فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Wednesday, October 24, 2012

مثال نقض

باران کوثری

باران هنوز دوساله نشده بود که تازه چند ماه پس از به راه افتادن و پیش از زبان باز کردن صاحب تخصصی شد که در آن سن عجیب بود: روی نوک پنجه پاهایش راه می‌‌رفت؛ عین بالرین‌ها. این کار هنوز هم به نظرم تخصص دشواری می‌رسد و هر وقت بالرین‌ها را در این حالت می‌بینم احساس می‌کنم باید کار دردناکی هم باشد که آدم همه وزنش را بیندازد روی دو شست پایش. اما باران کوچولو این کار را با شوق و خنده انجام می‌داد و روی پنجه، خیلی سریع هم راه می‌رفت و انگار کاری عادی می‌کرد. غیر از آموزشی که در مهدکودک این تکنیک را به او آموخته بودند، گویا یک انگیزه درونی هم منجر به مداومت در این کار شده بود؛ دلش می‌خواست زودتر بزرگ شود، یا بزرگ‌تر به نظر برسد. این بلندپروازی در سال‌های بعد هم ادامه پیدا کرد. اگر بهترین بابای دنیا یک شانس برای دخترک پنج‌ساله‌ای بود که نقشی مناسب سنش در فیلمی برای او پیدا شده، اما فراتر از خواست یا توقع پدر تهیه‌کننده و مادر کارگردانش، به نظر می‌رسید باران در هر فیلم رخشان بنی‌اعتماد می‌خواهد حضور خود را اعلام یا حتی تحمیل کند. اگر در شش سالگی با حضور در صحنه عروسی نرگس و رقصیدن همراه با چند بچه دیگر می‌شد قانعش کرد، یا سه سال بعد در روسری آبی در نقش صنوبر، خواهر نوبر کردانی، حضوری در حد یک سیاهی‌لشکر داشت، صنوبر سیزده‌ساله در بانوی اردیبهشت انگار مخلوق باران بود تا مادرش؛ نقشی که پیدا بود باران برای اولین بار تلاش می‌کند بازی‌اش کند.
با این حال تا چند سال بعد، باران کوثری هنوز دختر جهانگیر کوثری و رخشان بنی‌اعتماد بود که گویا فقط در فیلم‌های پدر و مادرش بازی می‌کند و آن‌ها هستند که در هر فیلمی نقشی برای او کنار می‌گذارند یا خود باران نقشی را از آن‌ها می‌گیرد. با توجه به فضای جامعه ما، باران کوثری به طور طبیعی از هنگامی جدی گرفته شد که در فیلم‌های دیگران بازی کرد. هرچند در آغاز و با فیلم‌های برگ برنده و خوابگاه دختران چنین تلقی می‌شد که این اتفاق‌ها هم با پارتی‌بازی و به دلیل روابط حرفه‌ای پدر و مادر باران با اهل سینما رخ می‌دهد، اما تداوم حضور او در فیلم‌های فیلم‌سازان دیگر چنین ذهنیتی را از میان برد و نزدیک به یک دهه طول کشید تا باران بتواند استقلال خود را اعلام و اثبات کند (پارسال یک علاقه‌مند آذربایجانی کتابی سراسر تحسین و احساسات درباره باران کوثری درآورده به نام عجیب و یاًجوج باران کوثری در سینمای ایران که گرچه کتابی جدی نیست و پر از احساسات رقیقه است، اما با خود حکایتی هم دارد). یکی از فیلم‌های اولیه غیربنی‌اعتمادی او رقص در غبار نخستین فیلم سینمایی اصغر فرهادی بود که بعدها معلوم شد چه حساسیتی روی انتخاب بازیگرانش دارد. از این لحاظ، باران کوثری بدشانس بود که وقتی در یک فیلم فرهادی بازی کرد که او هنوز صاحب شهرت و اعتبار امروز نشده بود؛ شهرتی که برای بازیگرانش هم قدر و اعتبار می‌آورد.
