فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Friday, July 29, 2011

دیوارهای دو سینماگر

نمایشگاه عکس‌های عباس کیارستمی و میترا محاسنی

در اردیبهشت امسال دو نمایشگاه عکس از آثار دو سینماگر در تهران برپا شد که موضوع هر دو، به طور اتفاقی مشترک بود. دیوارهای کیارستمی از 23 اردیبهشت تا ششم خرداد در گالری ده به نمایش گذاشته شد و دیوارهای محاسنی – که البته این عنوانش نبود – ابتدا یک هفته در گالری گلستان (نهم تا پانزدهم اردیبهشت) و سپس بلافاصله در خانه هنرمندان (شانزدهم تا بیست‌ودوم اردیبهشت) روی دیوار رفت. کیارستمی از دیوارهای بیرونی عکس گرفت و محاسنی از دیوارهای اندرونی که حالا بیرونی شده‌اند، چون پرده‌ها برافتاده‌اند و حفاظ خلوت‌شان برداشته شده است.

باز هم نگاه
به نظر می‌رسد که گالری ده محل مناسبی برای برگزاری نمایشگاه دیوارهای کیارستمی نبود و با توجه به اندازه بسیار بزرگ عکس‌ها عملأ تعداد اندکی از آثار امکان نمایش پیدا کردند که البته نیمی از آن‌ها دیوار و نیمی دیگر جزو مجموعه «سفیدبرفی» بودند. اما خوش‌بختانه هم‌زمان با نمایشگاه، کتاب‌های هر دو مجموعه هم در دسترس بود (کتاب سفیدبرفی چند سال پیش منتشر شده بود)؛ هرچند که انتخاب خود عکاس نشان می‌داد که این عکس‌ها باید در اندازه‌های بزرگ تماشا شوند تا زیبایی‌های‌شان بیش‌تر درک شود. «دیوارها» ادامه همان نگاه کیارستمی در مجموعه‌های برف، درخت‌ها، جاده‌ها، درها، شیشه‌های باران‌خورده و «پنجره رو به حیات» است. در واقع نکته اصلی همان «نگاه» است؛ نگاهی که کیارستمی را از دیگران متمایز کرده. اگر در عکسی که ردپای سگی روی برف از کنار ساقه‌های گیاهی در برف توی قاب است تا خود حیوان در گوشه کادر (و این به نوعی شکار لحظه است)، اما بیش‌تر این قاب‌ها – چه در منظره‌های برفی و چه در دیوارها – برخی دقایقی، برخی ساعت‌ها، بعضی‌شان روزها و تعدادی هم سال‌ها در آن‌جا بوده‌اند در انتظار کسی که بیاید و زیبایی‌شان را کشف‌شان کند. کیارستمی کاشف این قاب‌های دم‌دست و اغلب نادیده‌مانده است. تصورش را بکنید که هر یک از ما از کنار چندهزار ساقه کوچک گیاه در برف گذشته‌ایم و آن را قاب نگرفته‌ایم. یا این دیوارهایی که گرچه رنگ‌آمیزی برخی از آن‌ها ممکن است جلب توجه کند، اما برخی از قاب‌ها حاصل درک زیبایی مبهمی است که از ترکیب نقش دیوارها با سایه‌ای یا گل و گیاهی حاصل شده است. نمونه مشخص این دسته از عکس‌ها، که سوژه‌اش از فرط معمولی بودن می‌تواند از بسیاری از نگاه‌ها پنهان بماند، عکسی است از یک دیوار با روکش سیمان تگری که سایه‌های چند درخت و بوته‌های روی دیوار بر آن افتاده است. در این نوع عکاسی، نگاه کشاف عکاس که درمی‌یابد چیزی در منظره روبه‌رویش وجود دارد که می‌تواند کشفش کند (مصداق جمله معروف میکلانژ، با این مضمون که: مجسمه‌ای در این سنگ هست؛ مجسمه‌ساز فقط زوائدش را حذف می‌کند). و حذف زائده‌ها در این‌جا همان انتخاب قاب مناسب و هنرمندانه است که زوائد پیرامون منظره را حذف می‌کند؛ کاری که ناصر تقوایی در عکس‌هایش از دیواره فلزی زنگ‌زده و سوراخ‌سوراخ پالایشگاه