فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Sunday, August 14, 2011

پاسخی به یادداشت آیدین آغداشلو

...کتاب «از کوچه سام» مجموعه مقاله‌ها و نقدهای سینمایی آقای هوشنگ گلمکانی اخیرأ منتشر شده است. او و دیگر همکارانش به خاطر مداومت در انتشار مجله فیلم همیشه مورد احترام من بوده‌اند. اما آیا ایشان همانی نیستند که یادداشتی را چند سال پیش در توجیه شیفتگی بی‌حدشان به فیلم‌ها و دیگر آثار عباس کیارستمی چاپ کردند و ضمن آن اعلام کردند – نقل به مضمون – که اگر کسانی فیلم‌ها و دیگر آثار عباس کیارستمی را نپسندند، به خاطر انگیزه حسادت‌شان است به موفقیت و جایگاه جهانی ایشان؟!
ادعای چنین احساساتی می‌تواند به هر دلیلی، از جانب هر دوستداری، اظهار شود و یادمان باشد که از این نوع و جنس اظهارنظرها – چه در موافقت و چه در مخالفت با کارهای کیارستمی – فراوان بوده است، اما اعلام عقیده‌ای چنین کلی و غیرقابل اثبات، آن هم از جانب کسی که مجموعه مقاله‌ها و «نقدهای» سینمایی خود را منتشر می‌کند، بعید و غیرقابل باور است. چون این موضع هر قدر هم خالص و از سر ارادت محض باشد، بلافاصله باب «نقد» را مسدود می‌کند و از ترس اتهام از پیش‌اعلام‌شده و از پیش حکم‌شده «انگیزه حسادت»، دیگر کسی جرأت اظهارنظر مخالف نخواهد کرد. «نقد» اگر قرار است استدلال و سنجش خردمندانه را ابزار کار خود کند، حکم‌های کلی و احساساتی، ناقض علت وجودی آن خواهند بود و چاپ و انتشار یک «مجموعه نقد» از جانب صاحب‌نظری که پیشاپیش «نقد مخالف» را محکوم می‌کند و به «شیفتگی غیرمستدل» بها می‌دهد، امری متناقض و غیرقابل توجیه است. به همین خاطر نقدهای ایشان را دیگر نخواهم خواند. (آیدین آغداشلو، یادداشتی درباره انتشار کتاب «آتش»، روزنامه روزگار، شماره 1580، پنج‌شنبه 20 مرداد 1390)

غرور و آرزو

استاد آیدین آغداشلو در پایان مطلبی مثل همیشه خواندنی و آموزنده درباره «آتش» کیارستمی و اصلأ کارهای غیرسینمایی او که روز پنج‌شنبه در «روزگار» چاپ شد، اشاره‌ای هم به بنده و مطلبی کرده بودند که چند سال پیش به مناسبت انتشار «حافظ» کیارستمی و با مضمون حسادت در «شهروند امروز» نوشته بودم. حسادت از آن چیزهایی است که فقط حس می‌شود و سند و مدرکی برای اثباتش وجود ندارد. اما بی‌تردید خود استاد آغداشلو از آدم‌های حسادت‌برانگیز پیرامون ما هستند و از نظر من نه مصداق حسادت.
بحث با استاد که در بضاعت من نیست و فارغ از سوءبرداشت و در یک مورد تحریفی که از آن نوشته شده، از جمله آخر ایشان که نوشته بودند به دلیل همان مطلب دیگر نوشته‌های مرا نمی‌خوانند، چنین استنباط کردم که تا پیش از آن مطالبم را می‌خوانده‌اند. اطلاع از این موضوع باعث افتخار و غرورم شد. اگر عمری باقی باشد، امیدوارم در آینده بار دیگر سعادت و افتخار این را پیدا کنم که استاد، خواننده نوشته‌هایم شوند.

مأخذ: روزنامه روزگار، شماره 1581، شنبه 22 مرداد 1390

Labels:



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©