فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Tuesday, February 12, 2013

پل‌های نیل

روزهای قاهره
نویسنده و کارگردان: روبا ندّا
مدیر فیلم‌برداری: لوک مونپلیه
موسیقی: نیال برن
تدوین: ترزا هنیگن
بازیگران: پاتریشا کلارکسن (جولیت گرنت)، الکساندر صدیق (طارق خلیفه)، النا آنایا (کاترین)، تام مک‌کاموس (مارک)، امینه عنابی (یاسمین)
محصول 2009 کانادا
88 دقیقه
جولیت گرنت که سردبیر کانادایی مجله‌ای است، برای گذراندن تعطیلات نزد شوهرش مارک که سال‌های درازی با هم زندگی کرده‌اند به قاهره، پایتخت مصر، سفر می‌کند. مارک کارمند سازمان ملل متحد در غزه است. وقتی رسیدن جولیت با تاًخیر همراه می‌شود مارک از دوست و همکار مصری‌اش طارق می‌خواهد تا مراقب جولیت باشد. به‌زودی جولیت درمی‌یابد که نه تنها دل‌باخته شهر قاهره بلکه در عین حال شیفته طارق نیز شده است. هرچند رابطه آن‌ها، که ابراز هم نمی‌شود، فارغ از دغدغه‌های نفسانی به نظر می‌رسد و با بازگشت مارک اوضاع ظاهراً به روال عادی باز می‌گردد...


روزهای قاهره، که سه سال پیش ساخته شده، این روزها که میدان تحریر و خیابان‌های دیگر پایتخت مصر پرآشوب است و بیش از یک سال است این کشور مهم شمال آفریقا دستخوش برخوردهای سیاسی شده، معنای دیگری دارد و بهانه‌ای‌ست برای نگاهی به آن به عنوان «فیلم روز». اگر خودش فیلم روز نیست، زمینه حوادث و لوکیشن‌هایش موضوع روز است. از سوی دیگر، سازنده فیلم، زن چهل ساله‌ای‌ست متولد کانادا از پدری سوری و مادری فلسطینی. از این حیث هم قضیه تروتازه است. اما البته داستان فیلم ربطی به رویدادهای سیاسی آن منطقه ندارد. اگر هم ربطی هست در آن دوردورهاست؛ این که مارک، همسر جولیت، کارمند کانادایی سازمان ملل در مصر است که به ماًموریتی در غزه رفته و آن‌جا کارش گره خورده، و یک جا هم وقتی جولیت در اتوبوسی همراه فلسطینی‌ها عازم غزه است، اسراییلی‌ها اتوبوس را متوقف می‌کنند و بدون خشونت، او را برمی‌گردانند. تندی و تلخی در رویدادهای فیلم نیست و بجز همین‌ها که اشاره شد از برخوردهای سیاسی هم خبری نیست. خیابان‌های قاهره که جولیت و طارق در آن قدم می‌زنند، آرام و خالی از حادثه است. تنها اشاره‌هایی به تضاد فرهنگی و رفتار ناخوشایند اجتماعی در فیلم هست (مزاحمت‌های جوانان قاهره در خیابان برای جولیت و نگاه متعجب مشتریان قهوه‌خانه به او وقتی برای دیدار طارق وارد آن‌جا می‌شود) که هرچند خوب پرداخت نشده و اندکی زمخت است، اما به شیوه آشنای این جور فیلم‌هایی که می‌خواهند تضادهای فرهنگی را نشان دهند زیادی هم چرب‌وچیلی و خشن و گل‌درشت از کار درنیامده؛ ضمن این که در برابر مزاحمان و کنجکاوان، آدم‌های متعادل و نیکوکار هم هستند؛ مثل همان مشتری‌های قهوه‌خانه که هنگام بازی شطرنج جولیت و طارق دور آن‌ها جمع می‌شوند و وقتی که جولیت بازی را می‌برد او را تشویق می‌کنند و از قالب آدم‌هایی مزاحم به افرادی هم‌دل تبدیل می‌شوند. اما همین‌ها هم بخش اندکی از فیلم را تشکیل می‌دهند؛ فیلمی که بسیار مستعد توریستی شدن هم بوده اما چنین نشده و همین گشت‌وگذار دوربین کنجکاو هم که در فیلم هست از نگاه یک زن ژورنالیست غربی است که برای اولین بار به این شهر شرقی آمده؛ نگاهی نرم و مهربان از پنجره هتل به مردی که در پیاده‌روی روبه‌رو نماز می‌خواند، ماًمور پلیسی که زنی را از عرض خیابان رد می‌کند، پیرمردی که روی عرشه قایقش حفاظ پارچه‌ای آن را ترمیم می‌کند و...
انتظار طبیعی از یک فیلم‌ساز اصلاً عرب متولد غرب و بزرگ‌شده در آن‌جا، آن هم در این دوره و زمانه، در فیلمی که شخصیت‌هایش آدم‌های غربی مقیم شرق هستند و کارشان هم به مسائل سیاسی ربط دارد، همین مؤکد بودن آن مسائل یا لااقل پررنگ‌تر بودن تضادها و برخوردهای فرهنگی است. ولی ماجرای روزهای قاهره می‌تواند در هر جای دیگر اتفاق بیفتد. از حیث مضمون و حال‌وهوا، چیزی میان پل‌های مدیسن کانتی (کلینت ایستوود، 1995) و چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم (زویا پیرزاد، 1380) به عنوان دو سر یک طیف است، و البته بسیار نزدیک‌تر به دومی (صحنه بغض کردن جولیت در پایان فیلم در اتومبیل در کنار مارک، یادآور سکانس مشابه اما پرتب‌وتابی در اواخر پل‌های مدیسن کانتی است). احساسی گنگ و ناگفته و نه‌چندان جدی، که شاید بیش‌تر حاصل بحران میان‌سالی و اصلاً برای مقابله با آن باشد. این حال‌وهوا به میزان بسیار زیادی حاصل حضور و کنش‌های بازیگر اصلی‌اش پاتریشا کلارکسن و البته ریتم و به طور کلی کارگردانی است تا از تبدیل شدن این رویداد به یک ماجرای طوفانی جلوگیری کند و آن را در حد نسیم ملایمی نگه دارد. به‌خصوص چهره آرام و مادرانه کلارکسن و حرکت‌های آرام و پرطمانینه او، همراه با نجابت شرقی چهره طارق مهم‌ترین عناصر ایجاد این حس و فضا هستند. با این حال موقع تماشای آن خیابان‌ها و میدان‌های آرام، بر زمینه گشت‌وگذار جولیت و طارق، آدم مدام چشمش دنبال این است که شاید لوکیشن‌های آشنای برنامه‌های اخبار این روزها را در بستر این رمانس نصفه‌نیمه به‌ جا آورد.

Labels:



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©