آبادان کرده بود، عکس‌های امیر نادری از بقایای دیوارنوشته‌ها و پوسترها و تراکت‌های روی دیوارهای نیویورک، عکس‌های رضا کیانیان از تنه درخت‌ها و پرواز کلاغ‌ها، عکس‌های هدیه تهرانی از جزییات آب و آبزیان، اینسرت‌های مریم زندی از حاشیه کتاب‌ها در صحافی و حتی لانگ‌شات‌هایش از طبیعت در نمایشگاه اخیرش که جلوه لحاف چهل تیکه را پیدا کرده بود، حاصل همین نگاه ریزبین – و گاهی فراخ‌بین – هنرمند است. و البته همین نمایشگاه عکس‌های میترا محاسنی.
کشف زیبایی در جزییات منظره‌های دم‌دست و روزمره، اینک یک گرایش قابل توجه در میان هنرمندان عرصه‌های گوناگون و به‌ویژه عکاسان است. بی‌راه نیست کیارستمی را اگرنه کاشف این نگاه که لااقل احیاکننده و مروج آن بدانیم؛ کسی که اهمیت این نوع نگاه را به خیلی‌ها یادآوری کرد و خودش هم سال‌هاست پرچمدار و پیش‌رو کاشفان فروتن زیبایی در روزمرگی‌ست. عکس‌های دیوارها را کیارستمی در ایران و ایتالیا و فرانسه گرفته و نمایشگاه دیوار، پیش از این در کانادا و فرانسه برپا شده است.
پنج عکس نمایشگاه گالری ده، سیاه‌وسفید و از سری عکس‌های برفی کیارستمی بود و شش عکس دیگر، رنگی و جزو مجموعه دیوار. اگر تعداد این عکس‌ها کم است، می‌شود تماشای شصت‌تای آن‌ها را در کتاب دیوار ادامه داد، هرچند که خود عکاس به ما می‌گوید این عکس‌ها باید در قاب‌های بسیار بزرگ تماشا شوند. برخی از این دیوارها خودبه‌خود شکل و ترکیبی دارند که توجه کیارستمی را جلب کرده‌اند، برخی دیگر با آفتاب و سایه گیاهان جلوه‌ای تماشایی پیدا کرده‌اند، برخی با قرار گرفتن شیئی دیگر در قاب (مثل بند رخت، یا عبور گربه‌ای یا توقف وانتی کنار دیوار) و برخی به خاطر در یا پنجره‌ای. هرچه هست، این دیوارها چیزی نیستند که در نگاه اول توجه کسی را جلب کنند مگر صاحب آن نگاه.
هم‌زمان با کتاب دیوار (با مقدمه یوسف اسحاق‌پور)، دو کتاب دیگر کیارستمی هم منتشر شد. یکی با عنوان آب، حاوی گزینه‌های کیارستمی از شعرهای نیما یوشیج، ادامه مجموعه‌ای که با حافظ و سعدی (از دست خویشتن فریاد) آغاز شده بود و با کتاب دوجلدی آتش و باد (جزیی از کلیات شمس) ادامه پیدا می‌کند. دومی باد و برگ است؛ حاوی شعرها یا شعرک‌های کیارستمی که آثاری متفاوت با دو دفتر شعر قبلی اوست: همراه با باد (1378) و گرگی در کمین (1384) که غیرکیارستمی‌وارترین عنوان را در میان همه آثار او دارد و اثری مثلأ از جک لندن را تداعی می‌کند.
باد و برگ حاوی بیش از 350 اثر کیارستمی است؛ شعرهایی اغلب شبیه هایکو:
قاصدکی
که از پنجره وارد شده بود
از در بیرون رفت
که برخی به کاریکلماتور می‌مانند، اگر نه از حیث ساختار که از جهت رویکرد:
وقتی صاحب اقتدار شد
لطافتش را
از دست داد
اما بیش‌ترشان با شاعرانگی:
سیب از درخت
فرو افتاد و من
به جاذبه تو اندیشیدم
و طنزی اغلب تلخ:
گفتم
برای هر پاسخی آماده‌ام
ساعت پرسید
اگر هنگام انتشار همراه با باد فکر می‌کردم کیارستمی باهوش‌تر از آن است که این چیزها را منتشر کند، حالا به نظرم حیف بود برگ و باد منتشر نشود؛ خوراک پایان‌ناپذیری برای بررسی‌های روان‌شناسانه دکتر محمد صنعتی!

