اين روزها پوززنی كنند. پينگ‌پنگ كلامی بی‌وقفه و سريع ميان شخصيت‌های آثار سايمون مشخصه كار اوست كه از استندآپ كمدی‌های نمايش‌های وودويل می‌آيد؛ عين همين ويلي كلارک و ال لوييسِ پسران آفتاب كه رسماً ريشه در نمايش وودويل دارند و نقش دو نمايشگر موفق و حالا بازنشسته آن جور نمايش‌ها را دارند. اين تأثيرپذيری هم ريشه در دوران كودكی دشوار سايمون (متولد 1927) دارد كه مصادف شده بود با بحران اقتصادی بزرگ آمريكا در دهه 1930، و نمايش‌های وودويل حكم پناهگاهی روانی در آن هنگامه فقر و دشواری داشت. ديگر نمايش‌نامه‌ها و فيلم‌نامه‌های موفق سايمون هم حاوی كلنجارها و پينگ‌پنگ‌های كلامی سريع و ديوانه‌واری هستند كه يا بر اساس موقعيت شكل می‌گيرند يا جناس هستند و بازی‌هايی با زبان و وزن و آهنگ كلمات. نيل سايمون استاد كمدی موقعيت و كلام است. به‌جز همين پسران آفتاب به ياد بياوريد پابرهنه در پارک و چريتی شيرين و زوج عوضی و دختر خداحافظی را؛ يا حتی زندانی خيابان دوم كه وجه درام و جدی‌اش بر كمدی آن می‌چربد.
«كمدی كلنجار» متكی بر ريتم سريع است و رگبار كلمه‌ها و جمله‌ها – مثل بگومگوی حاجی و سياه در نمايش‌های روحوضی و سياه‌بازی خودمان – و جا ماندن يكی از دو طرف از اين مسابقه حرافی، از عناصر اصلی شكل‌دهنده اثر است. تماشاگر از طرفی از اين‌كه خودش نكته را گرفته اما مخاطب جمله‌ها از مفهوم آن جا می‌ماند لذت می‌برد، و از سوی ديگر حاضرجوابی و تسلط آدم‌های نمايش را تحسين می‌كند. بيلی وايلدر، استنلی دانن، وودی آلن، هربرت راس، جن ساكس، باب فاسی و ملوين فرانک از جمله استادان اجرا و كارگردانی اين نوع كلنجارها در سينما هستند. زمان‌بندی درست و ريتم سريع اجرا از عوامل اصلی موفقيت آثار سايمون در تئاتر و سينماست. خود او هم در توزيع و زمان‌بندی شوخي‌ها بايد اين را رعايت كند كه شوخی‌ها به‌اصطلاح همديگر را زير نگيرند و خنده تماشاگران به شوخی قبلی، تأثير و درک شوخی بعدی را از بين نبرد و مانع شنيدنش نشود. اجرای سيامک صفری از نمايش‌نامه پسران آفتاب، كه اكنون روی صحنه تالار اصلی تئاتر شهر است، نكته كليدی اول را به هر دليل ناديده گرفته و ريتم اجرا كندتر از ريتم آشنا و متناسب با متن در اجرای يک نمايش‌نامه نيل سايمونی است اما البته ريتم انتخابی او باعث شده درک و دريافت آن‌ها توسط تماشاگر آسان‌تر باشد و شوخی‌ها از دست نروند.
انتخاب چنين نمايش‌نامه‌ای توسط صفری برای كارگردانی و بازی در يكی از دو نقش اصلی‌اش، انتخابی درست و متناسب با توانايی‌های اوست. بازی‌های كلامی صفری در اجراهای سال‌های اخيرش، و لحن انتخابی او، به‌خصوص تكرارهای كلمه‌ها و عبارت‌ها، حالا كه به آن‌ها فكر می‌كنيم به نظر می‌رسد انگار از دل آثار نيل سايمون بيرون آمده‌اند و اكنون در اين اجرا حكم يک شاخص در بازی يک بازيگر مؤلف را پيدا كرده‌اند. لحن به‌اصطلاح «كول» و يک‌نواخت صفری در اجرای نقش ويلی كلارک هم يكی از جاذبه‌های كار او در اين نمايش و متناسب با روحيات يک كمدين موفق سابق نمايش‌های عامه‌پسند است كه نمی‌خواهد بپذيرد پير و بازنشسته و ازكارافتاده شده و همچنان سرتق و مدعی باقی مانده و دست از آزار زوج سابقش كه حالا يازده سال است او را نديده و در اين مدت با هم قهر بوده‌اند برنمی‌دارد. نكته اساسی در بازی صفری پرهيز او از صداسازی و گريم سنگين (منهای سفيد كردن مو) و «حركت‌های پيرمردانه» است. او مثل هميشه از ويژگی ذاتی اندامش (اندكی انحنای گردن) برای بازسازی ويلي كلارک هم استفاده می‌كند، در حالی كه فرزين صابونی بازيگر نقش ال لوييس (كه طبق متن، سنش بيش‌تر از ويلی كلارک است) ناچار به صداسازی و «بازی» حركت‌های پيرمردانه شده است. بهاره رهنما با وجود نقش كوتاهش مثل هميشه كارش را شيرين انجام می‌دهد.
پسران آفتاب اجرايی تقريباً وفادارانه به متن است. به‌جز حذف ناگزير پرسوناژ پرستار در تمرين نمايش «دكتر» توسط كلارک و لوييس، در پرده ماقبل آخر، بقيه نمايش كم‌وبيش مطابق متن اصلی پيش رفته و برخلاف روال رايج اين سال‌ها از وارد كردن شوخی‌های جنسی و سياسی روز و اين‌جايی در آن پرهيز شده؛ در حالی كه متن قابليت بسيار برای اين جور مزه‌پرانی‌ها داشته و اين قابليت وسوسه‌كننده‌ای در تئاتر اين سال‌های ما برای خنده بيش‌تر گرفتن از تماشاگر و پركردن صندلی‌هاست كه حتی تراژدی‌های شكسپير و اشيل را تبديل به كمدی می‌كنند. بنا به سنت نقد فيلم در اين سال‌ها كه كليشه «كمی طولانی است، بايد كوتاه‌ترش كرد» ورد زبان‌هاست، در مورد پسران آفتاب هم می‌شود گفت، البته بدون حذف چيزی از آن، می‌توان با تغيير ريتم اجرا، جذاب‌تر و كوتاه‌ترش كرد.
و نكته آخر تحسين كار خانم آهو خردمند در ترجمه متن است؛ ترجمه‌ای روان و حرفه‌ای از يک تئاتری كهنه‌كار كه كلام تئاتری را می‌شناسد؛ اما متأسفانه شلختگی ناشر باعث شده كتاب پر از غلط‌های چاپی و تايپی و لپی باشد و حتی آن را به دست ويراستاری نسپرده تا تفاوت لحن و ادبيات محاوره با توضيحات متن را سامان دهد و يكدست كند.

ماًخذ: روزنامه ‌شرق، شماره 1801، 16 مرداد 1392

Labels:



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©