فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Friday, June 08, 2012

فعالیت فرهنگی به عنوان یک مسئولیت اجتماعی

گفت‌و‌گو با نگار اسکندرفر مجری طرح «جدایی نادر از سیمین» و علی‌اکبر امین‌تفرشی عضو هیاًت‌مدیره بانک پاسارگاد، سرمایه‌گذار فیلم

جدایی نادر از سیمین جدا از همه موفقیت‌های هنری و اقتصادی‌اش، از حیث تولید نیز یک تجربه موفق بود که می‌تواند الگویی برای مشارکت و سرمایه‌گذاری نهادهای اقتصادی غیرسینمایی در عرصه‌های فرهنگی تلقی شود. سرمایه‌گذاری بانک پاسارگاد در تولید این فیلم در سال‌هایی که تلاش‌های سینمای ایران در جلب مشارکت سرمایه‌گذاران غیرسینمایی تبدیل به یک رویه برای تأمین سرمایه تولید فیلم‌ها شده، باید به عنوان یک نمونه موفق بررسی شود. به همین منظور با نگار اسکندرفر مدیر مسئول مؤسسه فرهنگی – هنری «کارنامه» و مجری طرح جدایی نادر از سیمین و علی‌اکبر امین‌تفرشی عضو هیأت‌مدیره بانک پاسارگاد گفت‌وگو کرده‌ایم.

* سال‌هاست که مفهوم و تعریف تهیه‌کننده سینما در سراسر دنیا عوض شده و تهیه‌کننده‌ها بر خلاف گذشته که سرمایه‌گذار هم بودند، حالا بیش‌تر تهیه‌کننده‌های اجرایی هستند؛ یعنی مدیرانی هستند که منابع اقتصادی و سرمایه‌های راغب به فعالیت در سینما را شناسایی و جذب می‌کنند. در برخی از کشورها صاحبان این سرمایه‌ها گذشته از گرایش‌های فرهنگی مدیران‌شان، به این دلیل مایل به این فعالیت‌ها هستند که مشمول معافیت‌های مالیاتی هم می‌شوند و اعتبار و پرستیژشان را بالا می‌برد. البته در ایران این گونه تهیه‌کنندگی را تهیه‌کننده‌های سنتی تقبیح می‌کنند و مدعی هستند چون این تهیه‌کننده‌ها از جیب خودشان خرج نمی‌کنند، مشکلاتی برای سینما به بار می‌آید که خودش بحث مفصلی است. شما به عنوان مدیر یک نهاد اقتصادی که در زمینه‌های فرهنگی هم فعال هستید و جدایی نادر از سیمین یکی از نمونه‌های موفق‌ فعالیت شماست، لطفأ ابتدا در زمینه سابقه این گونه فعالیت‌های‌تان توضیحی بدهید.
علی‌اکبر امین‌تفرشی: همان طور که گفتید در تمام دنیا سازمان‌های مهم مالی و اقتصادی فعالیت‌هایی هم دارند که زیر عنوان «مسئولیت‌های اجتماعی» طبقه‌بندی می‌شود و جنبه منفعت عامه در آن مستتر است. مثل فعالیت در زمینه حفظ محیط زیست یا پشتیبانی از فعالیت‌های هنری و علمی و ورزشی. در همین چارچوب گروه مالی پارس آریان و در رأس آن بانک پاسارگاد، که ششمین سال فعالیت خود را پشت سر گذاشته، با انتخاب گزینه‌هایی که بتواند در مسیر هدف‌های اجتماعی‌اش حرکتی مفید و سازنده در سطح جامعه انجام دهد از حدود سه سال قبل فعالیت‌هایی را آغاز کرده که جنبه اقتصادی هم دارد. یکی از آن گزینه‌ها، و درواقع مهم‌ترین گزینه، پشتیبانی از هنر و هنرمندان ایرانی است. با همین نگاه در چند رشته فعالیت‌هایی را سازمان داده‌ایم که سرمایه‌گذاری در ایجاد موزه دائمی هنرهای تجسمی معاصر و در تولید فیلم‌های اجتماعی جزو همین گزینه‌هاست. همین‌طور پشتیبانی از آثار موسیقایی و تئاتر که به‌تدریج انجام خواهد شد.