شکوه ویرانی، زیبایی‌شناسی انهدام
اما دیوارهای میترا محاسنی در این نمایشگاهش – که نخستین نمایشگاه عکس‌های غیرسینمایی اوست و چهره‌ای نامنتظر و به‌کلی متفاوت از این عکاس کهنه‌کار و معتبر و فروتن سینما نشان می‌دهد – با دیوارهای کیارستمی تفاوت‌های اساسی دارد و با وجود یک‌سان بودن موضوع که در این جور مواقع ذهن را به سوی تقلید یا حداقل تأثیر گرفتن از استاد می‌برد، ربطی به آثار کیارستمی ندارد. در نهایت شاید بشود گفت که تأثیر عمومی را مثل خیلی‌های دیگر بتوان در حوزه البته گسترده «نگاه» جست‌وجو کرد. دیوار گرچه ساخته دست بشر است، اما در دیوارهای کیارستمی طبیعت غلبه دارد و در دیوارهای محاسنی انسان. (یوسف اسحاق‌پور در آغاز مقدمه‌اش بر کتاب دیوارها، جمله‌ای از کیارستمی نقل کرده با این مضمون که: عکس‌های من بیش از آن که نشانه علاقه‌ام به عکاسی باشد به خاطر عشقم به طبیعت است). در اولی شاعرانگی برجسته‌تر است و در دومی حکایت و داستان. اتفاقأ دفتر یادبود نمایشگاه محاسنی، با یک توافق ناگفته میان بازدیدکنندگان، پُر از یادداشت‌هایی است که بر همین جنبه از عکس‌ها تأکید دارند. همیشه در حال عبور از کنار خانه‌های قدیمی در حال ویرانی و دیدن طاقچه‌ها، رف‌ها، پیش‌بخاری‌ها و نقش‌ها و عکس‌های باقی‌مانده روی دیوارها – به‌خصوص وقتی یک ردیف خانه، مثلأ به دلیل قرار گرفتن در طرح تعریض یا احداث خیابان و بزرگراهی تخریب می‌شوند – به خاطره‌ها و زندگی‌ها و داستان‌هایی فکر می‌کنم که طی سال‌های طولانی درون این دیوارها شکل گرفته و حالا اگرچه آن داستان‌ها در دل آدم‌ها زنده‌اند اما با ویرانی مکان‌ها دوره‌ای از این خاطره‌ها و داستان‌ها تمام و دوره‌ای دیگر آغاز می‌شود.
نکته دیگری که هنگام تماشای این ویرانه‌ها ذهن را مشغول می‌کند، سلیقه و دنیای آدم‌هایی‌ست که درون آن‌ها زندگی کرده‌اند. رنگ دیوارها، گچ‌بری‌ها و احتمالأ آینه‌کاری‌ها به‌اضافه نقاشی‌های روی دیوارها و طاقچه‌ها به صریح‌ترین شکل، سلیقه‌ها را نشان می‌دهد. جالب است که محاسنی شکوه منظره‌هایش را در ویرانی آن‌ها بازشناخته. و نکته اصلی کار او همین است. این دیوارها اگر عینأ به شکل پیش از ویرانی‌شان وجود داشتند و عکاسی می‌شدند فقط بازتاب سلیقه عامیانه ساکنان آن خانه‌ها از زیبایی بودند اما زیبایی‌شناسی انهدام به آن‌ها جلوه دیگری داده است. یعنی عکاس از «آثار»ی بدوی و سطح پایین، در پروسه ویرانی‌شان زیبایی‌شناسی تازه‌ای خلق کرده که ربطی به کیفیت اولیه‌شان ندارد و حالا تبدیل به آثاری از میترا محاسنی شده‌اند. اگر زمانی به این نقش‌های دیواری – که اغلب از طبیعت هستند – می‌شد با مسامحه عنوان «طبیعت بی‌جان» را داد، حالا با توجه به پس‌زمینه ماجرا و لوکیشن این تصویرها باید به آن‌ها «طبیعت ویران» گفت. چنین درک و برداشتی را مرهون چنین هنرمندانی هستیم.
می‌گویند کیارستمی و محاسنی در واقعیت دست برده‌اند و روی عکس‌ها با فتوشاپ کار کرده‌اند. این البته یک ادعا است. تازه اگر هم چنین کرده باشند هیچ ایرادی ندارد. تا آن‌جا که می‌دانم، این دخالت در حد تنظیم رنگ و ایجاد شفافیت در برخی از عکس‌هاست. اما حتی بیش از این هم ایرادی ندارد. این دیوارها مواد خام این هنرمندان است. آن‌ها قرار است از این مواد خام، آثاری هنری بیافرینند با رنگ‌ها و کمپوزیسیون‌های زیبا و چشم‌نواز. اگر جایی مثلأ رنگ یا محل قرار گرفتن یک درخت، یک تکه سنگ یا آجر با سلیقه آن‌ها جور درنمی‌آید، می‌توانند تغییرش بدهند و جابه‌جایش کنند. این اثر آن‌هاست، خوب یا بد. سندهای اداره آگاهی که نیستند تا قرار باشد کسی در صحنه تغییری ندهد.

Labels: ,



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©