فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Thursday, February 09, 2012

بزرگ، مثل سینمای ایران

صاحبان عینک‌های سیاه هر چه می‌خواهند درباره سینمای ایران منفی‌بافی کنند؛ بگویند این سینما دولتی است، سوبسیدی است، ورشکسته است، منحط است، مبتذل است، فاسد است، پر از رانت‌خواری است، نحیف است، شکننده و لاغر است، ویران است، فیلم‌نامه‌هایش ضعیف است، بازیگری‌اش فلان است، خانه سینمایش این‌جوری است، معاونت سینمایی‌اش آن‌جوری است، سانسورش زیاد و بی‌منطق و سلیقه‌ای است، و همه چیزش چنین است و چنان است...
خب بگویند. من هم معتقدم که سینمای ایران کمی از همه این‌ها هست اما همین بدبین‌ترین نگاه‌ها هم منکر برخی ویژگی‌های مثبتش نیستند. از نظر نگارنده، حتی اگر نگاهی «خطاپوش» و مثلأ غیرمنتقدانه و غیرروشنفکرانه به نظر برسد، بزرگ‌ترین ویژگی سینمای ایران این است که «بزرگ» است. بزرگ‌تر از همه این عیب و نقص‌ها. بزرگ‌تر و قوی‌تر از همه سیاست‌ها و بادها و باران‌های موسمی. بزرگ‌تر از خانه‌ها و اداره‌ها. به همین دلیل است که در همه این سال‌ها، از میان همه سیاست‌ها، همه مانع‌ها، از میان باد و باران و طوفان و سنگ‌باران، مثل یک بولدوزر، مث یک تانک، راهش را گرفته و جلو آمده. مانع‌ها و چاله‌ها و گودال‌ها گاهی کمی حرکتش را کند یا مسیرش را کج کرده‌اند، اما نتوانسته‌اند متوقفش کنند. در مجموع هم حرکتی رو به صعود داشته. از منِ خطاپوش بپذیرید که سیاست‌گذاری‌ها، حتی خوش‌بینانه‌ترین آن‌ها که با نیت خیر هم انجام شده، بیش‌تر مانع بوده‌اند تا کمک. مثبت‌ترین‌ها بیش‌تر به مذاق کسانی خوش بوده که روحیه کاسبی داشته‌اند.
تا به حال ورزش کرلینگ را دیده‌اید؟ ورزشکار، یک وزنه مدور را که دسته‌ای هم روی آن است، آرام روی یک سطح صاف و صیقلی به مقصد هدفی دایره‌شکل رها می‌کند و دو دستیارش با «تی»، مسیر حرکت وزنه را انگار روغن‌کاری می‌کنند تا وزنه آسا‌ن‌تر به راهش ادامه بدهد. اگر قرار باشد دستیاران، از پشت وزنه‌ها را هل بدهند، هم خلاف مقررات است و هم مسیر وزنه منحرف می‌شود. سینمای ایران بیش‌تر نیاز به همان یارانی دارد که مسیرش را هموار کنند، نه رؤسایی که با ظاهر (حتی نیت) کمک، آن را هل بدهند؛ هر کس هم به سوی هدف مورد نظرش.
جشنواره فیلم فجر در سال 1389 نمایشگاه درخشان‌ترین سال همه تاریخ سینمای ایران بود. آیا این سال درخشان حاصل یک تصمیم یا سیاست و برنامه بوده؟ قطعأ هر عاملی، تأثیری – مثبت یا منفی – بر حاصل کار داشته، اما اگر چنین اتفاق‌هایی می‌توانست با تصمیم یک یا چند نفر بیفتد، مدام می‌شود از همین جور تصمیم‌ها گرفت و دنیا را گلستان کرد.
سینمای ایران، سینمایی ریشه‌دار است که حتی نقاط ضعفش هم جزو پیکره آن است، اما نباید مدام آن دمل‌ها و سالک‌ها را زیر ذره‌بین برد. وقوع انقلاب هم قطعأ یک نقطه عطف در مسیر تاریخ‌اش بوده که جنبه‌های مثبتش را تقویت کرده و با وجود فرازونشیب‌ها، در مجموع حرکتی رو به بالا داشته. مقایسه‌اش با سینمای کشورهای منطقه که شوخی است. سینمای ایران آن‌قدر بزرگ است که یکی از ده سینمای محکم و قوی دنیاست. حالا اگر ما کلأ عادت داریم برای بزرگ کردن خودمان، دیگران را – سینمای‌مان را – تحقیر کنیم، بنده تقصیری ندارم. این بیماری این زمانه در سرزمین ماست. چیزی شبیه ایدز و سارس و سرطان. منتهی در روح و ذهن.

مأخذ: کتاب راز و رمز سی‌مرغ، به کوشش علی رویین‌تن، چاپ اول، بهمن 1390

Labels:



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©