* قبل از جدایی نادر از سیمین در زمینه تولید فیلم هم فعالیت داشتید؟
ع.ا: بله. کتاب قانون و کتونی سفید فیلم‌هایی بودند که بانک پاسارگاد در تولید آن مشارکت داشته است.
* سازمان‌های اقتصادی‌ که در زمینه‌های اجتماعی و به‌خصوص فرهنگی فعالیت دارند، مشمول معافیت‌های مالیاتی هم می‌شوند؟
ع.ا: در قانون مالیاتی ایران برای این نوع فعالیت‌ها هیچ معافیتی پیش‌بینی نشده است. اصولأ انگیزه گروه مالی پاسارگاد برای ورود به این بخش از فعالیت‌ها، بیش‌تر همان جنبه ایفای بخشی از مسئولیت‌های اجتماعی بوده تا استفاده از فرصت معافیت‌های مالیاتی.
* به هر حال برای تشویق این گونه فعالیت‌ها باید انگیزه‌های مالی هم ایجاد کرد.
ع.ا: بدیهی است هر نوع تشویقی که به عمل آید می‌تواند در افزایش حضور فعالان اقتصادی تأثیر مثبتی داشته باشد اما ما در گروه مالی پاسارگاد سعی‌مان این است که انتخاب، طراحی و سامان‌دهی این نوع از فعالیت‌ها را به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنیم که با توجه به تجربه و تخصصی که در بخش اقتصاد داریم، همین فعالیت‌های هنری هم دارای بازده مالی قابل قبول باشد. چون همان طور که اشاره کردید تداوم یک حرکت منوط به بازده اقتصادی آن است...
*... و اگر خود آن فعالیت فرهنگی هم نتوانست به طور مستقیم بازدهی اقتصادی داشته باشد، بتواند آن‌قدر اعتبار کسب کند که خود آن اعتبار تبدیل به سود شود.
ع.ا: بله. به همین دلیل ما برای آن جنبه‌ای از هنر که مورد نظرمان است، ملاک را کیفیت و ارزش اثر در بالاترین سطح ممکن در نظر می‌گیریم تا مطمئن باشیم که به لحاظ اقتصادی هم دارای بازدهی خوبی خواهد بود.
* خانم اسکندرفر، شما چه‌گونه با بانک پاسارگاد ارتباط برقرار کردید و آن‌ها ترغیب به سرمایه‌گذاری شدند؟
نگار اسکندرفر: من از ابتدای کار حرفه‌ای‌ام همیشه تلاش کرده‌ام که توجه نهادهای اقتصادی را به عرصه فرهنگ جلب کنم. شاید حدود ده سال پیش بود که توانستم توجه شرکتی را برای حمایت از یک جشنواره شعر جلب کنم و همین مقدمه‌ای شد که شرکت‌های دیگر و نهادهای نه خیلی بزرگ تشویق بشوند برای فعالیت در عرصه فرهنگ، به‌ویژه در ادبیات، که بسیار کار سختی بود. چون فرهنگ عرصه ریسک‌پذیری است. اما در جامعه ما، هم فرهنگ نیاز به حمایت اقتصادی دارد و هم نهادهای اقتصادی نیازمند جامعه فرهنگی هستند. این رابطه‌ای کاملأ دوسویه است. آشنایی من با بانک پاسارگاد از جایی شروع شد که متوجه شدم این بانک، مثل خیلی از بانک‌ها در سراسر دنیا، آثار هنری را خریداری می‌کند و گنجینه‌ای از تابلو دارد و این برایم خیلی جالب بود. هم‌فکرهایی هم در زمینه خرید آثار هنری انجام دادیم. در چندین مورد در زمینه سینما و تئاتر هم به بانک پیشنهادهایی داده بودم و جدایی نادر از سیمین پیشنهادی بود که بانک پذیرفت و سرمایه‌گذاری کرد و خوش‌بختانه گیشه موفقی هم داشت. البته من علاوه بر تشویق نهادهای اقتصادی در عرصه فرهنگ، همواره تلاش می‌کنم توجه این نهادها را به شکل دیگری از حمایت فرهنگی جلب کنم. به این شکل که آن‌ها می‌توانند بخشی از بودجه‌ تبلیغاتی‌شان را صرف حرکت‌های ارزشمند فرهنگی کنند. در این صورت هم عرصه فرهنگ توانمندی اقتصادی پیدا می‌کند و هم برای نهادهای اقتصادی اعتبار فرهنگی به بار می‌آید.
