فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Wednesday, March 14, 2012

گوزن‌ها

سگ‌های پوشالی
نویسنده و کارگردان: راد لوری براساس فیلم‌نامه «سگ‌های پوشالی» (سام پکین‌پا، 1971) نوشته دیوید زلاگ گودمن و سام پکین‌پا و رمان «محاصره مزرعه ترنچر» اثر گوردن ویلیامز
مدیر فیلم‌برداری: الیک ساکاروف
موسیقی: لری گروپه
تدوین: سارا بوید
بازیگران: جیمز مارزدن (دیوید سامنر)، کیت بوزورث (ایمی سامنر)، الکساندر اسکارسگارد (چارلی ونر)، جیمز وودز (تام هدن)، دومینیک پرسل (جرمی نایلز)، رایس کوییرو (نرمن)، بیلی لاش (کریس)
محصول 2011 آمریکا
110 دقیقه

دیوید سامنر فیلم‌نامه‌نویس به اتفاق همسرش ایمی که بازیگری تلویزیونی است از لس‌آنجلس به زادگاه ایمی یعنی بلک‌واتر در می‌سی‌سی‌پی نقل مکان می‌کنند تا خانه پدر ایمی را که به‌تازگی فوت کرده بازسازی کنند و دیوید هم بتواند فیلم‌نامه جدیدش را بنویسد. دیوید در آن‌جا با چارلی ونر که دوست سابق ایمی است و دوستان چارلی، از جمله نرمن، کریس و بیک، ملاقات می‌کند و آن‌ها را برای تعمیر سقف انباری خانه استخدام می‌کند. دیوید با تام هدن هم آشنا می‌شود که سابقأ مربی فوتبال بوده و دختر پانزده ساله‌ای به نام جنیس دارد. دیوید در آغاز سعی می‌کند آداب و رسوم منطقه را محترم بشمارد ولی چارلی و دوستانش که دل خوشی از دیوید ندارند مدام به او متلک می‌گویند و مسخره‌اش می‌کنند و متلک‌ها کم‌کم تبدیل می‌شود به آزار و اذیت. به‌خصوص که اظهار نظرهای وقیحانه و زشتی هم درباره ایمی می‌کنند و با صدای بلند به موسیقی گوش می‌دهند تا دیوید را آزار دهند و مانع نوشتن او بشوند. یک روز هم در غیاب دیوید و ایمی، گربه خانگی آن دو را هم خفه می‌کنند. کمی بعد یک روز که دیوید و دیگران مشغول شکار هستند چارلی و نرمن مزاحم ایمی که در خانه تنهاست می‌شوند و از او هتک حرمت می‌کنند. وقتی دیوید برمی‌گردد ایمی چیزی درباره این ماجرای وحشتناک به او نمی‌گوید. با این حال دیوید روز بعد چارلی و گروهش را اخراج می‌کند. یک روز وقتی دیوید و ایمی سوار بر اتومبیل هستند ایمی به دیوید می‌گوید که دلش می‌خواهد به لس‌آنجلس برگردند. دیوید که متعجب شده در یک لحظه بی‌توجهی، با اتومبیلش با جرمی نایلز که یکی از افراد محلی است و معلولیت ذهنی دارد برخورد می‌کند. این واقعه، آشوب‌های تازه‌ای به پا می‌کند و باعث رویارویی مرگ‌باری میان دیوید و چارلی می‌شود.


