فيلم نوشته‌ها



Friday, December 28, 2007

ادای ديـن

اصغر يوسفی‌نژاد




نگاهی حتی گذرا به کارنامه هوشنگ گلمکانی در نزديک به چهار دهه، که 25 سال آن در ماهنامه فيلم سپری شده، نشان می‌دهد که به صورت تمام‌وقت مشغول «ادای دين» به آثار و پديده‌هايی بوده که او را در خلسه فرو برده‌اند و يا احساس درد يا لذتی را در وجود او برانگيخته‌اند، اما به نظر می‌رسد که ارضای درونی او وقتی اتفاق می‌افتد که بتواند ديگران را هم در اين لذت سهيم کند.
همين ماهنامه فيلم واضح‌ترين ادای دينی است که در طی ربع قرن نثار پديده لذت‌بخش و شورآفرين سينما شده و گلمکانی همواره يکی از ستون‌های اصلی آن بوده است. ترديد دارم که در ادبيات سينمايی هم گامی به‌جز برای ادای دين به آثار و افرادی که برايش واقعأ محبوب بوده‌اند، برداشته باشد. چه آن‌ زمان که فيلم‌نامه‌هايی از فلينی، وندرس، آنتونيونی و تورناتوره را منتشر می‌کرده، و چه موقعی که برای تأليف کتاب زندگی و آثار عزت‌الله انتظامی آستين بالا می‌زده است. گلمکانی پشت دوربين هم که ايستاده، به قصد ادای دين بوده و فيلم گنگ خوابديده تجليل او از شخصيت و جايگاه يگانه محسن مخملباف در سينمای ايران بود. نکته ناخوشايند اين است که او در مورد خودش هيچ‌گونه ادای دينی را برنمی‌تابد و کسانی که به واسطه قلم او در لذتی سهيم می‌شوند، راهی برای ادای دين به او، به‌ويژه در ماهنامه فيلم پيدا نمی‌کنند. نگارنده که با محافظه‌کاری تمام می‌کوشد اين نوشته رنگ و بويی از ادای دين نسبت به يکی از بانيان ماهنامه فيلم باشد، هنوز نمی‌داند که اين چند سطر امکان چاپ در ماهنامه فيلم را پيدا خواهد کرد يا نه؟!
کـتـاب تـنـگـنـا جديدترين جلوه ادای دين گلمکانی به فيلمی است که سال‌ها با آن زيسته است «تدارک کتابی درباره اين فيلم حکم ادای دين به آن و سازنده‌اش را دارد.»[ص6] حتی اگر سازنده همان فيلم پس از 34 سال آن فيلم را قبول نداشته باشد.
اشاره به روند شکل‌گيری کتاب در اين‌جا که خود گلمکانی به‌طور مفصل در مقدمه به آن پرداخته، با خلاصه کردن باعث از دست رفتن جزئيات و حلاوت مطلب می‌شود. کافی‌ست از تشريح اين سير 34 ساله بياموزيم که در اين‌جا هر کس قصد انجام کاری جدی و به‌دردخور را داشته باشد بايد پی مشکلات تمام‌نشدنی را به تنش بمالد، از بس که اسناد و منابع برای اهل تحقيق وجود دارد! به همين علت سابقه انتشار کتاب‌هايی از اين دست در ايران به يکی‌دو کتابی که درباره وقايع‌نگاری فيلم‌هايی چون خانه دوست کجاست؟ و جستجوگر منتشر شده، محدود است. بنابراين اين ادعای گلمکانی که «اين مفصل‌ترين و دقيق‌ترين واقعه‌نگاری است که تا کنون از جريان ساخت يک فيلم ايرانی انجام شده است» به راحتی پذيرفتنی است. در مورد وقايع‌نگاری ساخت فيلم‌های خارجی هم باز گام اساسی را خود گلمکانی با ترجمه کتاب نقشی از رؤيا (جوليا هرش) برداشته که به چگونگی ساخته شدن ديگر فيلم محبوب او يعنی آوای موسيقی می‌پردازد.
گـزارش تـنـگـنـا نخستين بخش کتاب است که به واقعه‌نگاری آن‌چه گذشت و بازيابی لوکيشن‌ها اختصاص دارد. اشاره به برخی از جزئيات و اصرار بر روشن شدن هر نکته مبهم، حتی اگر به صورت طرح فرضيه باشد، حيرت‌انگيز است. چنين روندی کار را برای کسانی که احيانأ به فکر چنين کارهايی خواند افتاد، سخت می‌کند. بازيابی لوکيشن بخشی ابتکاری و جذاب است که به‌ويژه مقايسه عکس‌های مربوط به ديروز و امروز لوکيشن‌های فيلم مسائل ناگفتنی زيادی را بازتاب می‌دهد. نـقـد تـنـگـنـا شامل نوشته‌هايی از گلمکانی، پرويز دوايی و اسماعيل جمشيدی است و در بخش گفت‌وگوهای تـنـگـنـا با امير نادری، سعيد راد، محمدرضا اصلانی، جمشيد الوندی، عنايت بخشی و واروژ کريم‌مسيحی مصاحبه شده و يادداشتی هم از محمد اسکندری چاپ شده است. در اين کتاب هم چنين دو فيلم‌نامه کار و فيلم‌نامه تنظيم شده از فيلم آمده که برای مقايسه علاقه‌مندان مناسب است.


[ / ]




.مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©