ع.ا: البته فعالیت‌های فرهنگی ما ربطی به بودجه تبلیغاتی‌مان ندارد و به هیچ عنوان چنین مکانیسمی در تفکر استراتژیک گروه مالی پاسارگاد و بانک پاسارگاد وجود ندارد. توجه شما را هم به این نکته جلب می‌کنم که با توجه به این که شخصیت اول فیلم جدایی نادر از سیمین کارمند بانک است، تماشاگر در هیچ صحنه‌ای از فیلم تبلیغی برای بانک نمی‌بیند. چون مسئولان بانک تمایل نداشتند حتی سکانس محل کار نادر در یکی از شعبه‌های بانک پاسارگاد باشد. و استدلال‌مان این بود که این کار به اصالت فیلم لطمه وارد می‌کند. از آن بالاتر در تیتراژ فیلم هم حضور بسیار کم‌رنگی از سرمایه‌گذار می‌بینید و فقط در انتهای تیتراژ پایانی فیلم اسم سرمایه‌گذار آمده است. حتی در آنونس‌ها و تیزرهای تلویزیونی هم نشانی از سرمایه‌گذار فیلم نیست.
* از بانک هم نماینده‌ای در گروه مالی فیلم داشتید؟
ع.ا: بله. شرکت سرمایه‌گذاری پارس آریان، که شرکت مادر و سهام‌دار اصلی بانک پاسارگاد است، گروهی مسئول را جهت سامان‌دهی و کنترل مسائل مالی تشکیل داد که در همه مراحل تولید نظارت کامل داشت و تمامی هزینه‌ها و پروسه‌‌ تولید فیلم را، با بازبینی کامل، با مجری طرح هماهنگ می‌کرد. نتیجه این که کار گروهی بسیار خوبی شکل گرفت و سعی کردیم در عین این که پشتیبان فیلم باشیم، مانعی هم ایجاد نکنیم.
* در حال حاضر سرمایه‌گذاری نهادهای اقتصادی در سینما تبدیل به یک جریان عمومی شده است. جدا از فیلم‌هایی که مستقیم با سرمایه نهادهای دولتی ساخته می‌شوند، هفتادهشتاد درصد بودجه تولید فیلم‌ها از نهادهای اقتصادی خارج از سینما تأمین می‌شود و ما دارای تهیه‌کنندگانی شده‌ایم که تخصص‌شان شناسایی منابع علاقه‌مند به سرمایه‌گذاری در سینماست. نهادهای بزرگی که سرمایه‌هایی در اختیار دارند که هزینه تولید یک فیلم، در برابر آن سرمایه‌ها، به‌اصطلاح «پول خرد» به حساب می‌آیند. خیلی‌های‌‌شان هم در این زمینه کارشناس سینمایی نیستند و مثلأ نمی‌دانند که هزینه تولید یک فیلم چه‌قدر است. به همین دلیل پول‌های بی‌حسابی که از طریق نهادهای غیرسینمایی وارد سینما شده، باعث شده تعادل اقتصادی و حرکت طبیعی اقتصاد سینمای ایران به هم بخورد؛ این تهیه‌کنندگان سودشان را در همان زمان تولید می‌برند و کاری به اکران و گیشه هم ندارند. البته پول‌هایی که از طرف دولت وارد سینما شده هم همین پیامد را دارد. سینمای ایران در این سال‌ها صاحب تعداد زیادی فیلم شده که به درد نمایش عمومی نمی‌خورند و فقط شاید برخی از آن‌ها به درد جشنواره‌ها بخورند. صاحبان فیلم‌ها هم دغدغه نمایش آن‌ها را ندارند و فقط به دنبال سود یا اعتبار آن هستند. صد میلیون تومان دستمزد به بازیگر فیلمی می‌دهند که کل فروشش پنجاه میلیون تومان هم نیست. سازوکار اقتصادی و حساب سود و زیان در این گونه تولیدها وجود ندارد. شما چه‌قدر به این وضعیت سینمای ایران اشراف دارید و این قضیه چه‌قدر برای‌تان اهمیت دارد؟
