فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Friday, December 30, 2011

هفته‌نامه همشهری جوان در آخرین شماره خود پرونده‌ای از اشخاصی که سال‌هاست در یک پست و سِمَت ثابت فعالیت می‌کنند تشکیل داده است. این مطلبی است که همکارم شاهین شجری‌کهن درباره سی‌سال فعالیت ماهنامه سینمایی فیلم نوشته است.

کشتی به راهش ادامه می‌دهد

شاهین شجری‌کهن: چند ماه دیگر ماهنامه سینمایی فیلم سی‌ساله می‌شود و این یعنی سی‌سال است که هوشنگ گلمکانی سردبیر ازلی‌ابدی مجله فیلم روی صندلی‌اش نشسته و همین‌طور که چرخ می‌زند و پشت سرش را می‌خاراند، به نقدها و مطالب و ایده‌های تازه فکر می‌کند و با همکارانش برای یک 132 صفحه دیگر برنامه می‌چیند. در جامعه ما که کار گروهی بسیار سخت است و شراکت اساسأ خوش‌عاقبت نیست، مجله فیلم نمونه کمیابی است از یک بنگاه خصوصی موفق که سه رییس دارد، در مالکیتش سه نفر شریک‌اند، مدیریتش به عهده سه نفر است و همه اختیاراتش هم میان همین سه نفر تقسیم شده است، اما پس از سه دهه هم‌چنان سرپاست و به فعالیتش ادامه می‌دهد. همین که مجله فیلم با ساختار سه تکه و سه‌رییسه‌اش هنوز از هم نپاشیده و در آرامش به مسیرش ادامه می‌دهد از عجایب روزگار است؛ آن هم در این سرزمین که دو نفری یک زیرپله فلافل‌فروشی را هم نمی‌توان با موفقیت اداره کرد و به دردسر نخورد.
هیچ کس به‌درستی نمی‌تواند دلیل موفقیت و دوام طولانی این مجموعه را تحلیل کند، حتی خود این سه نفر که به سه تفنگدار مطبوعات مشهورند؛ مسعود مهرابی، عباس یاری و هوشنگ گلمکانی. اما همه قبول دارند که سی‌سال شراکت و همکاری بی‌حاشیه در ایران یک رکورد دست‌نیافتنی است. در بین سه تفنگدار مجله فیلم، طبیعتأ هوشنگ گلمکانی از همه مشهورتر است. او را با نوشته‌ها و نقدهایش می‌شناسیم و بی‌تعارف اثرگذارترین منتقد تاریخ مطبوعات سینمایی ایران بوده است. تقریبأ همه کسانی که امروز نقد فیلم می‌نویسند، یا از مکتب مجله فیلم بیرون آمده‌اند و یا مستقیم و غیرمستقیم چیزهایی از گلمکانی یاد گرفته‌اند و رشدشان را مدیون او و مجله فیلم هستند. به همین دلیل این روزها خیلی از نویسنده‌های جوان که به کوچه سام (دفتر ازلی‌ابدی مجله فیلم!) می‌آیند، بیش‌تر برای دیدن سردبیر و مدیران مجله است.
نمی‌توانم راز دوام طولانی هوشنگ گلمکانی را درست توضیح بدهم. ولی (از برداشت شخصی من) گلمکانی سخت کار می‌کند؛ بیش‌تر از همه کارمندانش و کم حرف می‌زند؛ کم‌تر از همه همکارانش. جدی و اخمو است و شاید به همین دلیل باشد که شهرت بداخلاقی (به گفته خودش از همان سی سال پیش) دامنگیرش شده، هرچند خیلی هم احساساتی است و پایه گفتن و خندیدن؛ اما نه زمانی که کار هنوز تمام نشده است. پس از این همه سال، هنوز انگیزه‌هایش مثل روزهای اول کارش است و با شنیدن هر ایده تازه‌ای چشم‌هایش برق می‌زند. گاهی برای تکمیل یک مطلب بارها با نویسنده جلسه می‌گذارد تا در نهایت آن چیزی بشود که دلخواه اوست. رفاقت‌هایش را هر شب در دفتر مجله جا می‌گذارد و تنها به خانه می‌رود. اهل گفت‌وگو است و می‌توانید هر وقت دلتان خواست به اتاقش بروید و حرفتان را بزنید. و از همه مهم‌تر خصلتی است که این روزها در بین منتقدان و نویسندگان سینمایی کمیاب است: دوستان سینماگرش را عادت داده که منتظر نقد منفی و بی‌تعارف باشند.
فکر می‌کنید برای سه دهه ماندگاری روی آن صندلی‌اش، ویژگی‌های دیگری لازم است؟

مأخذ: هفته‌نامه همشهری جوان، شماره 341، شنبه 3 دی 1390

Labels: ,



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©