اتفاقأ آن‌چه باعث تحول در کارنامه باران کوثری شد، تئاتر بود. سال 1376 که در نمایش آن‌سوی آینه (آزیتا حاجیان) بازی کرد هنوز نوجوان بود و معمولأ نقش‌های چندانی مناسب سن او در تئاتر وجود نداشت. خودش می‌گوید اتفاق اصلی در کارنامه‌اش با دومین نمایش او – در میان ابرها (1384، امیررضا کوهستانی) – رخ داد، «و شانس آوردم که با حسن معجونی هم‌بازی شدم.» دو سال بعد، نمایش کوارتت (امیررضا کوهستانی) تجربه‌ای دشوارتر برای او روی صحنه بود و در میانه دهه 1380 دیگر می‌شد باران کوثری را یکی از بازیگران جوان جدی سینمای ایران به حساب آورد که گاهی تئاتر هم کار می‌کند.
برای نگارنده به عنوان کسی که از همان یکی‌دو سالگی و راه رفتن روی پنجه بالرین کوچولو، مسیر باران را دنبال کرده، نقطه عطف کارنامه او نه نمایش منهای دو (داود رشیدی، 1389) بلکه نمایش زمستان 66 (محمد یعغوبی، 1390) بود که یکی‌دو ماه بعد هم بازی او در خشک‌سالی و دروغ، آن هم کار محمد یعغوبی، نشان داد که در اوج مخالفت بازیگران تئاتر با حضور ستاره‌های سینما روی صحنه، باران کوثری می‌تواند یکی از مثال‌های نقض آن مخالفان باشد. مهم‌ترین نکته در آن نمایش تغییر لحن و بیان باورنکردنی او بود. همیشه در بازی‌اش، لحن و آهنگ کلام یک دختر لوس، برایم آزاردهنده بود. این قضیه در تقاطع و نسل جادویی هم بود و در خون‌بازی شاید به دلیل اجرای نقش یک معتاد به نظر می‌رسید با صداسازی این مشکل پنهان مانده است. از فیلم‌های بعدی‌اش چندتا را ندیدم از جمله روز سوم که برایش جایزه گرفت و در آن چندتایی که دیدم هنوز نشانه‌هایی از همان مشکل قدیمی وجود داشت. اما در دو نمایش او در سال گذشته انگار یک باران کوثری دیگر ظاهر شده که خیلی روی خودش کار کرده: «متوجه آن مشکل در بیانم شده بودم و کسانی هم این را به من گفته بودند. به همین دلیل سال 84 در کارگاه‌های حامد محمدطاهری شرکت کردم که خیلی برایم مفید بود و این تغییر حاصل همان کارگاه و تلاش‌ها و تمرین‌های بعدی است. از وقتی بازی در تئاتر را شروع کردم، وسواسی در برخوردم با بازیگری به وجود آمده که قبلأ نبود. تئاتر خوب لذت عجیبی دارد که قابل‌مقایسه با یک فیلم نیست. چیزی که در تئاتر خیلی هیجان‌انگیز است، دوران تمرین است که چنین پروسه‌ای در سینما کم‌تر اتفاق می‌افتد. در همین دو نمایش اخیر یعغوبی مرحله تمرین‌ها لذت‌بخش‌ترین مرحله کار بوده است.»
باران کوثری دارد تئاتر را هم در کنار سینما ادامه می‌دهد. در فیلم اخیر مادرش – قصه‌ها – دیگر جاافتادگی یک بازیگر پخته را از خود نشان داد و تا چندی دیگر در نمایشی به کارگردانی هومن سیدی روی صحنه می‌رود. او مثال بازیگری است که نشان می‌دهد برخلاف نگاه‌های کلیشه‌ای می‌توان از جلوی دوربین به روی صحنه آمد و موفق هم بود؛ اگر قضیه برای خود بازیگر جدی‌تر از خودنمایی باشد.

Labels: , , ,



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©