ع.ا: تشکر می‌کنم بابت این سؤال. چون اقتصاد هنر را از زاویه‌ای نگاه می‌کنید که دچار اختلال نشود؛ حتی اگر ورود افراد جدید به این عرصه به ظاهر موجب رونق هم بشود. اما در زمینه ورود بانک پاسارگاد به عرصه اقتصاد و هنر، ما پایه را بر اصالت هنر قرار داده‌ایم و برای آن که جزو افراد یا گروه‌هایی نباشیم که با جیب پرپول و بدون توجه به محتوا وارد این عرصه می‌شوند، یک گروه برجسته‌ از کارشناسان هنری را به خدمت گرفته‌ایم که از شروع هر پروژه سینمایی، یعنی مرحله بررسی فیلم‌نامه، در کنارمان باشند. اگر فیلم‌نامه طبق نظر کارشناسان، واجد شرایط کیفی و ارزش مورد نظر و مورد تأیید این گروه کارشناسی باشد بانک وارد عرصه سرمایه‌گذاری می‌شود. در مورد جدایی نادر از سیمین هم دقیقأ همین اتفاق افتاد. این نشان می دهد که ما به هیچ وجه نمی‌خواهیم اصالت هنر و استانداردهای اقتصادی سینما را خدشه‌دار کنیم. خانم اسکندرفر که مجری این طرح بودند می‌توانند شهادت بدهند که ما از همان ابتدای کار از گروه تولید درخواست برآورد بودجه کردیم و بعد از آن بابت تک‌تک اقلام، بررسی‌های کارشناسانه دقیقی صورت گرفت. حتی می‌توانم بگویم وارد چانه‌زنی‌هایی شدیم که شاید برای گروه تولید خوشایند نبود لیکن به‌تدریج با استانداردهای ما آشنا شدند. در طول تولید فیلم، تک‌تک عوامل مالی و اقتصادی زیر کنترل بودند و می‌توانم ادعا کنم که حتی یک روز هم به تولید فیلم، بر اثر مسائل مالی، خدشه‌ای وارد نشد. همین طور اجازه ندادیم حتی یک روز هزینه‌ای، بیش از برآورد صرف شود. نتیجه هم این شد که آقای فرهادی فیلم را، بدون کوچک‌ترین دغدغه‌ مالی، با آرامش کامل ساخت؛ ولی در چارچوب یک بودجه کاملأ مشخص و استاندارد. جدایی نادر از سیمین نمونه‌ای موفق بود از این که اجازه ندهیم ساحت هنر به دلایل اقتصادی دچار خدشه شود.
* کارشناسان اقتصادی معتقدند ورود پول اضافه‌ به یک سیستم باعث ایجاد تورم می‌شود؛ یعنی همین اتفاقی که در سینمای ایران افتاده و اقتصادش از حالت طبیعی خارج شده است. وقتی کالایی تولید می‌شود تولیدکننده باید ببیند این کالا را برای چه بازاری تولید می‌کند و از همان ابتدا به فکر عرضه آن باشد و حساب سود و زیانش را بکند. در ده سال گذشته بیش از 120 فیلم ساخته شده اند که نمایش داده نشدند و بیش‌تر آن‌ها فیلم‌هایی هستند که با سرمایه‌های غیرسینمایی و عمدتأ دولتی ساخته شده اند و هدف تهیه‌کننده‌ها هم این بوده که در جریان تولید، سودشان را ببرند. هیچ‌کس هم دغدغه عرضه و پخش این فیلم‌ها را ندارد. شما...
ع.ا: ما به ساخت فیلم مثل یک پروژه اقتصادی نگاه می‌کنیم. پروژه‌های اقتصادی وقتی می‌خواهند اجرا شوند، همه چیز بر مبنای بازده اقتصادی‌شان ارزیابی و طراحی می‌شود. به هیچ عنوان پول اضافه‌ای در این فیلم خرج نشد. دستمزد بازیگران این فیلم حتی پایین‌تر از موارد مشابه بود و فکر می‌کنم سالم‌ترین نوع کار انجام شد. می‌توانم ادعا کنم که اگر جدایی نادر از سیمین این همه موفقیت و افتخار به دست آورد، شاید بخشی از آن به خاطر این کار گروهی و برنامه‌ریزی اقتصادی بسیار خوبی بود که در تمام مراحل، از شروع تا انتها، آن را پشتیبانی کرد. به هیچ وجه هم قائل به این نبودیم که وارد بازی‌هایی غیرسینمایی بشویم. سعی کردیم همه استانداردهای سینما را در ساخت این فیلم رعایت کنیم.
