فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Friday, October 12, 2012


در تنگنای قاب کوچک

سوسن تسلیمی

با کارنامه‌ای پربار از تئاتر به سینما آمد و فقط با شش فیلم و یک سریال جزو اسطوره‌های بازیگری سینما و تلویزیون این سرزمین شد. مثل همان وقت‌ها که روی صحنه که می‌آمد صحنه را به تسخیر خود در می‌آورد، جلوی دوربین هم همه قاب را پر می‌کرد و مرکز تصویر می‌شد. او را در داستانی نه تازه (1354) به یاد می‌آورم که هنوز مرکز صحنه نشده بود چون مرکز صحنه این نمایش، از آن مهدی هاشمی بود. شاید این قضیه همان سال با عروسی خون شروع شد و بعد هرچه نمایش بازی کرد همه نگاه‌ها متوجه او بود. چه در نمایش کم‌شخصیتی مثل خلوت خفتگان (1356) و چه در نمایش پرجمعیتی مثل دایره گچی قفقازی (1357) که کشاندن نگاه‌ها به سوی خود کار دشواری بود و خصوصیاتی می‌طلبید که سوسن تسلیمی در خود داشت.
تسلیمی در اوج کارنامه تئاتری‌اش بود که با یک خوش‌شانسی و هم‌زمان بدشانسی روبه‌رو شد. خوش‌شانسی او آغاز کارش با بهرام بیضایی بود. در سه فیلم اول بیضایی رگبار، غریبه و مه و کلاغ پروانه معصومی هرچند در مرکز داستان‌ها قرار نداشت اما پیدا بود که دوربین فیلم‌ساز به او توجه ویژه‌ای دارد. در رگبار شخصیت اصلی آقای حکمتی بود، غریبه و مه فیلمی شلوغ و مردانه بود و در کلاغ هم نقشی که معصومی بازی می‌کرد شخصیت اصلی داستان نبود. با این حال او به عنوان چهره و بازیگری مناسب دنیای پررمزوراز بیضایی پذیرفته و شناخته شده بود. وقتی مسیر زندگی و کارنامه حرفه‌ای پروانه معصومی از بیضایی جدا شد و بیضایی که معمولأ زن‌ها نقش مهمی در داستان‌هایش دارند به دنبال بازیگری گشت که در تناسب با نگاه اسطوره‌ای او به‌ویژه به دنیای زنان باشد، و به سوسن تسلیمی رسید، با خود گفتیم: «عجب انتخابی! خودش است!»
در دنیای زنان داستان‌های بیضایی، انفعال جایی ندارد. آن‌ها به‌اصطلاح علمای این روزگار کنشمند و عمل‌گرا هستند. هم در دل ماجرا هستند و هم به دل حادثه می‌زنند. بنابراین حضور و به‌اصطلاح appearance آن‌ها هم باید به این نیاز جواب بدهد. بیضایی سوسن تسلیمی را بر صحنه تئاتر دیده بود که چه‌گونه نگاه‌ها را به سوی خود خیره می‌کند. پروانه معصومی شانس آورده بود که پیش از تسلیمی در فیلم‌های بیضایی بازی کرده بود و مژده شمسایی با این که بازیگر بدی نیست بدشانس است که پس از او بازیگر فیلم‌های استاد شد و خواه‌ناخواه با تسلیمی مقایسه می‌شود و کم می‌آورد. بخش عمده‌ای از این ویژگی تسلیمی از خصیصه‌های ذاتی او می‌آید و بخشی هم حاصل نگاه او به مقوله بازیگری و تربیت حرفه‌ای و تحلیلش از نقش‌ها و خواسته‌های کارگردان است.
برای بازیگری با ویژگی‌ها و پیشینه سوسن تسلیمی، چریکه تارا یک شروع رؤیایی در سینما بود. اما بدشانسی او این بود که زمانی به سینما آمد که در پی تحولات سیاسی و فرهنگی پس از انقلاب، سینمای ایران زن بازیگری با خصوصیات او را برنمی‌تابید. البته «برنمی‌تابید» واژه محافظه‌کارانه‌ای برای بیان مقصود در این زمینه است. درستش این است که بگوییم نمی‌پذیرفت یا اصلأ پس می‌زد. این زمانی بود که صریح یا غیرمستقیم به فیلم‌سازان توصیه می‌شد که زنان باید در حاشیه داستان‌ها و قاب تصویر فیلم‌ها قرار بگیرند. فیلم‌های سراسر مردانه مطلوب‌تر بودند و اگر قرار بود زنان نقشی در داستان یا حضوری در تصویر داشته باشند، هرچه کم‌رنگ‌تر بهتر. و این با ذات حضور و بازیگری سوسن تسلیمی که همیشه حتی از قاب هم بیرون می‌زد تناسبی نداشت. زنان بهتر بود دیده نشوند یا کم‌تر دیده شوند. در چنین فضایی وقتی به تسلیمی توصیه شد که در صحنه‌ای از فیلم مادیان ندود چون زیادی دیده می‌شود، دریافت چه مشکل بزرگی سر راهش است که بدون راه‌حل به نظر می‌رسد. او تاب محدودیت‌هایش برخی عمومی و برخی مربوط به خودش را نیاورد و جلای وطن کرد. این یک انتخاب شخصی بود که نه می‌توان بابت آن ملامتش کرد و نه تشویق. هرچه بود، نتیجه تصمیم او این شد که سینمای ایران یکی از بهترین زنان بازیگرش را از دست داد. از محدودیت‌های دهه 1360 برای زنان بازیگر سینما تا گشایش‌های نسبی این عرصه در دهه‌های بعد، راهی نسبتأ طولانی طی شده. اما حتی با تغییر معیارهای دو دهه اخیر هم به نظر می‌رسد روح طغیانگری که حضور و وجود و «اکت»هایش از پرده بیرون می‌زند، با چارچوب‌های محدودی که برخی از آن‌ها تغییرناپذیر به نظر می‌رسد، در ادامه کارش دچار مشکل می‌شد. در واقع شاید بیش از نیمی از وقت و توان او صرف چالش‌هایی بجز تحلیل نقش و بازیگری می‌شد.
شاید برخی معتقد باشند که سوسن تسلیمی در فیلم‌هایش «تئاتری بازی می‌کند.» با وجود قابل تفسیر بودن این عبارت و برداشت، اگر قضاوت بر اساس فیلم‌های بیضایی باشد، به هر حال حرف درستی است. جنس سینمای بیضایی این گونه است و چه دوست داشته باشیم یا نه، فیلم‌هایش یه همین گونه بازیگری نیاز دارند. هم‌چنان که طلسم و سربداران نیز از همین جنس بودند و همین گونه بازیگری را می‌طلبیدند. اگر تلقی‌مان از بازی سینمایی واقع‌گرایی‌ای باشد که گاه به ناتورالیسم پهلو می‌زند، سوسن تسلیمی بازی درخشانی چون مادیان را هم در کارنامه دارد. این کارنامه نشان می‌دهد که او جایگاه خود و جنس آثار را می‌شناسد؛ مشکل ذاتی‌اش همان است که قدش زیادی بلند است و از قاب بیرون می‌زند!

Labels: , , ,



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©