فـيـلـم‌نـوشـتـه‌هـا



Saturday, May 14, 2011

پروفسور طاس

«درس» يونسکو به روایت مهرجویی

گرچه داریوش مهرجویی پیوندی قدیمی با تئاتر دارد اما تازه همین زمستان پارسال بود که توانست برای نخستین بار نمایشی را - در تماشاخانه شهر - بر صحنه ببرد. طبق معمول اگر الماس 33 را نادیده بگیریم، او از نخستین کار جدی سینمایی‌اش (گاو) با تئاتر پیوند داشته و با آقای هالو و پستچی و سارا این پیوند ادامه یافته است. انتخاب نمایش‌نامه درس از اوژن یونسکو (1994- 1909) نمایش‌نامه‌نویس رومانیایی/ فرانسوی، سلطان تئاتر ابسورد (در کنار ساموئل بکت)، بسیار به روحیه مهرجویی و حال‌وهوای آثارش در ده سال اخیر نزدیک است و انتخابی طبیعی به نظر می‌رسد (او چند سال پیش نمایش‌نامه آوازخوان طاس یونسکو را هم ترجمه کرده بود که به همراه ترجمه نمایش‌نامه درس منتشر شد)؛ هم به دغدغه‌های فلسفی مهرجویی درباره اختلال در روابط انسانی نزدیک است و هم به سبک یله و رهای اجرای سینمایی او در این سال‌ها. از آثار یونسکو فیلم سینمایی ساخته نشده اما کارهایش دست‌مایه فیلم‌های تلویزیونی بسیار شده است. دیالوگ‌محور بودن آثار او، فقدان قصه به مفهوم کلاسیک آن و گرایش به انتزاع، کار را برای اقتباس سینمایی از آثار او مشکل می‌کند.
نمایش‌نامه یک‌پرده‌ای درس از آثار اولیه یونسکو است که آن را در 1951 نوشته و همراه آوازخوان طاس از نمایش‌نامه‌های شاخص تئاتر ابسورد شمرده می‌شود. نمایش در آپارتمان یک استاد پنجاه‌شصت ساله فرانسوی می‌گذرد که با مستخدمه چهل‌پنجاه ساله‌اش زندگی می‌کند. او منتظر شاگرد جدیدش است که دخترکی هجده ساله است. در جریان تدریس، که گاهی با مقاومت و بدقلقی شاگرد همراه است، استاد به‌تدریج عصبانی و عصبانی‌تر می‌شود و دست آخر این چهلمین شاگردش را هم می‌کشد، در حالی که شاگرد تازه‌ای به آپارتمان پروفسور می‌رسد. نقش استاد را امیر جعفری، مستخدمش را نادر سلیمانی و شاگرد را طناز طباطبایی بازی می‌کند. رویکرد مهرجویی به این نمایش‌نامه، رویکردی کاریکاتوری است که طبعأ بیش‌ترین جلوه آن در بازی‌ها (لحن کلام و حرکت‌های بازیگران) است. انتخاب نادر سلیمانی برای بازی در نقش مستخدمه، علاوه بر این که در خدمت همین وجه کاریکاتوری است (زن‌پوشی)، وجه عملی و اجرایی ارتباط دو شخصیت ناهم‌جنس در شرایط کنونی ما را هم آسان‌تر می‌کند. از سوی دیگر با توجه به شناختی که مهرجویی از روحیه جامعه و حوصله متوسط تماشاگران دارد، و چون نمایش‌نامه داستان کلاسیک ندارد، بخشی از دیالوگ‌ها را حذف کرده و اجرایی تقریبأ هفتاد دقیقه‌ای حاصل کارش است تا از خسته‌کننده شدن نمایشی ابسورد و انتزاعی جلوگیری کند. از اجرای نمایش با توجه به شهرت و اعتبار مهرجویی و کنجکاوی دوست‌دارانش برای تماشای این نخستین تجربه تئاتری او استقبال خوبی شد و در اغلب شب‌های اجرا (اول تا 23 اسفند و سپس 14 تا 26 فروردین)، جمعیتی بیش از ظرفیت سالن تماشاگرش بودند.
نکته و مشکل مهم در این نمایش فقدان یک ایده محوری و جذاب اجرایی است که بُعد تازه‌ای به متن بیفزاید، وگرنه اجرای یک نمایش ابسورد در حد شفاهی کردن متن مکتوب متوقف می‌ماند؛ به‌خصوص که معمولأ این گونه نمایش‌نامه‌ها به دلیل دیالوگ‌محور بودن به تئاتر موسوم به «بی‌چیز» پهلو می‌زنند و طراحی صحنه هم در آن‌ها نقش اندکی دارند. کاریکاتوری کردن اجرا نمی‌تواند «ایده اجرایی» تلقی شود، زیرا بدیهی‌ترین و دم‌دست‌ترین رویکرد به یک نمایش‌نامه ابسورد است. جذابیت درس یونسکو به روایت مهرجویی در این اجرا، بازی با خط‌قرمزهای سیاسی و اجتماعی پیرامون ماست که بیش‌ترین جلوه آن در بازی امیر جعفری - در تقلید لحن کلام شخصیت‌های آشنای معاصر ایرانی - پیداست. جعفری در این زمینه بسیار از خود مایه گذاشته و انرژی فراوانی صرف کرده و به قاعده یک جعبه دستمال کاغذی صرف عرق‌ریزانش می‌کند! طناز طباطبایی نقش شاگرد جوان را طبق همان منطق کاریکاتوری با لحن و حرکت‌های کودکانه اجرا می‌کند و نادر سلیمانی شاید به دلیل جایگاه مطبخی‌اش و البته اقتدار نهفته در پس جایگاه پست اجتماعی‌اش، گاهی برای نگارنده یادآور قرقیِ قهوه تلخ است!

Labels:



[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©