فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Friday, November 30, 2012

آژير قرمز

آيا كسی علاقه‌ای به آرام كردن فضا دارد؟

نامه‌ی انجمن سينماداران برای تعطيلی سينما نشان داد كه بحران در سينمای ايران، كه البته حاصل وضعيت عمومی جامعه هم هست، از حد حرف و حديث و شايعه و منفی‌بافی گذشته است. شايد بخشی از اين بحران كه به همان وضعيت عمومی و تنش‌های سياسی و بحران اقتصادی و افزايش قيمت‌ها مربوط می‌شود خارج از كنترل و حيطه‌ی وظايف مديران سينمايی باشد، اما بخش مهمی از آن را بايد در همين حيطه‌ی سينما جست‌وجو كرد. گذشته از دعواهای گذشته كه اغلب‌شان ادامه داشته و به نتيجه‌ای هم نرسيده (به تعطيلی كشاندن خانه‌ی سينما و انشقاق‌های صنفی مهم‌ترين‌شان است)، از نوروز امسال كه جنجال بر سر دو فيلم روی پرده بالا گرفت و خارج از اراده‌ی مسئولان سينمايی منجر به حذف آن‌ها از اكران شد، فقط مروری گذرا بر رويدادهای سينمايی پس از آن نشان از يک وضعيت فوق‌العاده و اضطراری دارد. از يک فهرست تحريم غيررسمی ده‌دوازده فيلم امسال تا تحريم رسمی و علنی شش فيلم توسط سينماهای حوزه‌ی هنری و شهرداری، از جنجال بر سر پروژه‌ی لاله تا تبديل كردن فيلم ضعيفی مثل يک خانواده‌ی محترم به يک مسأله‌ی ملی، از اظهارنظرهای تند و گاه خشن و تهديدآميز در ميان بخشی از اهل سينما تا ماجرای اختلاس سه ميليارد تومانی، از ناديده گرفتن قول صدور پروانه‌ی نمايش برای فيلم‌های نمايش داده شده در جشنواره تا تبديل كردن صدور هر مجوزی به يک روند فرسايشی...
فهرست البته خيلی طولانی‌تر است اما دقت كنيد كه در هر جامعه و نظام اداری، گذر از هر مرحله‌ای آداب و ترتيبی دارد كه تبديل به يک رويه می‌شود؛ مگر آن‌كه يک مورد خاص به دليلی به مشكلی برخورد كند. اما در اين‌جا طی شدن اين مراحل بدون مسأله و مشكل، يک حادثه است و رويه و روال اين است كه جلسه‌های شوراهايی به دلايل مختلف به تعويق بيفتد، ايرادهای عجيب به درخواست‌ها گرفته شود، با درخواست‌ها مخالفت شود، پاسخ دادن از امروز به فردا موكول شود، تلفن‌ها جواب داده نشود، موبايل‌ها خاموش باشد، اعصاب‌ها فرسوده و عمرها تلف شود، با درخواست‌های اندكی به شكل سرودم‌بريده موافقت – گاهی مشروط – شود و با بقيه هم مخالفت شود. كسی هم نيست كه بگويد كدام استاد و علامه‌ای در اين شوراها از مثلاً مهرجويی و كيميايی فيلم‌نامه‌نويس‌تر است كه از فيلم‌نامه‌ی آن‌ها ايراد گرفته است؟
چه بسيار كشمكش‌ها و ممنوعيت‌هايی كه ماه‌ها و گاهی سال‌ها وقت سينماگران و نظام اداری سينما را گرفته و آخرش هم مجوزش صادر شده. چه بسيار فيلم‌ها و فيلم‌نامه‌هايی كه مدت‌ها موضوع كشمكش بر سر تصويب و صدور مجوزشان است؛ ۶۴ مورد ايراد گرفته شده و آخرش چهار مورد تغيير كرده و كار تمام شده، يا حتی گاهی به نظر می‌رسد از اول هم مشكلی نبوده. اوضاع به طرز غريبی عصبی و غيرعادی است و به نظر نمی‌رسد كه تلاشی هم برای تعديل و آرامش فضا در جريان باشد؛ برعكس با برخی اقدام‌ها و اظهارنظرها مدام اين وضعيت تشديد هم می‌شود. لااقل خود مسئولان سينمايی اگر مايل به آرام‌تر كردن فضا هستند می‌توانند از اظهارنظرهای بی‌دليل و تنش‌زا خودداری كنند و از دوستان و نزديكان‌شان نيز همين را بخواهند.
جايی خواندم در جامعه‌ای كه سياستمداران و مديرانش مدام موضوع تيتر اصلی رسانه‌ها هستند، اوضاع غيرعادی است. هيچ خوب نيست كه مقام‌های مسئول مدام در صفحه‌ی اول روزنامه‌ها باشند، هرچند اگر خود آن‌ها از اين حضور مداوم لذت ببرند. واقعاً در كشورهای صاحب‌سينما، چند نفر مسئولان سينمايی را می‌شناسند (در برخی از كشورها كه اصلاً چنين پست‌ها و مقام‌هايی وجود ندارد)، و آن‌ها چه‌قدر در رسانه‌ها ظاهر می‌شوند؟ مسئولان خوب و كاردان آن‌هايی هستند كه به قدری كارشان را خوب و ظريف انجام دهند كه در حوزه‌ی مديريت آن‌ها اصلاً حضورشان احساس نشود. درست مثل يک فيلم خوب كه به نظر برسد كارگردان ندارد. در يک نظام اداری خوب، انگار اين كارها خودبه‌خود انجام می‌شود و اگر مدام نياز به حضور و اعلام وجود و دخالت رؤسا باشد حاكی از نقصی در اين دستگاه و شيوه‌ی مديريت هست. البته بعيد است كه اين نگاه و رويكرد – در سايه ماندن مديران – طرفداری در اين‌جا داشته باشد...

Labels:



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©