فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Sunday, June 24, 2012

جشن كلوزآپ‌ها

نكته‌ای درباره ‌پخش تلويزيونی يورو 2012

در اين چند باری كه تيم ملی فوتبال ايران در سال‌های اخير با تيم ملی كره شمالی در خاک آن كشور مسابقه داشته، يک نكته در پخش تلويزيونی اين بازی‌ها بيش از كيفيت و نتيجه ‌بازی توجهم را جلب كرده و آن، فقدان نمای درشت در گزارش تلويزيونی اين بازی‌ها بوده است. البته نماهايی بسته‌تر و نزديک‌تر از لانگ‌شات از ميدان بازی بوده، اما كلوزآپ هرگز. به‌خصوص هيچ‌گاه اتفاق نيفتاده كه نمايی از تماشاگران در گزارش اين بازی‌ها پخش شود. تماشاگران اگر ديده می‌شوند، در زمينه همان نماهای عمومی ميدان بازی هستند. در اين نماهای عمومی هم چيزی كه غلبه دارد، همان رنگ‌های طوسی و خاكستری يونيفورم‌های آشنای كره‌ای است. از سوی ديگر انگار آدمک‌های كوكی روی صندلی‌ها نشانده می‌شوند كه هر وقت لازم باشد، واكنشی نشان می‌دهند وگرنه ساكت و بی‌حركت در جای‌شان می‌نشينند. حتی شادی پس از گل هم تصويری درشت‌تر ندارد. گويی اين تصويرها حاصل تكثير تصوير يک يا چند نفر با فتوشاپ يا نرم‌افزارهای سينمايی هستند. اين تصويرها بی‌ترديد ماهيتی ايدئولوژيک دارند و نشانه تفكر رهبران سرزمينی هستند كه از نظر آن‌ها، انسان‌ها هويتی فردی ندارند و بخشی از يک پيكره جمعی‌اند؛ گوش به يک فرمان واحد. در چنين جامعه‌ای كلوزآپ معنا ندارد، مگر از همان رهبر يا هنگامی كه مثل چند ماه پيش قرار باشد گريه و ضجه آن‌ها را در مرگ كيم سونگ ايل نمايش بدهند.
پخش تلويزيونی بازی‌های فوتبال يورو 2012 از اين حيث يک نقطه‌عطف است كه حتی در كشورهای ديگر هم تاكنون سابقه نداشته است. برای نخستين بار پس از فروپاشي بلوک شرق، بازی‌هايی در اين حد از اهميت، كه دنيا تماشای‌شان می‌كند، در دو كشور سابقأ بلوک شرق (يا بلوک شرق سابق) برگزار می‌شود. (پرانتز باز: می‌گويند «شوروی سابق». الان «شوروی فعلی» وجود ندارد كه «شوروی سابق» معنا داشته باشد. وقتی بگوييم شوروی، يعنی همان كشوری كه در سابق بود و اسمش شوروی بود و حالا چندپاره شده. مثل يوگسلاوی كه ديگر سابق ندارد. وقتی می‌گوييم يوگسلاوی، يعنی همان كشوری كه در سابق به اين اسم بود و حالا نيست. پرانتز بسته). در لهستان و اوكراين هم تا پيش از فروپاشی «ديوار» در پايان دهه‌1980 همان تفكری حاكم بود كه كلوزآپ به معنای هويت فردی تقريباً معنا نداشت. اين قيد «تقريباً» هم در مقايسه با كره شمالی است كه اين قضيه در آن‌جا زيادی شور يا خيلی بی‌نمک است. اما در گزارش‌های تلويزيونی هيچ تورنمنت فوتبال، اين همه كلوزآپ از تماشاگران به ياد نمی‌آورم. البته تا آن‌جايی كه می‌دانم برنامه‌ريزی پخش تلويزيونی چنين مسابقه‌هايی را خود يوفا تدارک می‌بيند (مانند نقش فيفا در پخش تلويزيونی بازی‌های جام جهانی) و معمولاً اين نهاد، گروه اصلی رهبری هنری و فنی پخش بازی‌ها را به كشورهای برگزاركننده مسابقه‌ها اعزام می‌كند و در صورت نياز از نيروهای محلی هم در رتبه‌های پايين‌تر استفاده می‌شود. به همين جهت می‌بينيم كه كيفيت فنی و سياست پخش و زيبايی‌شناسی گزارش‌ها نيز در بازی‌های هر دو كشور، يكسان است.
نمی‌دانم وفور كلوزآپ از تماشاگران اين بازی‌ها (كه طبعاً تلويزيون ما طبق معمول، و البته كم‌تر از هميشه، برخی از اين كلوزآپ‌ها را حذف و تصويرهای تكراری و ضبط‌شده را جايگزين‌شان می‌كند) برای كارگردانان پخش تلويزيونی يوفا چه معنايی دارد و با چه هدفی اين زيبايی‌شناسی برای پخش اين بازی‌ها كه در اين دو كشور خاص برگزار می‌شود انتخاب شده. هدف هرچه باشد، انتخاب خوبی است و به اين گزارش‌ها تنوع می‌دهد. اما با هر هدفی، به مصداق تئوری «مرگ مؤلف»، اين كلوزآپ‌ها برای نگارنده تجسم معنا يافتن هويت فردی در سرزمين‌هايی است كه كاركرد انسان‌ها در حد پر كردن صندلی‌ها به وقت لزوم بود. اين نوعی جشن به‌رسميت شناخته شدن هويت فردی هم هست. صاحبان آن كلوزآپ‌ها - فرقی نمي‌كند از بلوک شرق باشند يا غرب - وقتی تصوير خودشان را در اسكرين‌های بزرگ ورزشگاه‌ها می‌بينند، فرياد شادی سر می‌دهند، دست تكان می‌دهند و حتی اگر تيم‌شان شكست خورده باشد، چهره عبوس‌ترين و متعصب‌ترين و غمگين‌ترين تماشاگران هم لااقل به لبخندی باز می‌شود. پخش تلويزيونی بازی‌های يورو 2012 جشن كلوزآپ‌هاست؛ تاكيدی بر فطرت انسانی كه هم هر كسی هويتی منحصر به خود دارد، و هم مايل است آن را بروز دهد.

مأخذ: روزنامه اعتماد، شماره 2425، شنبه سوم تیر 1391

Labels: ,



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©