* خانم اسکندرفر شما بعد از ارائه و پیشنهاد این طرح، با چنددرصد نوسان به توافق رسیدید؟
ن.ا: پیشنهاد من مسبوق به سابقه بود و فی‌البداهه نبود. بانک من را می‌شناخت و با هم تجربه همکاری قبلی داشتیم. وقتی پیشنهاد را ارائه کردم، از زمان تحویل فیلم‌نامه تا روزی که چک اول را گرفتم، تقریبأ پنج ماه طول کشید. حتی بخشی از هزینه پیش‌تولید را خودم تقبل کردم تا وقتی که اولین چک را از بانک گرفتم. بانک در ابتدا یک بررسی فرهنگی روی فیلم‌‌نامه انجام داد و پس از بررسی نظرهایی داشتند که با توافق اعمال شد. پس از آن، هزینه تولید را با ریز جزییات ارائه کردیم؛ دستمزد گروه کارگردانی، فیلم‌برداری، صحنه، بازیگران و... زمان بستن قرارداد پنج درصد نوسان در نظر گرفتیم که اگر بخشی اضافه شد، به مشکلی برخورد نکنیم. این طور هم نبود که دریافت بودجه فیلم، مثل موارد مشابه به سه بخش ابتدایی، میانی و انتهایی تقسیم شود. بانک تنخواهی در اختیار من می‌گذاشت که از آن محل خرج می‌کردیم و همه هزینه‌ها را بر اساس اسناد و مدارک گزارش می‌دادم. پروژه یک حسابدار داشت، بانک هم یک حسابدار داشت و یک ناظر مالی هم به همه امور نظارت می‌کرد و در نهایت تمام مسائل به اطلاع آقای امین‌تفرشی می‌رسید و ایشان مدیریت این سرمایه‌گذاری را به عهده داشتند.
* در واقع شیوه کارتان مثل تهیه‌کننده/ سرمایه‌گذار بود؛ نه کسی که فقط پول بدهد.
ن.ا: کاملأ. به نظر من هنوز تعریف تهیه‌کننده در سینمای ما مبهم است. در همه جای دنیا تهیه‌کننده‌ها مانند کارگردان‌ها باید یک دوره آکادمیک را گذرانده باشند ولی در سینمای ما این گونه نیست و تهیه‌کننده کسی است که کارت تهیه‌کنندگی داشته باشد و این کارت فقط راهی برای کسب درآمد است.
* در حقیقت «سرمایه‌بردار» هستند!
ن.ا: دقیقأ! من قبلأ در فیلمی سرمایه‌گذاری کرده بودم (شاعر زباله‌ها) که بسیار تجربه ناموفقی بود. با آن اکران مهجور عملأ سرمایه من نابود شد و هیچ‌کس هم نبود به من بگوید چه کار کنم. در پروسه تهیه جدایی نادر از سیمین، اولین حرف مدیران بانک پاسارگاد این بود که این پول مال مردم است و ما امین مردم هستیم. در حقیقت بانک از پول مشتریانش حمایت می‌کرد. همه چیز به همان شفافیتی بود که آقای امین‌تفرشی گفتند. به هیچ وجه مشکلی در حین کار پیش نیامد و فقط پس از تولید، هزینه مقداری از برآورد اولیه بیش‌تر شد که با پیش‌بینی‌های قبلی در قرارداد و تفاهم دوجانبه حل وفصل شد. چون ارسال فیلم به جشنواره برلین و جشنواره‌های دیگر مواردی غیرقابل‌پیش‌بینی بود، خوش‌بختانه این همکاری‌ها باز هم ادامه پیدا کرد تا آخر. و نهایتأ فکر می‌کنم که این انرژی‌های مثبت همه بود که فیلم به جایگاه خوبی رسید.
