به همین سادگیخانه قمر خانم
کارگردان و تهیهکننده: آیدا پناهنده
تصویربردار: عماد خدابخش
تدوین: ارسلان امیری، آیدا پناهنده
صدابردار: مهدی صادقی
صداگذار: مهرشاد ملکوتی
محصول 1390
74 دقیقه
روایت زندگی زنی سرزنده و پرتلاش به نام قمر خانم که خود را برای تغییراتی که در زندگیاش پیش آمده، آماده میکند.خانه قمر خانم نمونه خوبی از فیلمهایی است که متکی بر غرابت موضوعشان نیستند و نشان میدهد که چهگونه میتوان با یک پرداخت متناسب (حتی خیلی ساده) و سنجیده، از یک موضوع عادی و دمدستی هم مستندی تماشایی ساخت. فیلم درباره زن مسنی است که در یکی از طبقههای خانهای قدیمی زندگی میکند و در طبقههای دیگر فرزندانش با خانوادههایشان ساکناند. بچهها تصمیم گرفتهاند طبق سنت دهههای اخیر، خانه را بکوبند و به جایش آپارتمان بسازند و «مادر» هم برای پیوستن به فرزند دیگرش عازم خارج است. فیلمساز بدون دراماتیک کردن هیچ حادثهای، زندگی زن را از سفری زیارتی همراه با دو نفر از همدندانهایش، چند روز زندگی در خانه، تخلیه خانه قدیمی و اسبابکشی به خانه جدید و رفتن به سوی فرودگاه را ثبت و تصویر میکند؛ انگار که رفتن از آن خانه (بدون سوزناک کردن قضیه) و رفتن از ایران، خبر از پایان یک دوران و آغاز دورهای جدید میدهد.
قمر خانم ویژگی خاصی ندارد. نه نوع زندگیاش خاص است، نه اتفاق غیرمنتظرهای در این زندگی رخ میدهد، نه کار خاصی از او سر میزند، نه مثلأ آدم شوخطبعی است، نه حرفهای بامزهای یا عمیقی میزند. یک زن کاملأ معمولی است. فیلمساز با استفاده از همین سادگی او پرداختی را انتخاب کرده که حاصلی سهل و ممتنع داشته و هیچ معلوم نیست برای آدمی دیگر، همین جواب را بدهد. سپردن نقش راوی به قمر خانم نتیجهای فوقالعاده به بار آورده و بخش مهمی از جذابیت فیلم حاصل این ترفند ابتکاری است. روایت قمر خانم به شکل جملههای رایج رو به دوربین نیست، بلکه متن نوشته فیلمساز را با همان لحن ساده (که میکوشد در این مورد حالتی رسمی هم به آن بدهد) با تهلهجه ترکیاش میخواند و صدای او با مکثها و تپقهایش روی تصویرهای فیلم گذاشته شده. فیلمساز بدون هیچ تمهید و تأکیدی موفق میشود پیرزنی را به بیننده معرفی کند که مظهر تلاقی سنت و مدرنیسم است؛ هم به سفر زیارتی میرود و دلبسته خانه قدیمی است و مشغلهاش خیاطی و آشپزی است و هم آرزوی دیدن برج ایفل را دارد و اهل آرایش و ماهواره و چکآپ است.
فیلم البته کمی طولانی است و بهخصوص در سکانسی که پسر خانواده توضیح مفصلی درباره خانه قدیمی و یادگارهای گذشته میدهد، شخصیت اصلی را فراموش میکند؛ سکانسی که کاملأ قابلحذف است و با حذف برخی لحظههای تلفشده دیگر- بهخصوص از سکانس آخر در راه فرودگاه – میتواند تبدیل به اثری خوشریتم و مثالزدنی شود. بیتردید این نکته که سازنده فیلم یک زن است نقش اساسی در این داشته که بتواند به خلوت سوژهاش نزدیک شود؛ اما فقط همین هم نیست. وقتی به خلوت سوژه نزدیک شدی آن وقت باید فیلمسازی نکتهبین و خلاق هم باشی تا نتیجه کار، بشود
خانه قمر خانم.
Labels: نقد فیلم مستند
[
لـيـنـک بـه مـطـلـب /
اظـهـار نـظـر
]