فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Friday, November 18, 2011

پنهان

نازنین فراهانی/ زن دوم (شیوا): از کنار هم می‌گذریم
صدای الهه گلپری / مادر (هما): چند تار مو


نقش‌های برگزیده دهه هشتاد – 2

دو فیلم قدرنادیده و تا حدود زیادی دیده‌نشده ایرج کریمی – از کنار هم می‌گذریم و چند تار مو – دوتا از شخصیت‌های استثنایی سینمای ایران را در خود دارند که به‌خصوص در دومی، از حیث اجرا منحصربه‌فرد است. در چند تار مو، شخصیت اصلی فیلم مادری‌ست که با عده‌ای تماس تلفنی می‌گیرد تا از وضعیت سرنوشت پسر دانشجوی جوانش با خبر شود. در این ساختار به تعبیری اپیزودیک، فقط طرف گفت‌وگوی مادر را می‌بینیم؛ هیچ‌گاه مادر را نمی‌بینیم و فقط صدای او را می‌شنویم. با این حال از طریق همین مکالمه‌ها و شنیدن صدای نگران و پرسان مادر، هم روایت به پیش می‌رود و هم مادر شخصیت‌پردازی می‌شود. در این مسیر پسر گم‌شده را هم می‌شناسیم و با همین تمهید روایی، به مسائل روز اجتماعی و سیاسی هم تلویحأ ارجاع داده می‌شود. حتی اگر غیبت پسر را – به عنوان موضوع جست‌وجو – بی‌سابقه ندانیم، ولی محدود شدن حضور مادر در فیلم به شنیدن صدایش (با صدای پخته الهه گلپری، بازیگر تئاتر و نمایش‌نامه‌نویس رادیو) هنوز به عنوان تجربه‌ای یکه در شخصیت‌پردازی و «بازیگری» سینمای ما باقی مانده است.
اما چند سال پیش از این، ایرج کریمی تمهید روایی و اجرایی از جهتی مشابه و از جهتی متفاوت اما به هر حال کم‌سابقه در سینمای ایران را تجربه کرده بود؛ باز هم در فیلم کم‌وبیش اپیزودیک از کنار هم می گذریم که چهار داستان و چهار دسته شخصیت، در جاده‌ای گاه‌وبی گاه از کنار هم می‌گذرند. سرنشینان یکی از اتومبیل‌ها دو زن جوان هستند که از همان اولین سکانس حضورشان در فیلم می‌فهمیم که پس از مرگ همسرشان در یک ماه پیش، فهمیده‌اند که هووی یکدیگرند. زن دوم اغلب روی صندلی عقب نشسته یا دراز کشیده و فقط صدای او را می‌شنویم یا تنها بخشی از بدنش را می‌بینیم و به هر حال تا دقیقه شصتم فیلم، از طریق انتخاب زاویه دوربین یا جای استقرار بازیگر، چهره‌اش را نمی‌بینیم. این تمهید که بیش‌تر در فیلم‌های جنایی و دلهره‌آور برای نمایش ندادن قاتل به کار گرفته می‌شود، به کمک کیفیت صدای بازیگرش (نازنین فراهانی) جلوه‌ای رازآمیز به شخصیت زن بی‌نام دوم می‌دهد؛ زنی هم‌زمان آرام، عاشق‌پیشه، شاعرمسلک، بی‌حوصله، حسود، بی‌‌منطق و گاه خشن و تندخو. این ویژگی‌ها کم‌وبیش در زن اول – ژاله (فریبا کامران) – هم هست، اما زن دوم شخصیتی چندبُعدی و در مقایسه، بسیار پیچیده‌تر است و البته پیچیده‌تر از او، نوع رابطه این دو «رقیب» است. حتی از سکانس رستوران که برای اولین بار چهره او را می‌بینیم، بازی و چهره بازیگرش او را مرموزتر می‌کند؛ به‌خصوص ژاله که نقاش است و بر خلاف همسر نقاشش مهران تخصصش منظره کشیدن بوده، این‌جا پرتره رقیب را نقاشی می‌کند. این همان جایی است که بر خلاف بحث چند دقیقه قبل‌شان او نیاز دارد که از لانگ‌شات به کلوزآپ برود.
نازنین فراهانی از بازیگرانی است که به دلیل حالت چهره و نگاه و لحن کلامش قابلیت آن را دارد که دست‌کم گزینه مناسبی برای اجرای نقش زنان رمزآمیز و درون‌گرای پیچیده باشد. و عجیب است که این ویژگی او در این سال‌ها نادیده مانده است.

Labels: , ,



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©