هنگام تماشای فيلم‌های بازسازی‌شده، اگر تماشاگر فيلم اصلی را ديده باشد، هيچ گريزی از مقايسه نيست. اغلب می‌گويند سينمای امروز در بازسازی فيلم‌های قديمی ناكام مانده و نسخه‌های بازسازی‌شده نتوانسته‌اند به پای كيفيت نسخه‌های مرجع برسند. اما در ميان اين بازسازی‌ها، از اين زاويه، همه جور فيلمی ديده می‌شوند. از نمونه‌های بهتر از اصل مانند تنگه وحشت اسكورسيزی كه بسيار فراتر از ساخته 1962 ج. لی تامپسن بود و يک قتل تمام‌عيار اندرو ديويس كه كم از م را به نشانه مرگ بگير هيچكاک نداشت، تا تجربه عجيب‌وغريب گاس ون سنت در كپی‌برداری نمابه‌نمای روانی هيچكاک؛ البته به صورت رنگی. سگ‌های پوشالی راد لوری يكی از فيلم‌های ميانی طيف كيفی فيلم‌های بازسازی‌شده است كه بازتاب‌های انتقادی مثبت و منفی را توأمأ داشته اما به نظر نگارنده از آن فيلم‌هايی است كه در نهايت، حتی اگر با شاهكار 1971 سام پكين‌پای كبير هم مقايسه‌اش نكنيم فقط به درد يک بار تماشا می‌خورند و رغبتی برای تماشای مجدد برنمی‌انگيزند. در مقايسه كه آدم از همان يک بار تماشا هم ممكن است پشيمان می‌شود. فيلم پكين‌پا جدا از كوبندگی و تأثيرگذاری پرداختش، نقطه‌عطفی در نمايش خشونت در سينما هم ارزيابی شده (فيلم بارها با اداره سانسور و درجه‌بندی فيلم انگلستان دچار مشكل شد)؛ آن هم سه سال پس از غوغای اين گروه خشن. فيلم لوری با پرداختی معمولی، هيچ نقطه‌ای در هيچ زمينه‌ای به حساب نمی‌آيد.
راد لوری پنجاه ساله كه نيمی از دوازده اثر كارنامه‌اش كوتاه يا تلويزيونی هستند اقتباس وفادارانه‌ای از تريلر روان‌كاوانه پكين‌پا كرده (حتی پوستر فيلم، كپی پوستر فيلم اصلی با كمی تغيير است) و تغييرات کوچکی هم که در داستان و جزییاتش داده بیش‌تر حاصل تغییر لوکیشن – و البته – زمانه است. در فيلم چهل سال پيش (چهههههههل سال!) ديويد سامنر (داستين هافمن) يک رياضی‌دان بود که برای تکمیل پژوهش‌های علمی و نوشتن كتابی، با همسر جوان خانه‌دارش ايمی (سوزان جرج) به خانه‌ای دورافتاده متعلق به پدر همسرش در حاشيه يک روستای انگليسی می‌آيد. سامنر فيلم جديد، يک فيلم‌نامه‌نويس هاليوودی است كه با همسرش كه بازيگر تلويزيون است برای نوشتن فيلم‌نامه‌ای به خانه پدری ايمی در حاشيه شهركی آمريكايی در حوالی می‌سی‌سی‌پی می‌رود. به نظر می‌رسد يک پرت‌آباد آمريكايی لوكيشن خشونت‌خيزتر و مناسب‌تری برای چنين داستانی است. اما چنان خشونتی در آن روستای ظاهرأً آرام انگليسی بسيار كوبنده‌تر است تا آمريكای شهره به خشونت. فيلم پكين‌پا استعاره‌ای از جنگ ويتنام در اوج آن جنگ تعبير شد و در فيلم جديد اشاره‌ای به جنگ عراق می‌شود. در آن فيلم قديمی (قديمی، قديمی، قديمی...)، مردان روستای انگليسی وقتی تله مرگ‌بار عتيقه را كه سامنر و همسرش از فروشگاهی خريده‌اند به جلوی خانه حمل می‌كنند (در نسخه جديد، اين تله ميراث بازمانده از پدر ايمی است) از سامنر آمريكايی درباره خشونت در آمريكا می‌پرسند (می‌گن نمی‌شه پياده توی خيابونا راه رفت). و از او سؤال می‌كنند كه آيا خودش در اين خشونت‌ها بوده و كسی را ديده كه چاقو خورده باشد؟ هم پرسش‌ها معصومانه است و هم پاسخ سامنر دانشمند، كه می‌گويد فقط توی تلويزيون چنين صحنه‌هايی را ديده. و به همين دليل است كه بروز خشونت‌های بعدی، به‌خصوص در سكانس آخر آن قدر تكان‌دهنده است؛ به‌ويژه از سوی ديويد سامنر كه معصوميتی كودكانه دارد و داستين هافمن دو سال پس از كابوی نيمه‌شب، هنوز مثل راتسوی آن فيلم تا حدودی لنگ می‌زند و سكندری می‌خورد و اين ويژگی، سامنر را معصوم‌تر و متزلزل‌تر و آسيب‌پذيرتر نشان می‌دهد. فيلم پكين‌پا با تصويرهايی از كودكان در حال بازی شروع می‌شود كه در همه