فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Friday, May 25, 2012

واکنش

تعبیرم در مورد برخی از فیلم‌های اخیر داریوش مهرجویی این است که انگار با پیژامه و دمپایی ساخته شده‌اند. عنوان شلختگی و سرهم‌بندی را به کار نمی‌برم که استاد به آن‌ها حساسیت دارد و نظرم هم این نیست. این دسته از فیلم‌هایش را واکنش او به پیرامونش و بازتاب موقعیتی می‌دانم که در آن قرار دارد. این موقعیت و آن واکنش بازتاب سه عامل است: سن‌وسال، ممیزی، روحیه‌ی فردی. معنای سبک یله و رهای استاد را هم می‌فهمم. دختردایی گم‌شده را می‌فهمم. می‌دانم که این هم نوعی سبک است و نمی‌شود از هنرمند انتظار داشت که همیشه یک‌جور اثر خلق کند. حق دارد هرچه می‌خواهد بگوید و هرجور که می‌خواهد. ما هم حق داریم که از ظاهر و باطن اثرش ارزیابی کنیم که چه‌قدر فسفر سوزانده و چه‌قدر زحمت کشیده. قطعأ سادگی ساختار اوج پختگی یک هنرمند است و مهرجویی در بهترین آثار ساده‌اش نشان داده که چه فیلم‌ساز پخته‌ای است. راه دور نمی‌رویم چون مثال دم دستش مهمان مامان است که آخرین فیلم ساده‌ی کامل اوست. اما هر بار که ممیزی آزارش می‌دهد، بنابر روحیه‌اش این‌جوری واکنش نشان می‌دهد. ممیزها هم نمی‌دانند با کارهای‌شان چه به روز هنرمندان می‌آورند. در این واکنش‌های مهرجویی با وجود لحن شوخ و طنازانه‌ی فیلم‌ها، خشم و دردی نهفته است. نوعی زهرخند. فارغ از مضمون و محتوا، انگار که هنگام اجرا به عمد خواسته که زیاد زحمت نکشد. پوزخندی به پیرامون در حین نوشیدن یک فنجان چای یا یک لیوان آب یخ در حالی که پاهایش را روی صندلی مقابلش دراز کرده است.
مهرجویی، مهرجویی است. هنرمند بزرگ هنرمند بزرگ است. گاهی آثار بزرگ خلق می‌کند و گاهی آثار کوچکی که در همان‌ها هم بزرگی خالقش پیداست. مثل اتودهای یک نقاش بزرگ. مثل قلم‌اندازهای یک شاعر بزرگ. تصور کنید که استاد آواز ایران یا پسرش موقع ظرف‌شستن یا آشپزی در حال زمزمه‌ی آواز یا تصنیفی باشند. او استاد است اما کیفیت اجرایش با زمانی که در یک کنسرت یا برای ضبط می‌خواند فرق دارد. نارنجی‌پوش مثل زمزمه، مثل اتود یک هنرمند بزرگ است.

مأخذ: ماهنامه 24، شماره 2، خرداد 1391

Labels:



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©