* قضیه اسپانسر و تبلیغ مستقیم سرمایه‌گذار، شاید برای خیلی از تماشاگران عادی موضوع مهمی نباشد اما برای منتقدان و علاقه‌مندان جدی سینما، خیلی مهم و حساس است. چون فیلم‌هایی بوده که، توسط تهیه‌کننده‌ها، به خاطر همین تبلیغ مستقیم نابوده شده. در مورد سکانسی از فیلم که در بانک می‌گذرد اگر آرم بانک پاسارگاد، حتی به صورت محو، در آن شعبه دیده می‌شد مثل یک لکه در بستری سفید، آن را آلوده می‌کرد و به چشم می‌آمد و باعث حرف‌وحدیث‌ها و انتقادهای بسیاری می‌شد که کل اعتبار و کیفیت فیلم را تحت تأثیر قرار می‌داد. نیفتادن چنین اتفاقی احترام‌برانگیز بود. این که مدیران یک نهاد اقتصادی این ‌قدر نگاه درازمدت داشته باشند و فکر نکنند که باید همین الان بابت پولی که خرج کرده‌اند فوری سودی تبلیغاتی نصیب‌شان شود. معمولأ این گونه موارد را سرمایه‌گذار طلب می‌کند و این‌جا برعکس از طرف کارگردان مطرح شده و نپذیرفتن شما تحسین‌برانگیز است.
ع.ا: برای تبیین این موضوع مجددأ عرض می کنم که واقعأ در بانک پاسارگاد نگاه سوداگرانه‌ای برای ورود به عرصه اقتصاد هنر وجود ندارد. از همان بدو امر، بانک عزمی جدی برای نگاهی راهبردی داشت؛ نگاهی که معتقد است در کشور ما هنوز بخش‌های متعددی از هنر از حمایت و پشتیبانی لازم برخوردار نیستند. بانک پاسارگاد در راستای ایفای مسئولیت‌های اجتماعی‌اش تصمیم گرفته در این مسیرها سرمایه‌گذاری‌ انجام بدهد که لزومأ بدون اجر و مزد نیست ولی با هدف پشتیبانی صرف از هنر انجام می‌شود. پس با انتخاب‌های صحیح در همین مسیر قدم برمی‌داریم، پروژه‌های فاخری نظیر جدایی نادر از سیمین یا ایجاد موزه هنرهای تجسمی معاصر بانک پاسارگاد در راستای همین طرز تفکر است. شاهد مدعایم هم خرید مجسمه «اوه، پرسپولیس» آقای پرویز تناولی توسط بانک پاسارگاد است. حدود شش ماه برای این مجسمه در نشریات و محافل هنری داخل و خارج تبلیغ کردیم و در نهایت در حراج کریستی، این مجسمه به بالاترین نرخی که یک مجسمه ایرانی در یک بازار بین‌المللی به فروش رفته، یعنی دومیلیون و هشتصدوپنجاه‌هزار دلار فروخته شد. حتی پس از فروش آن بالاترین پاداشش را، از فروش آن، به خود آقای تناولی دادیم که جزو قراردادمان هم نبود. مجسمه را از آقای تناولی به پانصدمیلیون تومان خریده بودیم که پس از فروش آن 350 ‌میلیون تومان دیگر به صورت پاداش به ایشان پرداختیم. نگاه پاسارگاد به هنر و ورود به عرصه هنر به هیچ وجه جنبه تبلیغاتی یا سوداگرانه و استفاده از موقعیت ندارد. نمی‌خواهیم با این ابزارها ارزش کاذبی برای خدمات مالی و بانکی که در جامعه عرضه می‌کنیم، ایجاد کنیم. چون سعی می کنیم آن خدمات را آن‌قدر خوب انجام ‌دهیم که نیازی نداشته باشیم از عرصه فرهنگ به آن کمک کنیم. در عرصه‌های دیگر هم این گونه هستیم؛ مثلأ در فعالیت‌‌های ورزشی ما از تیم‌ملی کوهنوردی حمایت می‌کنیم چون، برخلاف تیم ملی فوتبال، کسی به آن کمک نمی‌کند و دیده نمی‌شوند و برای نهادهای اقتصادی هم صرف ندارد که مثلأ از تیم‌ملی کوهنوردی پشتیبانی کنند.
* این روشی است که اصطلاحأ نوعی «کلاس» و اعتبار محسوب می‌شود؛ هم نگاهی درازمدت است و هم حضور نمایشی نیست.
