تماشای چندباره«کدام فیلم را بیش از هر فیلم دیگری تماشا کردهام» این سؤالی بود که ماهنامه سینمایی 24 در شماره اخیر خود، به مناسبت دومین سالگرد انتشار، از نویسندگان و منتقدان سینمایی پرسیده بود.در آن دفترهای «یادداشت فیلم» دوران نوجوانی، جلوی اسم فیلمهایی که میدیدم و یادداشتی دربارهشان مینوشتم، تعداد دفعاتی را هم که هر فیلم را دیده بودم توی پرانتز ثبت میکردم. بیشترین رقم جلوی فیلم
تـنـگـنـا نوشته شده بود: هفتبار. بعد
اشکها و لبخندها (پنجبار) و
این گروه خشن (چهاربار). نوشتن در آن دفترها که متوقف شده، دیگر آمار فیلمدیدنهایم را جایی ثبت نکردم. همین سه فیلم را پس از آن هم بارها دیدهام و نمیدانم تعدادشان به چندبار رسیده است. اینها جزو فیلمهایی هستند که اگر به هر دلیلی در معرض تماشایشان قرار بگیرم (عجب موقعیت و عبارتی!)، از هر جای فیلم که باشد، نمیتوانم در برابر ادامهی تماشایشان تا آخر، مقاومت کنم. بنابراین چندبار هم این فیلمها را به شکل ناقص دیدهام. این وضعیتی است که در سالهای بعد، در مورد فیلمهای دیگری هم پیش آمده. مثل
گوزنها،
سینما پارادیزو،
پاریستگزاس،
اجارهنشینها،
21 گرم،
داییجان ناپلئون. و فیلمهای دیگری هم هستند که هرچند نه به این تعداد، اما جزو فیلمهایی هستند که چندبار آنها را دیدهام. مثل
جادهی فلینی،
قیصر،
سفرنامهی شیراز (از
قصههای مجید)،
عشق سگی،
پیش از غروب،
کینگ کنگ (پیتر جکسون)،
دشمن پشت دروازهها،
بابل و... آدمهای عشق فیلم، هر کدام فهرستهایی از اینجور فیلمها دارند.
با کوتاه شدن عمر و رسیدن به سرازیری سالهای آخر و فراوانی دیویدی، اتفاقأ چند سال است سعی میکنم فیلمهایی را نگه دارم که اشتیاق تماشای بیش از یکبار آنها را دارم نه فیلمهایی که فقط به درد یکباردیدن میخورند (حساب آنهایی که به درد همان یکباردیدن هم نمیخورند، خب معلوم است)؛ گرچه در این فوران و فراوانی حتی فرصت تماشای یکباردیدن تعدادی از همین فیلمهایی که میخرم پیدا نمیشود تا دربارهی نگهداشتنشان تصمیم بگیرم... ویدئو و دیویدی امکان شکلگیری و بروز عشقهای دیوانهوار را فراهم کرد. جنون فیلم دیدن، جنون فیلم جمع کردن و جنون بارها دیدن...
آخرین فیلمی که چندبار دیدم،
یه حبه قند بود. هفت بار... باز هم آن را خواهم دید.
مأخذ: ماهنامه 24، شماره 24، بهمن 1390Labels: یادداشت
[
لـيـنـک بـه مـطـلـب /
اظـهـار نـظـر
]