فيلم‌های او سمبل معصوميت هستند و شاهدان خشونت دنيای بزگ‌ترها. اين تصويرها پيوند می‌خورد به سامنر ريزاندام كه به نظر می‌رسد يكی از همين كودكان است. اصلأ يكی از مايه‌های روانی در رابطه سامنر و همسرش در فيلم پكين‌پا همين روحيه كودكانه اوست كه ايمی را آزار می‌دهد و زمينه‌ساز برخی از حادثه‌ها و چالش‌های بعدی می‌شود. در فيلم جديد، ديويد سامنر يک جوان نمونه‌ای آمريكايی است كه به عنوان يک فيلم‌نامه‌نويس هاليوودی بايد دريده‌تر و آشناتر از سامنر پكين‌پا به اين حوادث باشد. بازيگرش هم كه اصلأ با هافمن و آن ويژگی‌هايی كه اين جنبه از سامنر پكين‌پا را مؤكد كند ربطی ندارد.
پيروی لوری از الگوی استاد به حدی است كه تلاش كرده برای هر جزء و عنصری از فيلم پكين‌پا، مابه‌ازايی – با وجود تغييرها - در فيلم تعبيه كند. مثلأ در فيلم پكين‌پا، ايمی از سر لج‌بازی با شوهر دانشمندش، يكی از فرمول‌های رياضی را كه او روی تخته‌سياه نوشته دست‌كاری می‌كند كه سامنر زود متوجه می‌شود. در نسخه جديد، سامنر كه دارد فيلم‌نامه‌ای در مورد جنگ استالينگراد می‌نويسد، اطلاعاتی كلی را روی تخته‌سياه نوشته، از جمله سال حادثه كه 1943 است و ايمی آن را به قرينه فيلم اول به 1944 تغيير می‌دهد، اما سامنر فيلم‌نامه‌نويس آن قدر متوجه اين تغيير بديهی نمی‌شود تا چارلی اين قضيه را به او يادآوری می‌كند! منهای تغييرات اساسی فيلم جديد – حرفه سامنر و تغيير مكان داستان از انگليس به آمريكا (كه مثلأ باعث شده لوكيشن سكانس ماقبل آخر كه كليسای روستا بود به استاديوم راگبی تغيير كند و تام هدن می‌خواره و بی‌كاره فيلم پكين‌پا، در فيلم جديد تبديل به مربی تيم محلی راگبی بشود) – و چند تغيير جزئی، كه امتيازی برای راد لوری محسوب نمی‌شود، تنها تغيير و تفاوت خلاقانه در سكانس شكار رخ داده است. اين فصل در فيلم پكين‌پا در هوايی صاف و آفتابی گرفته شده بود (كه البته استفاده از صدای حوادث هم‌زمانِ خانه روی تصويرهای سامنر كه در واقع به‌اصطلاح سر كار گذاشته شده تأثير اين تصويرهای ساده را در حد مهيبی افزايش می‌داد) اما راد لوری آن را در جنگلی مه‌گرفته برگزار كرده كه انتخاب و اجرای خوبی است، به‌خصوص عبور سريع و ناگهانی و غافل‌گيركننده گوزنی از كنار سامنر. برخلاف سكانس پايانی فيلم پكين‌پا كه با استفاده از مه، فضايی كوبنده و هذيانی پيدا كرده اما سكانس همتای فيلم راد لوری در حد يک اكشن ساده باقی مانده است.
عنوان «سگ‌های پوشالی» ارجاع به عروسک‌هايی است كه در چين باستان در مراسم و آيين‌های طلب باران با علف و پوشال به عنوان قربانی می‌ساختند؛ تا شروع مراسم آن‌ها را با احترام حفظ می‌كردند و بعد دورشان می‌انداختند. راستش چهل سال پيش كه فيلم پكين‌پا را ديدم به ارتباط اين عنوان با محتوا و داستان فيلم فكر نكردم و يادم نمی‌آيد در نقدهای آن زمان اشاره‌ای به اين وجه تسميه شده باشد. حالا هم كه ديويد سامنر فيلم راد لوری اين قضيه را مستقيم توضيح می‌دهد (در فيلم پكين‌پا چنين ديالوگی نبود) ارتباط چندانی نيافتم؛ حتی اگر به اين جمله‌های تائو ته چينگ هم رجوع كنيم كه: «زمین و آسمان عادل هستند و می‌بینند هزاران چیز را همانند سگ‌های پوشالی./ پیر دانا عادل است و می‌بینند هزاران چیز را همانند سگ‌های پوشالی.» همين جوری عنوان زيبايی است كه می‌شود درباره‌اش چندوچونی هم نكرد. مثل گوزن‌ها. سگ‌های پوشالی همیشه برایم معنای بازیابی و ترمیم غرور شکسته و دست یافتن به عزت نفس پس از تحمل توهین و تحقیر فراوان را داشت و دارد. حالا هم خیلی وقت‌ها به یاد جسارت و خشونت نامنتظر دیوید سامنر می‌افتم و تحسینش می‌کنم.

Labels:



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©