ع.ا: به همین دلیل هست که همه این کارها را بدون تبلیغ انجام می‌دهیم. ما در گروه مالی پاسارگاد این دیدگاه را نداریم که از این نمد برای خودمان کلاهی بسازیم و تا الان هم سعی کرده‌ایم به این اصول وفادار باشیم. بنابراین اصالت این فعالیت خیلی برای‌مان اهمیت داشته و اگر جایی هم خارج از روال عادی بوده، با سعه‌صدر برخورد کردیم تا گروه سازنده بتوانند با فراغ‌بال و آرامش کارشان را تا بالاترین سطح انجام بدهند؛ بدون این که دغدغه‌ای برای مسائل اقتصادی و نمایشی داشته باشند. چون اعتقاد داشتیم که جدایی نادر از سیمین هم مثل همان مجسمه آقای تناولی این قابلیت را دارد تا در بالاترین سطح دنیای هنر مطرح و موفق شود.
* راستی قضیه نمایش فیلم در اسراییل چیست و شما چه قدر در جریان آن هستید؟
ع.ا: مسئولیت همه قراردادهای پخش و فروش فیلم با مجری پروژه بوده و ما به عنوان سرمایه‌گذار مسئولیتی در این زمینه نداریم و اطلاعی هم نداشتیم. پس از اطلاع غیررسمی هم بلافاصله اعتراض‌مان را کتبأ به مجری پروژه اعلام کردیم. مجری پروژه هم در نامه‌ای به ما پاسخ دادند که هیچ اطلاع و اجازه‌ای برای این کار نداده بودند. ما از ایشان درخواست کردیم که اعتراض ما را به پخش‌کننده‌ای که در خارج از کشور مسئولیت توزیع فیلم را داشته اعلام کنند. ایشان هم اعتراض شدید ما را به همراه تقاضای توقف نمایش فیلم در آن جا به اطلاع آن پخش‌کننده خارجی رسانده‌اند.
ن.ا: همان طور که آقای امین‌تفرشی گفتند وقتی مطلع شدم شروع به پیگیری کردم و نامه‌ اعتراضی به پخش‌کننده خارجی نوشتم.
* سونی پیکچرز فیلم را به آن‌ها داده؟
ن.ا: خیر. فیلم برای پخش خارج از کشور در اختیار شرکت «دریم لب» قرار گرفته است. این شرکت در فرانسه است که پخش فیلم را در فرانسه به عهده شرکت «ممنتو» فرانسه گذاشته و پخش‌ بین‌المللی آن را نیز به شرکت ممنتو بین‌المللی داده و قرارداد سونی پیکچرز با شرکت ممنتو بین‌المللی است. درحقیقت تمام قراردادهای پخش در سراسر جهان از جمله اسراییل از طریق شرکت ممنتو بین‌الملل صورت گرفته است. من نیز پس از اطلاع از این امر پیگیری خود را شروع کرده ام. ضمنأ باید اضافه کنم که در قرارداد بین شرکت دریم لب و ممنتو بین‌الملل قید شده که ممنتو حق واگذاری پخش فیلم به اسراییل را ندارد.
* پس شرکت ممنتو خلاف کرده؟
ع.ا: ما در حال پیگیری و بررسی هستیم و اعتراض‌مان را هم اعلام کرده‌ایم؛ حتی اگر لازم باشد وکیل می‌گیریم که موضوع را دنبال کند. وقتی اتفاق بدی می‌افتد باید سعی کنیم آن را به بهترین شکل مدیریت کنیم.
* برای آینده در زمینه سینما چه برنامه‌هایی را در نظر دارید؟
ع.ا: در زمینه تولید آثار ارزش‌مندی که فیلم‌نامه‌های‌شان مورد تأیید ما باشد، باز هم فعالیت خواهیم کرد و سعی می‌کنیم استانداردهایی که به آن معتقدیم را حفظ کنیم.
* کارشناسان‌تان چه کسانی هستند؟
ع.ا: در رأس گروه کارشناسی ما آقای دکتر بلخاری‌اند که در عرصه هنر چهره شناخته‌شده‌ای هستند. ایشان هم گروهی را مسئول و فعالیت‌های‌شان را سازمان‌دهی کرده‌اند. ما هم برای این که این گروه ساختار سازمانی منسجمی داشته باشد، مؤسسه‌ای را به نام «فروغ‌اندیشان هنر» تأسیس کرده‌ایم و اطمینان می دهم که قطعأ اجازه نخواهیم داد که از این سطح کیفی‌ای که برای خودمان قائل شده‌ایم، تنزل کنیم.
