فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Friday, November 23, 2012

شوخی گل‌قرمز

روزنامه «بانی‌فیلم» که در ماه گذشته وارد دهمین سال انتشارش شد (و از این بابت به گردانندگانش تبریک می‌گوییم) در صفحه آخرش جدولی از فروش روزانه فیلم‌های ایرانی دارد که تقریبأ مورد توجه همه خوانندگانش است؛ چه دست‌اندرکار آن فیلم‌ها و سایر سینماگران و چه تماشاگران. همه دوست دارند بدانند فیلم‌های روی پرده چه وضعیتی پیدا کرده‌اند و چه میزان از آن‌ها استقبال شده است. منبع آمار فروش فیلم‌ها یا بنیاد فارابی است یا پخش‌کننده‌ها. گاهی هم حرف‌وحدیث‌هایی در مورد این رقم‌ها شنیده می‌شود، اما به هر حال هر خواننده این روزنامه حتی اگر تیترهای صفحه اول را هم نبیند، نگاهی به آن جدول صفحه آخر می‌اندازد.
مدتی‌ست که گردانندگان روزنامه و تنظیم‌کننده این جدول برای ایجاد تنوع در آن شکل و شمایل جدول را عوض کرده‌اند و از جمله در ستونی، هزینه ساخت فیلم را ثبت می‌کنند تا خواننده با مقایسه دخل و خرج، تصویر دقیق‌تری از وضعیت اقتصادی هر فیلم به دست بیاورد و همان طور که در پایین جدول توضیح داده شده، منبع این رقم تهیه‌کننده فیلم است و جز این هم نمی‌تواند باشد. بنا به یک باور سنتی در دنیای کسب وکار ایرانی، معمولأ خرج را زیادتر و دخل را کم‌تر نشان می‌دهند تا مبادا چشم‌زخمی بخورند! در این مورد خاص، چون منبع رقم فروش فیلم‌ها یک منبع رسمی است کاری نمی‌توان کرد (می‌‌گویند در مواردی که منبع اعلام رقم فروش تهیه‌کننده یا پخش‌‌کننده بوده، رقم‌های بالای جعلی اعلام می‌شود تا حکم یک عامل تبلیغاتی برای فیلم و زمینه‌سازی نمایش آن در شهرستان‌ها باشد). اما رقم هزینه تولید فیلم را کسی جز تهیه‌کننده نمی‌تواند اعلام کند. در این یک مورد به‌ندرت می‌توان حتی یک رقم واقعی پیدا کرد. هیچ کس راستش را نمی‌گوید. همه رقم بالاتری می‌گویند تا علاوه بر نشان دادن «ارزش» و اهمیت کارشان، زمینه را برای نک‌ونال و دریافت کمک‌ها و بودجه‌های دولتی فراهم کنند. اما گاهی مقایسه هزینه‌های خود این فیلم‌ها با هم می‌تواند شخص ناظر را به نتیجه‌هایی برساند. مثلأ وقتی هزینه تولید فیلم تاریخی راه بهشت یک میلیارد و دویست میلیون تومان اعلام می‌شود، یا در مقایسه با سایر فیلم‌ها هم، رقم تولید فیلم «خانوادگی» تو و من – 870 میلیون تومان – که گران‌ترین هزینه آن بازیگر اصلی‌اش است، غیرمنطقی به نظر می‌رسد، مگر آن که برای همه اعضای خانواده دستمزدی به اندازه گلزار محاسبه شده باشد. (راه بهشت هم به دلیل فروش وحشتناک ناچیز فیلم، احتمالأ از آن موارد استثنایی است که شاید تهیه‌کننده تمایل داشته باشد حتی هزینه آن را کم‌تر از واقعیت اعلام کند).
اما جالب‌ترین رقمی که در ماه گذشته در این ستون جدول صفحه آخر «بانی‌فیلم» ظاهر شد، هزینه تولید کلاه‌قرمزی و بچه‌ننه بود: یک میلیارد و دویست میلیون تومان برای فیلمی که دو ستاره‌ی اصلی‌اش – ایرج طهماسب و حمید جبلی – همه‌کاره آن هستند و بازیگرانش چندتا عروسک‌اند و دستمزد عروسک‌گردان‌ها نباید از حد تکنیسین‌های فیلم بالاتر باشد. یک تولید ارزان، بدون ستاره‌های بازیگر و بدون آکسسوار و دنگ‌وفنگ و جلوه‌های ویژه هزینه‌بر. گمان می‌کنم این رقم را باید در چارچوب دنیای خود فیلم ارزیابی کرد. سازندگان فیلم، آدم‌های خوش‌ذوق و شوخ‌طبعی هستند و به نظر می‌رسد خیلی هوشیارانه و با ظاهری جدی از این حرف‌ها می‌زنند و توجه‌ها را به سوی فیلم‌شان جذب می‌کنند. بعد که آدم لبخند می‌زند و نشان می‌دهد که شوخی را گرفته، آن‌ها حالت جدی‌شان را حفظ می‌کنند و انگار نه انگار که شوخی کرده‌اند. در این صورت، شوخی‌شان بهتر کار می‌کند و خوب جواب می‌دهد. با اعلام این رقم شوخی بامزه‌ای کرده‌اند و همان طور که آدم از دروغ‌ها و پرت‌وپلاهای کلاه‌قرمزی و اطرافیانش نه تنها ناراحت نمی‌شود (اصلأ این حرف‌ها را دروغ نمی‌داند) بلکه کیف هم می‌کند، این شوخی نیز همان کارکرد را دارد. درست مثل آن شوخی بامزه دیگری که گفتند کلاه‌قرمزی و بچه‌ننه مناسب‌ترین فیلم برای معرفی به رقابت‌های اسکار است. عجب اعجوبه‌های بانمکی هستند این گروه قرمزی‌ها.

Labels: ,



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©