* در فکر پروژه‌های جهانی هم هستید؟
ع.ا: بله. و برای این ادعایم شاهدی خارج از سینما می‌آورم. ما وقتی موزه هنرهای تجسمی معاصر را تأسیس کردیم هدف اصلی‌مان این بود که به هنرمندان این عرصه، که تا آن زمان حضور چشم‌گیری در بازارهای بین‌المللی نداشته‌اند، کمک کنیم تا بتوانند در این بازارها حضور موفق‌تری داشته باشند. این دیدگاه حتمأ وجود دارد و جدایی نادر از سیمین هم یک نمونه موفق از همین فعالیت است. در حال حاضر چندین پروژه ارزش‌مند سینمایی به ما پیشنهاد شده که مراحل موافقت اولیه آن، در همان گروه کارشناسی طی شده است. البته هنوز به مرحله بستن قرارداد نرسیده‌‌ایم ولی با اطلاعاتی که دارم فکر می‌کنم پروژه‌های بسیار موفقی خواهند بود.
* چه پروژه‌هایی شما را ترغیب به حمایت و سرمایه‌گذاری می‌کند؟
ع.ا: پروژه‌هایی که در عین این که متعلق به سینمای اجتماعی یا حتی کمدی/ ‌اجتماعی باشند، یک ارزش افزوده کیفی به سینما اضافه کنند. ما صرفأ دنبال سینمای تبلیغاتی یا سینمایی که هدفش گیشه محض باشد نیستیم. امیدواریم این نوع حرکت، مدلی برای مؤسسه‌های بزرگ مالی باشد و آن‌ها هم به این عرصه ورود کنند. چون هر قدر هنر ما مورد پشتیبانی قرار بگیرد در اقتصاد ما تأثیر مثبت خواهد گذاشت. هنر به همه چیز زندگی می‌بخشد و موجب تعالی جامعه می شود. ‌
* و حرف آخر؟
ع.ا: نکته‌ای که الان یادم آمد این بود که ما با آقای فرهادی جلسه‌هایی داشتیم و تک‌تک افرادی را که ایشان انتخاب کرده بودند ارزیابی کردیم. واقعأ روی تک‌تک عوامل حساسیت داشتیم. خوش‌بختانه آقای فرهادی هم گروهی را انتخاب کرد که جا دارد از یکایک آن‌ها قدردانی کنیم. من چندین بار سر صحنه فیلم حضور داشتم و از نزدیک ناظر تلاش گروه بودم. مثل همه پروژه‌های موفق، صمیمیت خاصی بین آن‌ها حاکم بود. اعتماد و اعتقادی که همه عوامل به فیلم داشتند من را به این باور رساند که این فیلم محکوم به موفقیت است. چشم‌اندازی که در نظر داشتیم این بود که فیلم بتواند در جشنواره برلین یا کن حضور داشته باشد. وقتی که در جشنواره برلین توانست جایزه‌های اصلی را بگیرد به‌قدری روحیه‌مان بالا رفته بود که در مراسم تقدیر از عوامل فیلم در خانه سینما، سخنرانی کوتاهی کردم و گفتم که دیگر به کم‌تر از اسکار رضایت نمی‌دهیم! به سهم خودم از طرف بانک پاسارگاد از سرکار خانم اسکندرفر که این پروژه را به ما معرفی کردند و نقش بسیار مؤثری در شکل‌گیری این مشارکت داشتند و هم‌چنین از هنرمند گران‌قدر جناب آقای فرهادی که در حقیقت تبدیل به اسطوره‌ای در تاریخ هنر ایران شدند و هم‌چنین سایر عوامل هنری و اجرایی فیلم تشکر و قدردانی می‌کنم.
ن.ا: وقتی نهادهای اقتصادی وارد فعالیت‌های فرهنگی می‌شوند، جامعه فرهنگی هم باید این نوع حرکت‌ها را حمایت و تشویق کند چون نهادهای اقتصادی وظیفه‌ای برای این نوع حمایت‌ها ندارند. ما باید این ارتباط متقابل انسانی را حفظ کنیم تا باعث تداوم این حرکت‌ها باشد؛ هرچند قدردانی خصلتی است که این روزها کم‌ می‌بینیم.

Labels: , ,



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©